تبلیغات

برچسب :

انجمن روانشناسی دانشگاه پیام

نوشته مرتبط با این برچسب :
انرژی مثبت چیست ؟
مقدمه : همه ما معمولا ًبه دنبال موفقیت شاد  و در صورت نرسیدن به خواسته‌هایمان اندوهگین مي‌شویم. برای نمونه، گرفتن نمره بالا در یک امتحان موجب شادمانی یک دانشجو و مردود شدن در یک درس، موجب اندوهگینی او می شود. حالت هیجانی که به دنبال موفقیت یا شکست، اتفاق می‌افتد،  عاطفه نام دارد. عاطفه، کوتاه مدت است؛ مثلاً نمره خوب برای چند ساعت یا حداکثر چند روز باعث شادی مي‌شود و شکست نیز برای مدتی فرد را اندوهگین می‌کند ولی این اندوه همیشگی نیست. گاهی با افرادی روبه‌رو مي‌شویم که همیشه شاد یا همیشه غمگین هستند و این حالت هیجانی آنها ارتباطی با مسایل محیطی و رویدادهای زندگیشان ندارد.

این حالت‌های هیجانی درازمدت که ربطی به امور روزانه ندارند خُلق خوانده مي‌شوند. فردی با خُلق شاد، همیشه خوشحال است. حتی رویدادهایی که به نظر دیگران ناخوشایند است به نظر او خوب میرسد. برای نمونه، در درسی نمره قبولی نیاورده است اما با خودش می‌گوید: چه خوب شد که مردود شدم؛ حالا می‌توانم این درس را با دقت بیشتری مطالعه کنم و نمره خوبی بگیرم. اما فردی که خُلق افسرده دارد در برابر رویدادهای خوشایند هم واکنش منفی دارد؛ مثلاً همسرش به او می‌گوید: برای دخترمان یک خواستگار خوب آمده اما او در قبال اشتیاق همسرش، می‌گوید: اگر هم ازدواج کنند فردا یک بچه بیچاره به جمع آدم‌های بدبخت و بیچاره اضافه می‌شود پس کسی که خُلق شاد دارد، همان کسی است که امروزیها میگویند انرژی مثبت دارد و باعث شادی دیگران مي‌شود. فردی هم که خُلق افسرده دارد، همان کسی است که به اصطلاح امروزیها، انرژی منفی دارد.

می‌توان این نکته را هم اضافه کرد که نفراول، شخصی خوش‌بین  و نفر دوم فردی  بدبین است. البته  باید گفت که خُلق شاد اغراقی موجب اشکالات بسیار در ارزیابی واقعیات مي‌شود؛ به نحوی‌که فرد همه چیز را آسان و سهل می‌پندارد یا در برآورد توانایی‌های خود به صورتی غیرمنطقی اغراق می‌کند و وارد اموری می‌شود که متناسب با توان او نیست. برای نمونه، در آن واحد چند کار را با هم شروع می‌کند یا سرمایه گذاری‌های بدون برنامه  انجام می دهد. به توانمندی‌های خویش بیندیشید (نه به نابه‌سامانی‌ها)و به آنچه توانسته‌اید کسب کنید فکر کنید (نه به فقدان‌ها). باید وجود خود را بپذیرید و باور داشته باشید و بدانید که اگر نارسایی‌هایی دارید به همان اندازه امتیازهایی نیز دارید. مادرانی که می‌خواهند کودکانی خوش‌بین و مثبت اندیش داشته باشند، باید به بچه‌ها احترام بگذارند و کودکان را برای دستاوردهایی هر چند کوچک تشویق کنند و از تمسخر آنان شدیداً بپرهیزند. برای کارهای خوب بچه‌ها باید در حضور جمع از آنان قدردانی کنید و اگر نیازی به تذکر دارند در خلوت به آنان تذکر  بدهید. بکوشید توانایی‌های ویژه کودک خویش را کشف کنید و مانند یک باغبان از وی مراقبت نمایید تا آن چیزی شود که خداوند در فطرت او قرار داده است، نه آنکه مانند  یک مجسمه‌ساز تلاش کنید تا کودک را به شکلی که خود دوست دارید درآورید.



شما فقط به یک طریق می توانید وقت و زندگی خود را تحت کنترل در آورید و آن هم تغییر دادن روش فکر کردن، کار کردن و نحوه روبرو شدن با سیل بی‌پایان کارهایی است که هر روز بر سرتان می‌ریزد. میزان تحت کنترل در آوردن کارها و فعالیت‌هایتان بستگی دارد به اینکه تا چه حد بتوانید انجام بعضی از کارها را متوقف کنید و به جای آن وقت بیشتری را صرف فعالیت‌های

 آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه این خود ما هستیم كه از طریق بسیاری از اعمالی كه انجام می‌دهیم یا اندیشه‌هایی كه می‌كنیم و حرف‌هایی كه بر زبان می‌آوریم، مجازات‌ها و تنبیهات خود را تعیین و مشخص می‌كنیم. یعنی اگر تفكرات و اندیشه‌های ما مثبت باشند ما انرژی مثبت موجود در پیرامونمان را به خود جذب می‌كنیم و اگر تفكرات و اندیشه‌های ما منفی باشند، به تناسب انرژی منفی موجود در پیرامونمان را جذب می كنیم. راستی انرژی مثبت چیست؟

انرژی مثبت اساساً همان چیزی است كه در ذهن خود تصوری درست و مثبت از آن داریم؛ یعنی همان نور، خوبی، محبت، عشق، انفاق، صبر، احسان به همنوع، امیدواری و...

و به همان اندازه انرژی منفی همان چیزی است كه در ذهن خود تصویری منفی ونا درست از آن داریم؛ تاریكی، ظلمت و نفرت بد جنسی، شرارت، رذالت، بی‌صبری، خودخواهی، تعصب، ناامیدی و یأس و اندوه.

این دو انرژی مثبت و منفی در دو قطب مخالف از همدیگر فعالیت می‌كنند و ضد یكدیگر هستند. زمانی که ما بتوانیم این انرژی‌ها را در درونمان، آرام سازیم و بر آن‌ها تسلط یابیم بی‌درنگ خدمتگذار ما می‌شوند. هر چیز مثبت، مثبت خود را جذب می‌كند و هر چیز منفی، منفی خود را. نور در جستجوی نور است و ظلمت شیفته ظلمت. پس چنانچه ما كاملاً مثبت یا كاملاً منفی بشویم كم كم به سراغ اشخاصي می‌رویم و جذب می‌شویم كه مانند خود ما هستند. اما نباید فراموش كرد كه ما خود مثبت و یا منفی را انتخاب می‌كنیم. صرفاً با تفكر اندیشه‌های مثبت و بیان مطالب خوب و مثبت قادر می‌شویم انرژی مثبت را به خود جذب كنیم. انسان با بیان مطالب، قادر است میدان انرژی اطراف بدنش را تحت تأثیر قرار دهد. زیرا قدرتی عظیم در افكار و اندیشه های ما نهفته است و این خود ما هستیم كه محیط اطرافمان را با افكاری كه در ذهن داریم، می‌آفرینیم.

روان قدرتی عظیم برای كنترل ذهن دارد و ذهن نیز بر جسم مسلط است.  زمانیكه ذهن و فكر ما منفی باشد، انرژی منفی اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدریجی سیستم دفاعی بدن شده و كالبد فیزیكی یارای مقاومت و مصونیت از بیماری‌ها و امراض را ندارد و این زمانی بیشتر از همه صادق است كه افكار ما (منفی) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نیازها و مشكلات دیگران اهمیتی ندهد. حال آنكه اگر به فكر خدمت به دیگران باشد می‌تواند امراض خود را شفا دهد. با پرورش نیروی ایمان كه مانند كشت گیاهان است و داشتن این تصور كه اگر خوبی كنیم، خوبی دریافت می‌كنیم و اگر بدی كنیم، بدی  می‌بینیم و اینكه با داشتن تفكر مثبت و بیان جملات و واژه‌هایی هر چند ساده كه قادرند یكی از دو نوع انرژی مثبت و یا منفی را جذب كنند، خواهیم دید كه این خود ما هستیم كه می‌توانیم در راهرویی پیچ در پیچ از ناامیدی و اندوه قدم بگذاریم یا در جاده‌ای عریض و پهن و دلپذیر از تحقق آرزوها ، امیدها و سعادت و نیكبختی‌مان گام برداریم.
حقیقت این است كه اندیشه‌های ما، از قدرتی خارق‌العاده برخوردارند.
ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می‌گیرد. ضمیر ناخودآگاه نمی‌تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم می‌تواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه آدمی سازنده نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه زیبا و مثبت می‌تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشه منفی و یأس آور می‌تواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسان‌ها همان خواهند شد که در اندیشه آنند، بنابراین آینده هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که توانسته‌اند در ذهن خود اندیشه‌های مثبت داشته باشند؛ آنان که می‌پندارند" قادرنیستند"، در واقع مثبت نگری را کنار گذاشته و بر جنبه‌های منفی وقایع تمرکز کرده‌اند. خانواده کانون یادگاری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده مثبت اندیش اعضای خانواده خود را قادر و توانا می‌دانند ونگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانواده‌هایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
براي مطالعه بيشتر به سطح سوم مراجعه كنيد
هرچيزي براي اينکه بتواند بقا داشته باشد و به زندگي ادامه دهد به انرژي نياز دارد. اين قانون شامل رفتار و کردار ما هم مي‌شود. البته انرژيها هميشه باعث بقا نمي‌شوند و بعضي از آن‌ها بازدارنده هستند و مانند ترمز اتومبيل عمل مي‌کنند.
اگر به کارهايمان انرژي مثبت دهيم به آن‌ها سوخت رسانده‌ايم و موجب ادامه حرکت آن‌ها مي‌شويم، اما اگر به اعمال خود انرژي منفي رسانيم مانند همان ترمز اتومبيل عمل کرده‌ايم و باعث توقف رفتار مورد نظر خواهيم شد. انرژي مثبت و منفي را ديگران هم مي‌توانند به ما بدهند، برخلاف بنزين که هيچ کس حاضر نيست کارت سوختش را به کسي قرض يا هديه بدهد، رفتار، کلام و عکس العملهاي ديگران مانند نقل و نبات به ما انرژي مثبت و منفي اهدا مي کنند.
ما در طول روز انرژي‌هاي مثبت و منفي زيادي را از ديگران در قالب تشويق، انتقاد، توصيه، مشورت، تجربه يا درد دل دريافت مي‌کنيم يا به خود و ديگران هديه مي‌دهيم، غافل از اينکه انرژي‌هاي منفي که عمداً يا سهواً در لابه‌لاي اين پيشنهادات و مشاوره‌ها وجود دارد بين ما و اهدافمان فاصله مي‌اندازند و سرعت حرکت ما را کم و کمتر مي‌کنند.
وقتي که به صحت رفتار يا هدف خود ايمان داريم و با قدرت تمام به آن مي‌پردازيم و هر زمان در حال توسعه و ارتقاي آن هستيم يا حتي از جانب ديگران مورد تشويق، تمجيد و حمايت قرار مي‌گيريم، انرژي‌هاي مثبت بسياري دريافت کرده‌ايم که قدرت و سرعت ما را در پيشبرد هرچه بهتر آن رفتار يا هدف بيشتر و بيشتر خواهد کرد.
اما اگر در انجام کارها يا رفتار خود شک و ترديد راه دهيم، تحت تأثير  افکار بازدارنده افراد منفي‌گرا و سواستفاده‌گر قرار بگيريم يا کار و رفتار خود را تقويت نکنيم و به آن نپردازيم، فکر نکنيم و خشنود نباشيم، با حجم زيادي از انرژي‌هاي منفي رو به رو شده‌ايم که با قدرت تمام ما را از پا در مي‌آورند. اگر به برنامه، اهداف و رفتارهايي که انجام مي‌دهيم فکر نکنيم و در مورد آن‌ها بي‌اعتنا شويم و از جانب اطرافيان تشويق و ترغيب نگرديم، به اين معني است که سوخت رساني به آن‌ها را قطع کرده‌ايم و موجب از بين رفتنشان شده‌ايم.
بله به همين راحتي مي‌شود يک فکر، برنامه يا رفتار خوب را کنار گذاشت و از سر بيرون کرد. البته اين راهکار بسيار خوبي است و ما بايد براي از بين بردن رفتار و عادت‌هاي اشتباه خود از آن استفاده کنيم. دقت کنيد، فقط و فقط رفتار و عادت‌هاي ناپسند.
وقتي عادت ناپسندي داريم مي‌توانيم با قطع انرژي آن موجب تضعيف و درنهايت نابودي‌اش شويم. تنها کافي است که با بي‌توجهي، عدم حمايت و عدم تکرار آن باعث شويم تا به فراموشي سپرده شود و از ذهن ما بيرون رود. در اين حالت اگر به آن انرژي منفي هم بدهيم موجب نفرت ما از آن موضوع مي‌گردد. مانند فرد سيگاري که بعد از مدتي دوري از سيگار با يادآوري و تکرار مضرات و عواقب دردناک استفاده از آن باعث ايجاد تنفر و دشمني خود با سيگار مي‌شود.
نکته‌اي که در اينجا حائز اهميت است اين است که ما بايد بتوانيم انرژي‌هاي مثبت و منفي را بشناسيم و آن‌ها را از يکديگر تفکيک کنيم و در زمان مناسب از آن‌ها استفاده کنيم. کارهاي خوب تنها به انرژي مثبت نياز دارند و کارهاي بد به انرژي منفي. اگر به رفتار خوب خود انرژي منفي برسانيم مانند اين است که در باک اتومبيل خود به جاي بنزين آب ريخته باشيم. آيا آب در موتور خودرو موجب اختلال و از کار افتادن آن نمي‌شود؟ يا اگر به کارهاي منفي خود انرژي مثبت وارد کنيم مانند اين است که به يک جانور وحشتناک و خطرناک داروي شفابخش و تقويت کننده بدهيم و موجب بقاي آن گرديم.
در زمان انجام کارهاي خوب بايد مراقب باشيم تا از گزند افکار بازدارنده‌ي افراد بدبين و منفي‌گرا، سواستفاده‌گرو خرده بين، در امان باشيم. بهتر است رفتار و اهداف مثبت خود را که احساس مي‌کنيم تحت تأثير  اين افراد قرار خواهد گرفت کمتر براي آن‌ها بازگو کنيم. هوشيارانه مواظب نظرات ديگران باشيد و زماني که با انرژي‌هاي منفي آن‌ها روبه رو مي‌شويد از همان راه‌کاري که براي از بين بردن اعمال منفي خود (بي‌اعتنايي و عدم تقويت) استفاده مي‌کنيد، بهره ببريد تا از ذهنتان بيرون رود. بيشتر سعي کنيد تا با افراد مشوق و مثبت گرا رابطه برقرار کنيد و اهداف و رفتارهاي خود را با آن‌ها در ميان بگذاريد.
براي مطالعه بيشتر به سطح سوم مراجعه كنيد
اين موضوع مهم را هم يادتان باشد که براي بهتر شدن، تقويت و رشد اهداف و رفتار شايسته ديگران بهتر است که به آن‌ها انرژي مثبت بدهيد و با بازگو کردن اعمال شايسته آن‌ها و تشويق، تمجيد و تعريف از رفتارهاي خوبشان، نشان دهيد و تاکيد کنيد که راه درستي را در پيش گرفته‌اند. اين عمل در نزد طرف مقابل تأثير به‌سزايي خواهد داشت. شايد در ظاهر نشان ندهد اما بيش از آن که خودتان فکر بکنيد او را اميدوار و علاقمند نموده‌ايد.
زماني که فرد ديگري را مشورت و راهنمايي مي‌کنيم، خيلي بايد دقت کنيم تا به اشتباه و از روي بي‌اطلاعي به او انرژي متضاد وارد نکنيم و اشتباها او را در دام توهم نياندازيم.
هميشه بهترين راه اين است که وقتي از موضوعي اطلاع و آگاهي کامل نداريم در مورد آن اظهار نظر نکنيم و طرف مقابل را به اشتباه نياندازيم. زيرا ممکن است با انجام عکس‌العمل يا انتقاد و تشويق اشتباه او را گمراه کنيم. ما تنها بايد آن فرد را راهنمايي کنيم تا با شخص مطلع و واقع بيني مشورت کند و فريب افکار منفي کسي را نخورد.
براي مطالعه بيشتر به سطح سوم مراجعه كنيد
تعریف تفکر مثبت
شیوه‌ای از فکر کردن است که فرد را قادر میسازد نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علایق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشند و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیریم.
براي مطالعه بيشتر به سطح سوم مراجعه كنيد
 
در سطح سوم می‌خوانیم:
شانس نوعی انرژی
مفهوم انرژي
افکار مثبت ومنفی
1- شور و نشاط، تضمین خوشبختی
2- نگرانی مثبت
3- اعتماد به نفس داشته باشید
4- غول چراغ جادو
قوانين جذب
چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟
چگونه جذب کنیم؟
چه چیزهایی در روند قانون جذب تأثیرگذارند؟
وابستگی به اهداف بسیار خطرناک است
قانون کارما
قانون افزایش
چگونه انرژي منفي را از خود دور سازيم
وقتی منفی بافی می‌كنیم چه اتفاقی می‌افتد؟
تبادل انرژی
پاک کردن انرژی‌های منفی
نقش دعا در انرژي مثبت
انرژی مثبت در زندگی زناشویی
چيدمان خانه براي جذب انرژي مثبت 
ورودي خانه
توصيه هاي مفيد
گام‌هاي اصلي براي چيدمان مناسب اتاق خواب
موفقيت توليد انرژي مثبت در دوثانيه
راهکارهای تقویت تفکر مثبت

 

 

سایه‌ها نتیجه‌ي پشت کردن دیوارها به آفتابند، گستاخی دیوارها را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم!!

 شانس نوعی انرژی
واقعاً شانس چیست؟ ایا واقعیت دارد؟ انرژی مثبت چیست؟ انرژی منفی چیست؟ این مقاله به این می‌پردازد که ایا این چیزها واقعیت دارد؟ یا خرافه‌ای بیش نیست. در این مقاله سعی شده است که با دیدگاه علمی و غیرمتعصبانه به این امر پرداخته شود. زیرا این مسئله سوال بسیاری از مردم است.
ابتدا باید در مورد انرژی و ماهیت آن صحبت کنیم. خیلی از آدمها  حتی نمی‌دانند که این دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم از چه چیزی ساخته شده است پس ابتدا باهم طبق نظریه‌های علمی راه خود را پیش می‌بریم و به این می‌پردازیم که دنیا از چه چیز ساخته شده است:
دنیای اطراف از ماده و انرژی ساخته شده است: ماهیت انرژی هنوز به طور کامل کشف نشده است اما می‌دانیم که انرژی با  فرکانس نیز سنجیده می‌شود. هرچه فرکانس یک انرژی بالاتر  باشد قوی‌تر است.
ماده از چه ساخته شده است؟ از ملکول
ملکول از چه ساخته شده است؟ از اتم
اتم از چه؟ از پروتون و الکترون و نوترون.
الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است. پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد. و اما پروتون از چه ساخته شده است؟ در کتاب استفان هاوکینگ آمده است: "تقریباً بیست سال پیش چنین فکر می‌شد که پروتونها و نوترون‌ها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایش‌هايی که در آنها پروتون‌ها با سرعت‌های زیادی به پروتون‌ها یا الکترون‌های دیگر برخورد می‌کردند نشان دادند که آنها در واقع  از ذرات کوچکتری تشکیل یافته‌اند و آنها کوارک هستند."
و اما آخرین سوال کوارک‌ها از چه ساخته شده‌اند؟
جواب سوال را خود استفان هاوکینگ به ما داده است می‌دانیم که استفان هاوکینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است. او می‌گوید کوارک‌ها از انرژی ساخته شده‌اند. پس می‌توانیم  بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است.
چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است که دیدیم که اخیرا کشف شده است که ماده نیز از انرژی ساخته شده است.
 تنوع نوع ماده در دنیا به فرکانس و طول موج انرژی مربوط  می‌شود اگر همه چیز در دنیا دارای یک فرکانس و ارتعاش بود  همه چیز یکی می‌شد.
هرچه فرکانس بالاتر باشد پس جنس لطیف‌تر می‌شود.
 لطیف‌ترین جنسی که قابل دیدن و لمس کردن است آتش است و سخت‌ترین اجناس سنگ و فلز هستند که ارتعاش پایینی دارند . ما اما می‌خواهیم بپردازیم به جنس‌های لطیف و در آنها کنکاش کنیم.
افکار ما و خاطرات و ذهن ما ماده‌ای هستند با انرژی و فرکانس بسیار بالا به خاطر همین غیر قابل دیدن
اما  قابل درک هستند. برای همین است که وقتی فکر می‌کنیم یا درس می‌خوانیم گرسنه می‌شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فکر استفاده کرده‌ایم و حال باید انرژی از دست رفته را بر گردانیم.
طی آزمایش بسیار دقیقی که در یکی از دانشگاههای آمریکا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بسیار بالا قرار دادند و از او خواستند که که یک ضرب 5 رقمی در 5 را رقمی انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد که وزن دانشجو در حد بسیار کم افزایش یافته است. بنابراین انرژی وزن نیز دارد. پس افکار منفی و مثبت هر کدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند و حتی می‌توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تأثیر بگذارند. به خاطر همین است که وقتی موسیقی ملایم گوش می‌دهیم آرام می‌شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می‌کنیم مشوش می‌شویم این تنها به خاطر تفاوت فرکانس‌های دو موسیقی است.
رمز و راز دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم در انرژی و ماهیت آن نهفته است به خاطر همین است که انیشتین بزرگترین دانشمند دنيا مهمترین فرمول را E = MC^2 می‌داند و حاصل سال‌ها تفکر و تحقیق در همین فرمول گنجانده شده است.
فرمولی که به بررسی وضعیت و رابطه میان ماده و انرژی می پردازد (البته توضیح این فرمول از حوصله این بحث خارج است).
وقتی با دید انرژی به هستی نگاه کنیم می‌توانیم خیلی از ناشناخته‌ها را کشف و برای تمام عجایب دلیل بیاوریم.
 البته این نکته بسیار ضروری است که بدانیم ما هیچگاه نمی‌توانیم بگوییم طرز فکر خاصی عین واقعیت است و طبیعت دقیقاً از همین قانون پیروی می‌کند زیرا انیشتین می‌گوید:
"جهان هستی مانند ساعتی است که بر روی دیوار نصب شده است ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم به درون ساعت نگاه کنیم ما از شواهد و قرائنی که وجود دارد (مثل عقربه‌ها و اعداد روی صفحه) و از رفتاری که جهان دارد مثل حرکت عقربه‌ها قانون درونی آن را حدس می‌زنیم اما هیچ‌گاه نمی‌توانیم بگوییم که دقیقاً داخل ساعت همانطور که ما حدس زده‌ایم کار می‌کند.
 ما فقط باید دستگاهی را به وجود آوریم که جهان هستی آن را تایید کند. این دستگاه یکتا نیست، بلکه می‌توان بیشمار دستگاه ایجاد کرد که طبیعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها می‌توانیم نسبت به دستگاه خاصی بگوییم که فلان چیز صحیح و فلان چیز غلط است." و این همان نظریه نسبیت انیشتین است که بسیار ساده شده است. بنابر این ما همیشه بدنبال آن هستیم که دستگاهی را به وجود آوریم که جواب خیلی از سوال‌های ما را داشته باشد و تا به امروز انرژی اکثر آنچه که در سال‌های پیش عجایب خوانده شده است را پاسخ بدهد مثل کارهای عجیبی که مرتاض‌های هندی انجام می‌دهند. تنها کاری که مرتاض‌ها انجام می‌دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است. به خاطر همین می‌توانندبه زعم خود حتی از دیوار رد شوند، اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن کنند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده‌اند و بدن تبدیل به یک ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عکس العمل‌ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می‌دهد. اما چطور می‌شود ارتعاش را بالا برد؟ این مسئله بحث بسیاری دارد که در این جا در یک یا دو صفحه نمی‌توان گفت فقط می‌توان به این نکته اشاره کرد که یکی از راه‌ها تمرکز کردن است.
بسیاری از اوقات هنگامی که  به چیزی  معتقد هستیم همان بر سرمان می‌آید. مثلاً معتقدیم که بعد از هر خنده گریه هست این باعث می‌شود که ناخودآگاه ما انرژی‌هایی از خود ساطع کنیم که در جهان هستی تأثیر گذار باشد. ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد که ما معتقد به آن هستیم بنابر این ما را به سمت گریه کردن می‌کشاند و ما در تمام لحظات بدون اینکه خودمان بدانیم به سمت گریه کردن سوق پیدا می‌کنیم که در نهایت علت آن را پیدا می‌کنیم (ناخودآگاه آن را پیدا می‌کند) و گریه می‌کنیم. انرژی افکار ما در محیط پخش می‌شود و روی همه چیز تأثیر می گذارد.
احتمالاً حتماً برای شما پیش آمده که از محل و یا مکانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید که به آنجا بروید. این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی‌های منفی موجود در آنجا است که روی شما تأثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می‌شوید. و هزاران پدیده دیگر که علت همه آنها انرژی است. در مورد شانس هم همین‌طور است:
وقتی ما احساس کنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تأثیر می‌گذاریم. فکر ما، احساس ما و باورهای ما باعث می‌شود انرژی‌هایی در دنیا پخش شود که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند. هر انسانی که معتقد است بسیار بدشانس است همیشه بدشانسی می‌آورد. بین افرادی‌که می شناسیم خیلی‌ها را می‌بینیم که به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بدشانسی می‌آورند. بهتر است از این به بعد فکر کنیم خوش شانسیم. به هر حال اگر هم هیچ تأثیری نداشته باشد این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خیلی از موقعیت‌ها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم  بود.
"ما انسان‌ها همانی هستیم که در کودکی آینده خود را تصور می‌کردیم"
مفهوم انرژي
بدون انرژی هیچ کاری انجام نمی‌شود فقط زمانی که به حد کافی انرژی داشته باشیم می‌توانیم درست بیندیشیم و مسائل را با بینشی دقیق و صحیح مورد ارزیابی قرار دهیم. زمانی که انرژی کافی داشته باشیم می‌توانیم به مسائلی که برایمان اهمیت دارند و کارهایی که باید انجام شوند، بپردازیم اما فراموش نکنیم تنها هنگامی می‌توانیم احساس خوشبختی را درون خویش پیداکنیم که از انرژی ذخیره شده کافی برای افزایش کیفیت همه کارها در زندگی برخوردار باشیم. در بدن ما برای تداوم حیات فعل و انفعالات بسیاری به‌طور خودکار انجام می‌شود فعل و انفعالاتی که هیچ‌گاه به آن فکر نمی‌کنیم، ما می‌توانیم از این فعل و انفعالات بدن خود انرژی لازم را خلق و احساس خوشبختی را از هر آنچه که هم‌اکنون در پیش رو داریم به دست آوریم، پس انرژی مثبت به یکدیگر بدهیم.
افکار مثبت ومنفی:
افکارمثبت، افکاری سازنده، انگیزه و انرژی بخش هستند که بر اثر تلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه می‌یابد و باعث می شود ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالیکه افکار منفی، افکاری بازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می‌کنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.
نحوه تکلم انسان‌ها بيانگر نحوه تفکر آن‌هاست. مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم تا انرژي مثبت خود را به ديگران منتقل کنيم.
5- شور و نشاط، تضمین خوشبختی
آیا شما هم افرادی را می‌شناسید که دارای انرژی فوق‌العاده‌ای هستند و حتی تا سنین بالا نیز به ‌طور غیرقابل تصور فعال و توانمند باقی می‌مانند؟ ما چه چیزی را باید از این افراد بیاموزیم؟ آن‌ها یک اصل مهم را شعار زندگی خود قرار می‌دهند؛ هر کاری که برای ما لذت‌بخش باشد آن را آسان‌تر و کم زحمت‌تر انجام می‌دهیم و در عین حال احساس خوشحالی و خوشبختی را در حاشیه اعمالمان لمس می‌کنیم. اگر کاری را با علاقه و لذت انجام دهیم به‌طور معمول انرژی کم‌تری به کار می‌بریم و برای آن کار شور و شوق از خود نشان می‌دهیم مگر خوشبختی اکنون چیزی جز داشتن شور و نشاط در هر موردیست؟ به عبارتی شور و نشاط تضمین خوشبختی است.
6- نگرانی مثبت
فراموش نکنید که نگرانی و فشار، یک جنبه مثبت نیز دارد. نگرانی مثبت می‌تواند قدرت و انگیزه به وجود بیاورد. هنگام صرف تلاش زیاد برای انجام کار یا مبارزه‌طلبی (مثلاً در مسابقات ورزشی، امتحانات، ارتقای شغلی رقابت‌جویانه) ما در حال تجربه نگرانی مثبت هستیم. از موارد دیگر نگرانی مثبت می‌توان از انجام همراه با موفقیت یک وظیفه یا تکلیف مشکل برای برتری یافتن بر دیگران و تجربه کردن تأیید و تحسین آنان نام برد.
7- اعتماد به نفس داشته باشید
این ده دستور ساده و عملی برای غلبه بر احساس خود کم‌بینی است. به این برنامه عمل کنید تا شما هم جزو افرادی باشید که به قوای درونی خود ایمان آورده و احساس قدرت تازه‌ای می‌کنند.
* تصویر ذهنی فردی موفق و خوشبخت را به‌‌طور مستمر و دائمی در ذهن خود حک و تثبیت کنید. به این تصویر محکم بیاویزید و اجازه ندهید محو شود. ذهنتان به تدریج تصویر داده شده را ثبت می‌کند. هرگز به صورت آدمی شکست خورده به خود نگاه نکنید. به قدرت واقعی تصویر ذهنی شک نکنید چرا که این کار خطرناک است چون هر چیز به ذهن وارد شود آن را تقویت می‌کند. صرف‌نظر از این‌که در حال حاضر اوضاع چقدر بد و ناگوار به نظر می‌رسد همواره تصویر موفقیت را در ذهنتان مجسم کنید.
* هرگاه فکری منفی می‌خواهد ذهنتان را به خود مشغول کند با وارد کردن فکری مثبت آن را از مغزتان بیرون کنید.
*‌ مسایل و موانع را در ذهنتان بزرگ نکنید. هر مانعی را کوچک و بی‌ارزش بشمارید و آن را تا حد امکان با دقت بررسی و به‌طور موثر مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. مسائل را باید آن‌طور که هستند دید؛ نباید اجازه داد افکار منفی آن‌ها را بزرگ‌تر از آنچه هست جلوه دهد.
* تحت تأثیر اعمال و موفقیت‌های اطرافیان قرار نگرفته و سعی نکنید از آن‌ها تقلید کنید. هیچ‌کس نمی‌تواند به خوبی شما باشد یادتان باشد که بسیاری از افراد با وجود رفتار و ظاهری مطمئن، همان‌قدر گرفتار ترس و تردید هستند که شما هستید.
* این کلمات پویا و نیروبخش را روزی ده بار تکرار کنید «وقتی خدا با ماست چه کسی می‌تواند بر ما غلبه کند».
* از مشاوری صلاحیت‌دار کمک گرفته تا بدانید چرا اعمالی منفی از شما سر می‌زند. علت حقارت و بدگمانی به خویشتن را که بیشتر ریشه در کودکی دارد ریشه‌یابی کنید. شناخت آن‌ها راهی به سوی درمان آن‌هاست.
* روزی ده بار جمله زیر را با صدای بلند تکرار کنید «من می‌توانم، آری من می‌توانم به کمک خدایی که به من نیرو می‌بخشد به انجام هر کاری که بخواهم موفق شوم. آری، من می‌توانم».
* توانایی‌های بالقوه خود را ارزیابی کنید و سپس آن‌ها را چند برابر افزایش دهید البته به خود مغرور نشوید اما حس احترام به خود را تقویت و افزایش دهید.
* خود را به ذات احدیت بسپارید برای این کار کافیست بدانید قلب شما خانه خداست.
* به خود بگویید چرا من از قلب خویش نیروی ماورای طبیعت را به سوی خود و زندگی خود جذب نکنم؟
8- غول چراغ جادو
غول چراغ جادو می‌گوید: شنیدم که می‌گویی دیگران باعث شده‌اند که در این نقطه که مورد رضایتت‌ نیست قرار گیرید اما ارباب من، اصلاً دیگران در این تفسیر وجود ندارند. هر یک از ما دیگری است که مستقل می‌اندیشد و عمل می‌کند. اگر به دقت به رفتارها بنگری، درخواهی یافت که ناتوانی عاطفی و خونسردی و عدم تفاهم و مقاومت در برابر دگرگونی‌های مثبت و آنچه را که در دیگران می‌بینی به راستی از خود توست. تو خود بر روي آن‌ها با اندیشه‌ای متفاوت و تنها روی محدوده باورهایت تمرکز نموده‌ای. اگر کاری انجام نشده این خودت هستی که آن را انجام نداده‌ای. اگر سوء‌تفاهمی ایجاد شده خودت به‌ آن باور دامن زده‌ای اگر در رنج و فشار عاطفی قرار داری خودت آن را برگزیده‌ای. اگر تمامی آنچه را که آرزو داری انجام نمی‌شود این خودت هستی که تن به دگرگونی نمی‌دهی پس نباید از عدم هستی در خوشبختی شیرین خودت رنج ببری.
هیچ‌کس نمی‌تواند به شما بیاموزد که تو باید حتماً دگرگون شوی مگر خودت بخواهی ارباب من، هیچ کسی نمی‌تواند برایت از بیرون شادی و آرامش مهیا کند تا خودت این احساسات زیبا را در درون خویش مهمان کنی البته اگر بتوانی با حداقل‌ها هم سازگار باشی هیچ‌کس نمی‌تواند استعدادهای شما را تا واقعاً خودت نخواهی از قوه به فعل درآورد و تو را تحقق بخشد. شما خود و تنها خود می‌توانی خویشتن را دریابی و از نو آغاز کنی. تنها كافيست روی دو پایت بایستی و فریاد برآوری این یگانه کسی است که می‌تواند جایگاه بودن را در این نقطه پر کند.
قوانين جذب
همه کم و بیش در مورد قانون جذب و جایگاه آن در زندگی می‏دانیم. اما در مورد اینکه چه چیزهایی باعث جذب بیشتر می‌گردند باید توجه داشت که رعایت بعضی امور بسیار ساده فرآیند جذب را بیش از پیش جلو می‏رانند از جمله:
۱ – خلاء (خالی بودن)
۲ – هماهنگی با هستی
۳ – پاکی و نظافت
۴ – نظم
۵ – سکوت و آرامش
و...
که همه و همه جزء قوانین طبیعت می‏باشند. رعایت کردن این موارد بسیار مهم است و ما ناخودآگاه بسیاری از این موارد را گاه و بیگاه رعایت نموده و مشمول دریافت موهبت‌ها و خوبی‏ها می‏شویم.
اما اینکه خلاء همیشه باعث جذب است و یا به زبانی دیگر عامل هر نوع جذب، خلاء است را باید ابتدا باور کنیم. تصور کنید گردبادها به ازای خلاء درونشان شایسته‌ي جذب می‏شوند؛ مثلاً گردبادهای کنار میدان‌ها و گوشه‌ي پارک ها را با گردبادهای بزرگ در شهرهای کوچک با هم مقایسه کنید، هر چقدر بزرگتر، جذب بیشتر.
روزها هستی پیرامون ما ‌مشغول کار و تلاش، مشغول تخلیه‌ي انرژی و آمادگی برای جذب‏های بعدی هستند. همچنان‌که روز به نیمه می‏رسد، تخلیه‌ي انرژی نیز رو به افزایش می‏گذارد تا اینکه کم‏کم به عصر نزدیک شده و انرژی کاملا تخلیه می‏گردد. سپس شب فرا می‏رسد. همزمان با فرارسیدن شب، هستی نیز در آرامش فرو می‏رود. برای مثال شما هیچ موجودی را (به جز موجودات شب خیز) نمی‏یابید که پس از غروب خورشید و فرارسیدن شب بیدار بوده و مشغول گشت زنی باشد. همچنان که گیاهان.
همینطور که هستی در آرامش فرو می‏رود، خلاء لحظه به لحظه بیشتر شده و آمادگی برای جذب در همه‌ي موجودات بوجود می‏آید و بهمین ترتیب رفته‏رفته انرژی کائنات به دلیل آمادگی برای جذب بیشتر می‏شود.
اگر دقت کرده باشید مراقبه‏ها، دعاها، نیایش‏ها، تمرکزها، تلقین به نفس‏ها، هدف گزینی‏ها، نتیجه‏گیری ها و … در شبها مؤثرتر از روزهاست. همچنین بی‌دلیل نبوده که خداوند در قرآن که امروزه محل بحث بسیاری از دانشمندان است، فرموده “ما شب را مایه‌ي آرامش شما قرار دادیم” و همچنین قبول داریم که خوابیدن در هر ساعت از شبانه روز به غیر از شب، جای خواب شبانه را نمی‌گیرد. زیرا این خواب در ساعات اوج انرژی انجام گرفته است.
* به نظر مي‌رسد این جذبها و این نتیجه‏گیری‌ها و این انرژی زیاد در شب، بیشتر به دلیل آرامش و سکوت است.
امروزه معتقدند “خواب خوب شبانه توانایی مغز را افزایش می‏دهد” که این خود یکی از عواملش همین در اوج بودن انرژی کائنات در شب می‏تواند باشد.
بر اساس قانون جذب ما چه کسانی را جذب می‏کنیم و یا چه کسانی جذب ما می‏شوند؟
هر فردی در زندگی یک سری دوستان خاصی دارد که تقریبا همه آن دوستان، از خصوصیاتی نسبتا شبیه به هم برخوردارند و با به عبارتی دیگر معمولاً طیف دوستان و هم‌نشینان هر شخص، افراد خاصی هستند که خصوصیات اخلاقی نسبتاً شبیه هم دارند.
قانون جذب فقط منحصر به اشیا و خواسته‏های مادی و معنوی نیست بلکه در مورد افراد نیز صادق است. یعنی ما تا اندازه‏ای می‏توانیم تعیین کنیم که چه کسی را جذب خواهیم نمود.
طبق یافته‏های دانشمندان، هر کسی دربردارنده‌ي هاله‏ای از انرژی در اطراف خود است که این هاله‌ي انرژی به تفکرات فرد بستگی دارد؛  تفکرات مثبت هاله‏های انرژی مثبت و تفکرات منفی هاله‏های انرژی منفی را تولید می‏کنند. پس با توجه به اینکه هاله‏های انرژی در اطراف هر شخصی وجود دارد، مجاورت با افراد مثبت‏اندیش یا منفی‏نگر باعث تأثیر در رفتار ما می‏شود. برای مثال با خود تصور کنید که چرا یک کودک در بغل مادر خود احساسی بسیار خوب دارد؟ یقیناً به این دلیل است که مادر با عشق خالص و ناب خود به کودک، انرژی خود را به او منتقل نموده و با بغل کردن کودک، وی را در فضای انرژی مثبت خود قرار می‏دهد. همینطور در مورد هاله‏های انرژی افراد خوب، مثبت نگر و …. هاله‏های انرژی افراد منفی نیز همین‌طور است. حتماً تابه حال با افرادی که تفکرات منفی دارند همنشین شده‏اید. قطعاً تا چند دقیقه یا ساعت دچار نوعی کاهش انرژی شده و حالت شادابی خود را از دست داده‏اید.
قانون جذب می‏گوید:
هر انرژی تمایل به جذب انرژی همانند خود را (در شکل کامل‌تر) دارد.
به همین دلیل است که قانون جذب به ما می‏گوید شما بخواهید (به خواسته‌ي خود فکر کنید) سپس ما با تصور کردن و تلقین به نفس و در واقع با تابش انرژی به هستی، آن چیزی که به آن فکر می‏کرده‏ایم را به شکل پرتراکم خود (یعنی جسم و تجسم یافته) به دست می‏آوریم. این اساس قانون جذب است. هم‌چنین یک قانون در علوم پایه وجود دارد که می‏گوید:
همیشه شکل کم تراکم هر انرژی، تمایل به جذب شکل پرتراکم و انبوه خود دارد.
در مورد جذب انسان‌ها و اینکه ما چه کسانی را جذب می‏کنیم، نمی‏توان افرادی را که حضورشان در زندگی ما به دست خودمان نبوده و ناچارا در زندگی ما وارد شده‏اند را به حساب آورد، مانند پدر، مادر، برادر، معلم، همسایه و ... اما جذب دوستان و همسر مسئله‏ای است که تا اندازه‏ای می‏توان در آن به صورت اختیاری عمل نمود.
ما همیشه افرادی را جذب می‏کنیم که مانند ما اندیشیده و نیز رفتاری مانند خودمان دارند اما نه تنها دقیقاً شبیه خودمان، بلکه بسیار بیشتر و شدیدتر از خودمان در آن رفتار و تفکرات زندگی خود را سپری می‏کنند. برای مثال اگر ما روزی ۵ بار غیبت کرده و دروغ می‏گوییم، فردی را جذب خواهیم کرد که روزی ۵۰ بار دروغ گفته و غیبت می‏کند. همچنین مثلاً اگر ما تا اندازه‌ي ۲۰ نمره امیدوار به رحمت خدا هستیم، فردی را جذب می‏کنیم که به اندازه‌ي ۲۰۰ نمره به رحمت خدا اطمینان و یقین دارد.
پس در واقع افرادی را که ما ناخودآگاه جذب می‏کنیم، دقیقا همان بازگشت رفتار خودمان است که به صورت یک انسان در حضورمان ظاهر شده است. همان طور که بزرگان و مشاهیر جهان از قدیم گفته‏اند، انسآن‌ها و دوستان در واقع آینه‌ي رفتار ما هستند و دوستان می‏آیند تا ما خود را بشناسیم.
از طرفی طبق ضرب المثل “موش داخل کاسه‌ي آدم وسواسی میرود”، همیشه حساسیت بیش از حد به یک مسئله یا امری مهم و یا حتی غیرمهم باعث کشاندن و جذب کردن آن مسئله به سمت خودمان است (به دلیل ترس از به وجود آمدن مسئله). برای مثال ما از مریضی می‏ترسیم و همیشه اولین کسی که مریضی خاصی را می‏گیرد، خودمان هستیم و در مورد جذب انسان‌ها، مثلاً ما از افراد دروغگو خیلی بدمان می‏آید و همیشه به خود می‏گوییم “من از آدم‌های دروغگو حالم بهم می‏خورد” و بالاخره دوستی می‏یابیم که الهه‌ي دروغگویی است و یا همیشه با خود می‏گوییم “من از انسان‌های خسیس بدم می‏آید” و در واقع این بد آمدن ناشی از ترسِ گرفتار شدن در دام آن‌هاست و نتیجتاً یک انسان که اصلاً شلوارش جیب ندارد (!) نصیب ما می‏شود. پس در قدم اول ما با تفکر منفی و ترس از گرفتارِ انسان‌هایی با اخلاق ناپسند شدن، در واقع به آن‌ها فکر کرده و با قراردادن آن تفکرات در هاله‌ي انرژی خودمان، آن‌ها را جذب می‏نماییم.
همچنین یکی دیگر از عواملی که بعضی افراد بد جذب ما می‏شوند، سرزنش‏های قبلی است که به دیگران کرده‏ایم (طبق قانون کارما) برای مثال دوست ما همسری دارد که بسیار بداخلاق و خشن است. او را سرزنش کرده و مثلاً به او می‏گوییم “تو باید در انتخاب همسر بیشتر دقت می‏کردی، این چه همسری است که انتخاب کرده‏ای” و با این کار بومرنگ خود را به سمتی پرتاب می‏کنیم که باعث ناراحتی و دلخوری فرد می‏شود و باید منتظر بازگشت بومرنگ خود باشیم (زندگی بازی بومرنگ‌هاست). چه بسا افرادی‌که در امر انتخاب دوست و یا همسر بسیار بیشتر از ما دقت کرده‏اند اما باز هم گرفتار نوع مشکل‏دار آن شده‏اند. (در قسمت‌های بعدی با قانون کارما آشنا می‌شوید).
البته هیچ کس گناهکار و مسئله‏دار به دنیا نیامده است و آن دوستان و اطرافیان ناجور بوده‏اند که وی را به راه خطا کشانده‏اند، پس طبق گفته‌ي لوییزهی، بهتر است فرد گناهکار را مریض بنامیم و بدانیم که یک مریض نیازمند درمان جسمی و روانی است.

چه کنیم تا آدمهای خوبتر را جذب کنیم؟
خیلی راحت است؛ خودمان خوب باشیم، همه را دوست داشته باشیم، به بدی‌های افراد فکر نکنیم و اصلاً از این نترسیم که نکند فردی با این اخلاق ناپسند نصیب ما شود و یا نکند دوستی با این مشخصات در زندگی ما قدم بگذارد. (همیشه بدانیم که ما آنقدر خوب هستیم که افرادی که شاید مریض باشند از همنشینی با ما درمان شوند. پس اصلاً به همنشینی با افراد مریض فکر هم نکنیم) البته ناگفته نماند که خالق طبیعت به وسیله‏های گوناگون گاهی افراد را امتحان می‏کند که این از دست ما خارج است.
قانون جذب یکی از سلسله قوانینی است که بر زندگی ما جاری بوده ولی بسیاری از افراد از آن بی‏خبرند. همانند قانون جاذبه زمین که تا قبل از آنکه نیوتن آن را کشف کند هیچ کس از آن خبری نداشت اما آن قانون به قوت خود بر طبیعت جاری بود. قانون جذب بر زندگی ما جاری و ساری است چه بدانیم و چه ندانیم، ما از آن استفاده می‏کنیم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ولی چه بهتر که آن را بشناسیم و اهداف خود را طبق این قانون برنامه‏ریزی کنیم.
پیشینیان ما از این قانون در زندگی خود استفاده می‏کرده‏اند بدون آنکه از آن خبری داشته باشند و به صورت ناخودآگاه خواسته‏های خود را برآورده شده می‏دیدند پس ما هم می‏توانیم به راحتی از این قانون در زندگی خود کمک بگیریم.
قانون جذب می‏گوید: هر فکر و نیتی که ما در ذهن و دلمان می‏گذرانیم دارای انرژی است پس ما با فکر کردن و نیت کردن در ذهن و دل، یک پرتو انرژی به کائنات ساطع می‏نماییم که آن انرژی به صورت تجسم یافته به ما بازخواهد گشت و ما در واقع شکل تجسم یافته و مادی آن انرژی (فکر و نیت) را جذب می‏کنیم.
به عبارت ساده تر:
هرآنچه که ما تصور کنیم، آن را تجسم یافته (به شکل مادی) خواهیم داشت.
و یا هر آنچه که در مورد آن فکر کنیم، آن را به زندگی خود وارد کرده‏ایم؛ با تمرکز بیشتر، ورود آن به زندگی قطعی‏تر است.
اما کیفیت شکل تجسم یافته‌ي آنچه که ما تصورش را کرده بودیم بستگی به شدت تمرکز و توجه ما به نیت و خواسته‏مان دارد. به عنوان مثال اگر ما خواهان یک دوچرخه هستیم، بسته به میزان توجه ما به خواسته‏مان، یعنی در طول روز دنبال آن بودن و پی آن را از دوست و آشنا گرفتن، خریدن آن، شکل آن را ترسیم کردن و خیابان‌ها را با آن دور زدن و تمیز کردن آن و … آن را به شکل بهتر و کاملتر، یا حتی سریعتر، جذب می‏کنیم.
چگونه جذب کنیم؟
اینکه چگونه می‏توان خواسته‏ها و نیات را با کمک این قانون برآورد و در واقع آن‌ها را جذب کرد خود ساعت‌ها جای بحث و گفتگو توسط افراد متخصص و صاحب‌نظر دارد که در این‌جا به ۴ مورد کلی اشاره می‏شود:
۱- دقیقاً بدانیم چه می‏خواهیم (با جزئیات و مختصات).
۲- از کائنات خواسته‌ي خود را بخواهیم.
3- چنان رفتار کنیم که گویا هم اکنون و مدتی است که این خواسته برآورده شده است.
۴- آماده‌ي دریافت خواسته‌ي خود باشیم و خواسته را به حال خود رها کنیم (وابسته نشویم).
چه چیزهایی در روند قانون جذب تأثیرگذارند؟
چندین عامل وجود دارد که بر رویه‌ي جذب خواسته‏ها و نیات ما تأثیرگذارند. در اینجا به چند مورد آن اشاره می‏نمائیم.
۱- اعتقاد کامل به قانون جذب و قدرت فکر: به این معنا که هر چقدر اعتقاد ما به این قانون عمقی‏تر و شدیدتر باشد، روند نیل به اهداف و خواسته‏ها سریعتر و با کیفیت‏تر بوده و باعث برانگیختن کمک کائنات می‏شویم.
2- اعتقاد به اینکه در این هستی هر شخصی و هر چیزی در روند نیل به اهداف و خواسته‏ها به کمک ما می‏آیند: این مسئله خیلی مهم است. وقتی ما بدانیم که از لحظه‏ای که سرمان را از بالشت جدا می‏کنیم تمام هستی منتظر اراده‌ي ماست تا به کمکمان بیاید، خیلی بهتر جذب می‏کنیم. باید مطمئن باشیم که تمام کائنات دوست دارند که ما به خواسته‌ي مثبتمان برسیم. هیچ چیزی و هیچ شخصی و هیچ جریانی نیست که در جهت مخالف ما حرکت کند. مخالفت‏های سطحی هم در جریان موافق ما هستند.
3- نیت و هدف ما باید مثبت و در جهتی بوده که به ضرر کائنات نباشد: این قسمت نیاز به توضیح خاصی ندارد ولی برای مثال ما به ندرت خواسته‌ي دزدی بانک سر کوچه را با کمک قانون جذب طلب می‏کنیم!
۴ –خالق کائنات را فراموش نکنیم: بعضی اوقات ما به شدت مطمئنیم که فقط و فقط باید به خواسته‏ای که مد نظرمان بوده برسیم اما می‏بینیم که خواسته‌ي خود را به نوعی دیگر دریافت نموده‏ایم. مثلاً به جای دوچرخه سه چرخه گیرمان آمد و یا یک موتورسیکلت که این قضیه به صلاح ما شکل خواهد گرفت (تشخیص خالق کائنات و او که بهتر از هرکسی خیر و شر ما را می‏داند).
بعضی اوقات ما به هدفی وابسته شده و تمامی وقتمان را صرف رسیدن به آن می‌کنیم و گاهی شاید از سایر امور دیگر زندگی عقب بمانیم که این امر موجب پر شدن فضای ذهنی ما شده و جلو هر گونه جذب را می‌گیرد.
اگر ما بیش از حد معمول به یک هدف می‌اندیشیم، این ناشی از ترس نرسیدن به آن هدف است. کسی که مطمئن است به هدفش نائل شده و دعایش مستجاب می‌شود و همچنین به قوانین طبیعت ایمان دارد، وقتی هدفش را روشن کرد، در مسیر تلاش آن را به دست طبیعت و خالق آن یعنی خداوند می‌سپارد. در واقع آن را رها می‌کند. این رهایی به نوبه‌ي خود بخشی از فرآیند جذب است. مثلاً شما برایتان پیش آمده که دسته کلیدی را گم کرده‌اید و هر چه به دنبال آن گشته‌اید (شاید یک روز هم وقت گذاشته‌اید) آن را پیدا نکرده‌اید. اما وقتی به دنبال کار خود رفته و در واقع این را رها کردید، خودبه‌خود دسته کلید پیدا شده و در جایی که اصلاً فکرش را نمی‌کردید آن را می‌یابید.
مثلاً شما به یک هدف وابسته می‌شوید (خرید خودرو) و فکر می‌کنید که این هدف شما فقط با قرض کردن پول از دیگران میسر می‌شود ولی به هر کس رو زده‌اید، دست خالی برگشته‌اید و وقتی دیدید که هیچ کس به شما کمک نمی‌کند، ناگهان یک مشتری برای ساز پیانوی قدیمی شما پیدا شده و آن را به بهترین قیمت می‌خرد و پول کسری شما جور می‌شود.
وابستگی به اهداف بسیار خطرناک است
در واقع ما با رها کردن یک هدف به کائنات و خالق کائنات، بر آورده شدن آن را به دست آن‌ها می‌سپاریم تا آن‌ها آن هدف را به بهترین نحو ممکن برایمان متجلی گردانند. البته فراموش نشود که تلاش مناسب در راه هدف الزامیست.
تابه حال با خود اندیشیده‏اید که چرا زندگی بازی بومرنگ‌هاست؟


قانون کارما
در طبیعت قانونی داریم به نام کارما که قانون عمل و عکس العمل، تابش و بازتابش و علت و معلول است.
قانون کارما می‏گوید: هر عملی واکنشی داشته و همچنین هر واکنشی خود واکنشی دیگر به دنبال دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. قانون کارما می‌گوید شما در هر حال و روزی که باشید، در آسمان‌ها یا در داخل زمین، پشت محکم‌ترین قفل‌ها و یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود، به شما باز می‌گردد. منظور اینکه هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی و یا از هر دست بدهی، از همان دست می‏گیری. به طور خلاصه این قانون می‌گوید:
هر نیتی که می‌کنید و یا عملی که انجام می‌دهید دست به دست چرخیده و همانند آن به خودمان باز می‏گر
کارما به معنای «تاوان» است. بدین معنا که نتیجه‌ی اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی و یا زندگی‌های بعدی وی تأثیر خواهد گذاشت. کارما از اعتقادات ادیان هند و بودا و ادیان آسیای جنوب شرقی است.
بعضی افراد هم که فقط معتقدند کارما در بعضی رفتار ما نمایان می‌شود چنین می‌گویند: اعمال فعلی اطرافیان ما، تأثیر و اثر اعمال قبلی خود ماست.
اگر ما حق کسی را پایمال می‏کنیم، اگر دل کسی را می‏شکنیم، اگر با صدای بوق اتومبیل خود در ساعت ۱۲ شب دیگران را می‏آزاریم، اگر پشت سر کسی غیبت می‏کنیم و یا حتی اگر خوبی می‏کنیم، دست افتاده‏ای را می‏گیریم، دل ناشادی را شاد می‏نماییم و یا کیسه‌ي سنگین برنج را از دست پیرزنی می‏گیریم، منتظر عین عمل یا شکل تغییر یافته‌ي آن باشیم که شخصی دیگر در حق ما انجام خواهد داد.
این قانون دقیقاً بیان می‏نماید که هر نیت و فکری که داریم و هر عملی که انجام می‌دهیم، باعث تابش انرژی‌ای به جهان هستی می‌شود که پس از مدتی (دیر یا زود) به خود ما باز می‌گردد و در واقع ما باعث جذب آن فکر و یا عمل می‌شویم و آنچه امروز از خوب و بد به سرمان می‌آید، نتیجه نیات و اعمال خوب و بد قبلی ماست. (کمی شبیه قانون جذب است ولی تفاوت دارد)
عمل ما دقیقاً مانند یک بومرنگ عمل کرده و به سوی خودمان با شدتی بیشتر باز می‏گردد. با این اوصاف این جمله که می‏گوییم زندگی بازی بومرنگ‌هاست، کمی روشنتر می‏شود و باید توجه داشته باشیم که بومرنگ خود را به هر طرف پرتاب کنیم باز هم به سمت خودمان باز می‌گردد.
قانون افزایش
قانون افزایش یا Law of Increase همانند قانون جذب، یکی از قوانین جاری بر هستی ماست که شاید بعضی اوقات از قلم افتاده و یا به آن کم توجهی شود در صورتیکه نقشی اساسی در زندگی هر شخصی دارد.
قانون افزایش می‌گوید: در صورتی‌که نسبت به هر آن‌چیزی‌که مثبت است و آن را داریم سپاسگذار بوده و شکرگذار هستی باشیم، و همچنین همواره هر آنچه مثبت را که داریم بزرگ شمرده و بر زبانمان و دلمان جاری نماییم، آن داشته زیاد شده و روزبه‌روز به نوعی بهتر در زندگیمان تجلی پیدا می‌کند. در واقع با به زبان و به دل جاری کردن داشته‌ها، باعث تشدید وجود آن‌ها می‌شویم.
این زیاد شدن به دلیل این است که طبق قانون جذب، پدیده بر ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده و باعث می‌شود که ذهن، داشتن این داشته را به صورت عملی در زندگی نیاز بداند. پس ما به زودی باعث جذب هر چه بیشتر آن داشته می‌شویم.
در قرآن داریم: لَئن شَکَرتُم لازیدَنَکُم به این معنا که شکر نعمت نعمتت افزون کند .... در تفسیر این آیه "اگر نعمت‌هایی را که به شما دادم به یاد بیاورید به آن‌ها می‌افزایم" می‌بینیم که خداوند متعال خود بر روی این مسأله تأکید داشته که همانا سپاسگذاری و به یادآوری داشته، باعث ازدیاد و افزایش آن‌ها می‌گردد.
وقتی شخصی مال بسیار دارد و همواره از مال خود تعریف می‌کند و سپاسگذار هستی است، هستی خودبه‌خود هر آنچه که دارد را به سمت این شخص می‌بارد.
همچنین است در مورد کسی که مثلاً به بیماری‌ای مبتلاست. یک‌سره از بیماری خود می‌گوید و هرکجا که می‌رسد از دردها و تحمل‌هایش می‌گوید و روزبه‌روز حال او وخیم‌تر می‌شود. چه بسا اگر این فرد بیماری خود را کتمان می‌نمود و گویی که چنین بیماری وجود نداشت شاید خیلی زودتر از آن خلاص می‌شد. دقیقاً بیماری ترس مرضی (هراس) به همین صورت است.
در کل قانون افزایش می گوید: از هر آنچه که داریم صحبت کنیم و فکر کنیم، افزایش می‌یابد.
چگونه انرژي منفي را از خود دور سازيم
تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلماً هر كسی آن را تجربه كرده است.
این بدان مفهوم نیست كه آن‌ها بد یا منفی هستند ولی به این معناست كه آن‌ها با منبع درونی انرژی مثبت‌شان قطع رابطه كرده‌اند! شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید كه باعث می‌شوند احساس بدی پیدا كنید یا احتمالاً احساس خستگی بكنید.
گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی‌تان را معلوم كنید ولی به هر حال آن را احساس می‌كنید. در عوض، امكان دارد شما در كنار بعضی افراد خود به خود احساس بهتر بودن و داشتن آرامش بیشتر بكنید.
این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی كمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می‌دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندكی كاسته می‌شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می‌شود.
مثلاً اگر شما احساس خوبی دارید و با كسی كه احساس بدی دارد ارتباط برقرار می‌كنید. بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می‌كند و احساس خوب شما كمتر خواهد شد. ممكن است این تغییر را خود احساس نكنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می‌شوید كه احساس خوبی ندارید. درك این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی كه همیشه در جریان است، بیشتر كمك می‌كند.
وقتی منفی بافی می‌كنیم چه اتفاقی می‌افتد؟
هرچه بیشتر منفی بافی می‌كنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمی‌یابیم انرژی خود را راكد نگه می‌داریم.
وقتی درگیر منفی بافی می‌شویم ممكن است سعی كنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به كاری خطیر می‌زنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی می‌شویم؛ بدین ترتیب اعتمادبه نفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونی‌مان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفت كردن احساس می‌كنیم ولی متوجه می‌شویم عقب نگه داشته شده‌ایم.
اما وقتی درگیر منفی بافی می‌شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می‌كنیم كه با افسردگی و تأسف خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شویم. لذت ما كم می‌شود و احساس می‌كنیم میل درونی‌مان شاد بودن است اما آن را نمی‌یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آن‌ها تا حدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.
فراموش نكنیم وقتی منفی بافی می‌كنیم ممكن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را كه حاصل آن است احساس كنیم.
ما به خاطر اشتباهات گذشته‌مان احساس تباهی و بیهودگی می‌كنیم و نمی‌توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می‌كنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام كودكی برای اشتباهاتمان تنبیه می‌شدیم ممكن است خودمان هم مجازات كردن‌مان را ادامه دهیم.
روح‌های حساس، منفی گرایی دیگران را به درون خود می‌كشند چون آن‌ها بیشتر در معرض خطر هستند.
اما چیزی كه به دیگران اجازه می‌دهد حساسیت كمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساساتشان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می‌خواهند احساساتشان را انكار كنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی كه حساسیت كمتری دارند مفید است ولی برای كسانی كه حساس‌ترند نمی‌تواند مفید واقع شود.
در واقع افراد، منفی‌گرایی خود را سركوب می كنند، آن‌ها نه تنها این احساس‌شان را به دیگران منتقل می‌كنند بلكه منفی گرایی كمتری را از جهان جذب می‌كنند.
تبادل انرژی
افراد حساس كسانی هستند كه انرژی منفی بیشتری جذب می‌كنند. مگر اینكه خودشان از حساسیت‌شان به نوعی كم كنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض می‌شوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.
وقتی افراد گرفتار هر یك از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی‌شان قطع ارتباط می‌كنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون می‌فرستند.
بعضی‌ها به دلیل نوع زندگیشان، دوستانشان و طرز فكرشان، انرژی منفی منتشر می‌كنند. این افراد ممكن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر كنند اما افرادیكه با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبه خود انرژی مثبت منتشر می‌كنند. بودن در كنار این افراد حال شما را عملاً بهتر می‌كند، به همین دلیل است كه ما به سوی افراد موفق كشیده می‌شویم.
پاک کردن انرژی‌های منفی
احتمالاً می‌توانید برخی از این مکان‌ها را در اطراف خود مثال بزنید، اماکنی که ارتعاشات منفی آن‌ها بالاست. بسیاری از ما تجربه کرده‌ایم که هنگام مراجعه به بعضی جاها حال خوب ما، بد می‌شود مثل جاهای گرفته، بدون گردش و تهویه هوا، بدون نور و زندگی. علت اصلی آن بالا بودن ارتعاشات منفی در این اماکن است. راه‌ها و شیوه‌های متعددی وجود دارد که می‌توان با آن فضاها یا اماکن را از ارتعاشات منفی پاک و ارتعاشات مثبت و شفابخش را جایگزین آن کرد. این عمل به خصوص در مکان‌های عمومی مانند هتل‌ها یا کوپه قطار بسیار مفید واقع می‌شود اما می‌توان آن را به منظور پاکسازی و تقدیس منزل، محل کار یا اتومبیل خود نیز استفاده کرد. اغلب افراد پس از این کار، احساس خوبی را تجربه می‌کنند.
 نخستین گام در فراگرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همان‌طور كه شما توانایی جذب انرژی توسط نوك انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.
 دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است كه صدمه‌ای به آن نمی‌زند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب می‌شود و صدمه‌ای به آن نمی‌زند. به همین دلیل است هنگامیكه گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خود به خود به آرامش بیشتری دست پیدا می‌كنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن كنار دریا یا درازكشیدن در آفتاب، لذت می‌برند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر می‌كنند.
گیاهان، گل‌ها و درختان معمولاً بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. وجود گیاهان، مولد انرژی و شفابخش هستند. می‌توانید در اتاق خود از حضور زنده گیاهان بهره‌مند شوید و زندگی را در کنار گیاهان تجربه کنید. برای اغلب افراد گل‌ها بسیار قدرتمند هستند و می‌توانند به بهبود حال آن‌ها كمك كنند.
اكنون می‌توانیم درك كنیم كه چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می‌شوند یا چرا وقتی می‌خواهیم به كسی ابراز علاقه كنیم به او گل هدیه می‌دهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می‌كند، آن گل به او كمك می‌كند تا احساسات منفی خود را رها كند و به حس بهتری دست یابد.
 محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است.
هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می‌كند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.
 آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است كه ما می‌توانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده كنیم. به اوقات خوشی فكر كنید كه می‌توانید دور یك آتش جمع شوید و داستان های مختلف تعریف كنید.
آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت كند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی می‌توانیم از آن استفاده كنیم.
 هرگز به طور مداوم در اتاق بدون تهویه یا زیرنور چراغ‌های فلورسنت (مهتابی) کار نکنید. این نور فرکانسی تولید می‌کند که با ارتعاشات هاله تداخل کرده، موجب بروز فرکانس ضربه‌ای در حوزه انرژی می‌شود. دامنه فرکانسی این نورها برای تندرستی زیان‌آور هستند. 
  استفاده از رنگ‌های شاداب و انرژی‌بخش نیز می‌تواند بسیار موثر باشد.
 پخش موسیقی موزون برای از بین بردن انرژی‌های منفی در فضا و دفع امواج منفی مفید است. کاری کنید که نور و هوای زنده و تازه به زندگی‌تان جاری شود. با خواندن نام خداوند می‌توانید اتاق خود را به مکانی پاکیزه و سرشار از انرژی مثبت تبدیل کنید.
این آگاهی مهم درباره انرژی می‌تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلاً ممكن است شخصی از بودن در كنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش كردن دیگران برای مشكلات، مضطرب شود.
اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب ناپذیر زندگی است. شما نمی‌توانید از آن فرار كنید. به جای اینكه درصدد اجتناب كردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه كردن و رهایی یافتن از آن مصمم باشیم.
این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یك سیستم فشار ضعیف همیشه یك سیستم فشار قوی را جذب می‌كند. جریان هوای گرم همواره در یك اتاق سرد بالا می‌رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره‌ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست‌تان را به پنجره نزدیك كنید، جریان هوا را احساس می‌كنید. طبیعت همیشه در جست وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی كه شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می‌كنید.
رمز موفقیت شخصی این است كه با شارژ مجدد می‌توانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را كه جذب می‌كنید تخلیه كنید. كوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است كه خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی كه خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم كنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان كه قدرت تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می‌كنید، مقابله با چشمان منفی‌گرا شما را نیرومند می‌سازد.
نقش دعا در انرژي مثبت
دعا کردن فرستادن ارتعاشاتی از شخصی به شخص دیگر و خداست.
کل عالم وجود در ارتعاش است؛ ارتعاش را می‌توان در مولکول‌های یک میز و در هوا پیدا کرد. واکنش میان دو نفر نمودار ارتعاش است. وقتی کسی را دعا می‌کنید، از قدرتی که در جهان معنوی نهفته است کمک می‌گیرید.
شما با دعا پیام مهر و دوستی و تفاهم، مددکاری، حمایت و همدردی را از خود به دیگری منتقل می‌کنید در این روند، ارتعاشاتی در جهان ملکوت بوجود می‌آورید، که از طریق آن‌ها خداوند کسی را که برایش دعا شده، مورد رحمت و عنایت خود قرار می‌دهد. این اصل را در زندگی دنبال کنید و از نتایج شگرف آن بهره‌مند شوید.
 یکی از وظایف مهم دعا اینست که برای افکار خلاق حکم محرک را دارد. در درون ذهن همه منابعی وجود دارد که برای رسیدن به زندگی موفقیت آمیز بدان نیاز است. این افکار و عقاید در وجدان آگاه ما حضور دارند و چنانچه رها شوند و به آن‌ها اجازه شکوفایی داده شود، می‌توانند از انجام هر مهم و مسئولیتی برآیند. اگر می‌خواهید دعای شما مستجاب شود یاد بگیرید چیزهای مهمی از خدا بخواهید. خدا بر اساس آرزوها و خواسته‌هایی که دارید به شما بها می‌دهد.
 قدرت دعا نشانه‌ی آزاد شدن انرژی است. همان‌طور که به کمک تکنیک‌های علمی انرژی اتمی را آزاد می‌کنند، با استفاده از قدرت دعا و از طریق شگردهای علمی می‌توان انرژی معنوی را آزاد ساخت. آثار این قدرت انرژی‌زا بر افراد بسیاری آشکار است.
 به تازگی ثابت شده است با دعا می‌توان روند پیری را به حالت طبیعی درآورد و ناتوانی و کاهش قوا را محدود کرد و یا از میان برداشت. هر شب با دعا می‌توانید کسب انرژی کنید و روز بعد با رویی گشاده و قوایی از نو کسب کرده به سر کار و فعالیت بروید.
 از طریق دعا می‌توانید واکنش‌های خود را صحیح و اصولی سازید. دعا اگر عمیق و قلبی باشد و وارد ذهن نیم هوشیار شود می‌تواند شخصیت دوباره‌ای از شما بسازد. دعا قوای درونی را حیات و نیرو می‌بخشد.
  رمز دعا اینست:
روندی را بکار ببندید که به بهترین وجهی قلب شما را بگشاید و پرتو حق را به آن بتاباند هر روشی که بارقه‌های الهی را در ضمیر شما شعله‌ور سازد، قانونی و قابل اجراست.
 در کتاب مقدس آمده است: " جاییکه دو یا سه نفر به نام من جمع می‌شوند، من در جمع آن‌ها هستم."
در دین مبین اسلام چه در قرآن کریم و چه در احادیث ائمه اطهار نیز بارها به این موضوع اشاره شده است.
 بدین معنی که اگر دونفر از شما به کاری دست بزنند که خواسته‌ی قلبی آن‌ها باشد، خداوند از هر جهت برای آن‌ها گشایش حاصل می‌کند." چیزی را از خدا بخواهید که مطمئن هستید از هر نظر با موازین اخلاقی و معنوی هماهنگی دارد. هر آنچه را آرزو دارید، وقتی دعا می‌کنید چنین پندارید که گویی آن را به دست آورده‌اید."منظور از دعا کردن اینست که هرروز مسائل خود را با خداوند در میان بگذارید."
هرچه اصولی و منطقی است می‌توانید از خداوند بخواهید، اما به طور جداگانه و اخص و کودک وار.
به قدرت خدا شک نکنید. شک و تردید توان و نیرو را کاهش می‌دهد. ایمان آن را متجلی می‌سازد. قدرت ایمان آنچنان عظیم و لایتناهی است که کاری وجود ندارد که خداوند نتواند برای ما به وسیله‌ی ما یا به کمک ما انجام ندهد البته به شرط آنکه اجازه دهیم قدرت خود را در قلب ما متجلی سازد.
اگر هدف مهمی در پیش دارید، ابتدا برای تحقق آن به دعا متوسل شوید و سپس آن را به خدا واگذارید. بعد در ذهنتان واقع شدن آن را مجسم کنید و به این تصویر ذهنی تا آنجا که می‌توانید قوت بخشید. آن‌وقت از خدا بخواهید هرطور به صلاح شماست عمل نماید و عنایت خود را شامل حال شما سازد.
با هوشیاری و سخت‌کوشی هدفتان را دنبال کنید تا نقش خود را در این قسمت ایفا کرده باشید. تمام مدت به خود تلقین کنید که به هدفتان خواهید رسید و ذهن خود را از افکار مثبت و امیدوار کننده لبریز سازید. به این کار ادامه دهید، به مرحله‌ای می‌رسید که از تحقق تصویر ذهنی خود شگفت زده می‌شوید. در این حالت، تصویر به واقعیت تبدیل شده آنچه "دعا" کرده اید و در ذهن "مجسم" نموده‌اید، بر اساس آرزوی واقع بینانه شما و سپردن آن به دست پروردگار و تجسم تصویر کامل موفقیت در ذهن، به "واقعیت" مبدل شده است.
چگونه می‌توانیم با تغییر نگرش زندگی زناشوئی خود را بهتر کنیم؟
داستان اینطور است که پیرمردی کنار نوه‌هایش نشسته بود و به آن‌ها می‌گفت که در همه‌ي زندگی‌ها یک جنگ خیلی وحشتناک هست، جنگ بین دو گرگ.
یکی از آن‌ها شر است: یعنی ترس، عصبانیت، دشمنی، طمع، خودبینی و تکبر، ترحم به خود، دشمنی و خصومت، و فریب.
آن دیگری خیر است: یعنی لذت، آرامش، فروتنی، اطمینان، بخشندگی و سخاوت، حقیقت، نجابت و ملایمت، و مهر و محبت.
یکی از نوه‌هایش پرسید، پدربزرگ، کدامیک از این گرگ‌ها در جنگ برنده می‌شوند؟ پدربزرگ به چشمان او خیره شد و جواب داد، آنی که بهش غذا بدهید.
این داستان کوتاه حقیقتی بسیار گسترده و ژرف در خود دارد. این شما هستید که انتخاب می‌کنید که به کدام ویژگی‌ها، اعتقادات و ارزش‌ها توجه کنید. و آن خصوصیاتی که روی آن‌ها تمرکز کنید، زندگی شما را از آن خود می‌کنند.
اگر بخواهید بطور مداوم روی مشکلات زندگی زناشویی‌تان متمرکز شوید، باعث می‌شود رابطه‌تان حتی بدتر از آنچه که واقعاً هست به نظر برسد.
اگر همیشه به اشتباهاتی که مرتکب شده‌اید و اینکه چقدر از همسرتان عصبانی و ناراحت هستید فکر کنید، عصبانیتتان بیشتر و بیشتر خواهد شد و خاطره‌های خوشی که با هم داشته‌اید را هم خراب می‌کند. وقتی این اتفاق می‌افتد، دیگر نمی‌توانید یک تصویر متعادل از زندگیتان ببینید.
هرچه انرژی بیشتری را صرف پرداختن به مسائل منفی زندگیتان کنید، همه چیز بدتر و ناامیدانه‌تر به نظر خواهد رسید.
وقتی به بخش منفی زندگیتان غذا می‌دهید، انرژی خلاقه‌تان یخ زده و از بین می‌رود. درنتیجه، دیگر توانایی کشف راه حل‌های یاری رساننده یا داشتن دیدگاهی تازه و بکر را نخواهید داشت.
با افکارتان، اعتقاداتتان، و رفتار و اعمالتان روی دیدگاهتان از واقعیت تأثیر می‌گذارید.
برای تغییر رفتارمان، نه تنها باید به زندگی از یک دید متفاوت نگاه کنیم، بلکه زندگی هم خود، متفاوت خواهد شد.
ظاهر زندگی به این دلیل متفاوت می شود و تغییر می‌کند که رفتارها و عملکردهای خود ما تغییر کرده است.
در هر زمان، این شما هستید که تصمیم می‌گیرید، درمورد اتفاقات و رویدادهای زندگیتان و انسان‌های درون آن، با چه دیدی نگاه کنید. این تعبیرها تجربه شما را از واقعیت شکل می‌دهد و بر ظرفیت شما در زندگی تأثیر می‌گذارد. همچنین بر انتظارات و توقعات شما در مورد زندگی اثر می‌کند.
وقتی انتخاب کنید که خصوصیاتی مثل محبت، صداقت، آرامش و لذت را در خودتان ایجاد کنید، این خصوصیات خیلی راحت زندگی و ازدواجتان را از این رو به آن رو خواهد کرد.
وقتی تصمیم می‌گیرید که حس خشونت، دشمنی، عصبانیت، حقه و نیرنگ و ترس را در زندگیتان کم کنید و از بین ببرید، انرژی بیشتری برای تولید راه حل‌های خلاقانه برای مشکلات زناشویی‌تان پیدا می‌کنید.
انرژی مثبت در زندگی زناشویی
هرچه مثبت‌تر شوید، انرژی مثبت بیشتری به درون رابطه‌تان با همسرتان می‌آورید و وقتی این اتفاق می‌افتد، اتفاقات بسیار جالب و شگفت انگیز در زندگیتان روی خواهد داد.
نکات زیر می‌تواند به شما کمک کند که چطور به خودتان یاد بدهید که روی نقاط مثبت در ازدواج و زندگیتان تمرکز کنید:
1. هر روز وقت بگذارید و چیزهایی را که به خاطر آن در زندگیتان ممنون و شکرگذار هستید را لیست کنید. حتی چیزهای خیلی کوچکی که معمولاً نادیده گرفته می‌شوند مثل سه وعده غذایی که در روز می‌خورید، حمام داغ، گرما، یخچال و اجاق گاز، آب لوله کشی، امکانات پزشکی، و دوستانتان.
2. هر روز نقاط مثبت و ویژگی‌های مثبت همسرتان را به خودتان یادآور شوید. به خاطر بیاورید که اولین بار چه ویژگی همسرتان شما را به او جذب کرد. به یاد بیاورید که چطور همسرتان پایه‌های رشد و ترقی شما را بنا کرد و چقدر از این تجربه چیز یاد گرفته‌اید.
3. در دفتر خاطرات روزانه‌تان درمورد ویژگی‌های مثبتی که درخودتان وجود دارد که می‌خواهید آن‌ها را رشد داده و ارتقاء بخشید، بنویسید. اینها رفتارها، باورها، و ارزشهایی را شامل می‌شود که می‌خواهید روی آن‌ها متمرکز شوید و می‌خواهید که رشد کرده و زندگیتان را در بر گیرد.
4. وقت کمتری را با دوستان یا اعضای خانواده‌تان که افرادی منفی‌باف هستند و جز حس ناامیدی و افسردگی چیزی به شما نمی‌دهند، بگذرانید. این افراد انرژی مثبت شما را می‌گیرند و از بین می‌برند. درعوض سعی کنید دوستان جدید پیدا کنید که برایتان مثبت، حمایت کننده و نیروبخش باشند.
چيدمان خانه براي جذب انرژي مثبت 
بهتر است دكوراسيون خانه خود را به روشي اصلاح كنيم كه انرژي‌هاي مثبت راحت‌تر جريان يابند.
ممكن است شما از طراحي نظم در خانه خود كاملاً راضي باشيد اما مي‌توانيد براي اصلاح و بهبود جزئيات به نتايج مطلوب‌تري دست يابيد.
چيني‌هاي باستان براي جذب انرژي‌هاي مثبت فضاي منزل خود، به نوع خاصي از چيدمان لوازم و اثاثيه منزل توجه كرده و معتقد بودند اين شيوه مي‌تواند كمك موثري براي ايجاد فضايي آكنده از صلح، دوستي و سلامت باشد. اين روش از ساليان بسيار گذشته در چين رواج داشته و با گذشت زمان با تغييرات فرهنگ و تمدن بشري هم‌سو شده و هنوز نيز مورد توجه بسياري از مردم چين و ساير كشورهاي جهان قرار دارد.
در حقيقت اين روش، هنري است براي قرار دادن لوازم منزل به سبكي درست، به طوري كه به‌هارموني و يكپارچگي خاصي براي جذب انرژي مثبت محيط دست يابيم. بر اساس عقايد چينيان باستان، اين‌هارموني مي‌تواند خانه، روابط اجتماعي، ثروت، سلامت و ساير ابعاد زندگي ما را تحت تأثير  قرار دهد.
بهترين شكل ساختمان شكل مربع است زيرا بر اساس اين روش، خانه‌هاي باريك و بلند نمي‌توانند محل مناسبي براي زندگي افراد مستقر در آن باشند. پيروان اين سبك معتقدند كه خانه‌هاي باريك، فضاي مناسبي براي دريافت انرژي‌هاي مثبت ندارند. در طي ساليان طولاني، اين شيوه چيدمان لوازم منزل و يا محل كار پيشرفت‌هاي چشمگيري كرده است.
ابتدا به بررسي بخش‌هاي مختلف خانه مي‌پردازيم، البته مراقب باشيد كه با صبر و حوصله عمل كنيد و پس از انجام هر تغيير در خانه، اثر آن را ارزيابي و سپس تغيير ديگري را شروع كنيد.
به قول چيني ها مانند جادوگري كه تازه به چوب جادو رسيده است عمل نكنيد.
پنج اصل كلي در اين زمينه عبارتند از:
۱- لازم نيست كه قواعد موبه مو اجرا شود. اين اصول را فقط در اتاق‌هايي به كار بريد كه فكر مي‌كنيد لازم است.
۲- به كارگيري اين روش اضافه كردن اشياي ساخت چين به لوازم خانه نيست.
۳- هر وسيله شكسته، خراب و بي‌استفاده را بازبيني كنيد و شهامت دور ريختن يا تعمير مجدد آن را داشته باشيد.
۴- هدايا و وسايلي را كه از آن‌ها خوشتان نمي‌آيد در كمدهايتان انبار نكنيد. كمترين ضرري كه دارند اين است كه بيهوده جاي شما را اشغال مي‌كنند.
۵- از بي نظمي بپرهيزيد، هوا را تهويه كنيد و به طور مرتب خانه را نظافت كنيد تا انرژي مثبت آزادانه جريان يابد.
و بالاخره يك بار ديگر يادآوري مي‌شود كه:
اين روش پيروي از خرافات و موهوم پرستي‌هاي چين باستان نيست. مديتيشن و تمرين روحي نيست، روشي زودگذر و دوره‌اي نيست، جادو هم نيست، بلكه هنري است ساده، انعطاف پذير و ملموس براي افزايش نشاط، آرامش و تعادل در زندگي روزمره كه با انواع سبك‌هاي دكوراسيون سازگاري دارد.
ورودي خانه
ورودي، فضاي ارتباطي مابين دنياي بيرون و آشيانه گرم و نرم شما است. در اين مكان است كه افراد و انرژي‌ها داخل و خارج مي‌شوند. در ورودي، دهانه خانه است زيرا انرژي «چي» (انرژي حياتي مكان ها) پس از ورود از در بلافاصله در تمام اتاق‌ها پراكنده شده و در زندگي اشخاص جريان مي يابد.
توصيه هاي مفيد
 توجه ويژه به ورودي اصلي هر خانه و مجتمع مسكوني الزامي است.
 ورودي اصلي خانه را نبايد به انبار و محل نگهداري اشياي اضافي تبديل كرد.
 آسانسور، راه پله‌ها و راهروي ساختمان بايد روشن و از عرض كافي برخوردار باشند. دقت در كيفيت پوشش كف راهروها، پوشش ديوارها و نوع روشنايي آن‌ها بسيار مهم است.
 ورودي داخلي نيز بايد تا حد امكان وسيع، روشن و خلوت باشد تا انرژي «چي» بتواند بدون محصور شدن وارد شود و آزادانه حركت كند.
 از گذاردن رخت آويز براي آويزان كردن لباس در اين فضا خودداري كنيد مگر اينكه آن‌ها را داخل كمد يا گنجه مخصوص اين كار جاي دهيد.
 كفش ها نيز به همين ترتيب در جاكفشي چيده شوند.
 اگر ورودي شما كوچك و تاريك است انرژي «چي» براي داخل شدن به بخش‌هاي مختلف خانه دچار مشكل خواهد شد. زيرا اين مكان بايد از روشنايي كافي برخوردار باشد.
 در صورت امكان نصب يك لوستر با كريستال‌هاي كوچك باعث افزايش «چي» مثبت و مفيد مي‌شود اما اگر اين كار با سبك دكوراسيون شما سازگاري ندارد از لامپ‌هاي هالوژن يا نورافكن‌هاي كوچك چندجهته استفاده نماييد و نور را به چهارگوشه ورودي پخش نماييد.
 بهتر است شب‌ها به ويژه در زمستان چراغ‌ها روشن باشند.
 براي اينكه ورودي بزرگتر و روشن‌تر به نظر برسد رنگ روشن و درخشاني براي ديوارهاي اين مكان استقبال انتخاب كنيد و باز هم توجه داشته باشيد هرچه اثاثيه كمتر باشد اين فضا آزادتر و بازتر مي‌شود.
 اگر ورودي كوچك است يك آينه بزرگ در اين مكان نصب كنيد ولي مراقب باشيد كه آينه را جلوي در ورودي قرار ندهيد زيرا اين كار انرژي‌هاي مثبت را بازپس مي‌فرستد.
 در سرويس‌هاي بهداشتي نبايد روبه‌روي در ورودي قرار گيرند زيرا «چي» وارد آنجا شده و تحليل خواهد رفت. اتاق خواب و آشپزخانه نيز نبايد روبه‌روي در ورودي باشند.
 اگر اتاق خواب شما روبه‌روي در ورودي است، در اين صورت ناخودآگاه احساس امنيت نخواهيد كرد زيرا اتاق شما بسيار در معرض ديد است.
 در مورد آشپزخانه نيز ممكن است مدام احساس گرسنگي كنيد. در عوض بهتر است اتاق نشيمن روبه‌روي در ورودي باشد.
 توصيه مي‌شود مقابل در ورودي فرش نرمي پهن شود و در صورت امكان گذاردن يك كنسول و گلدان طرحدار روي آن وسيله مناسبي خواهد بود. ديوار روبه‌روي در ورودي محل مناسبي براي نصب دعاها و نمادهاي مذهبي است.
گام‌هاي اصلي براي چيدمان مناسب اتاق خواب
يک اتاق خواب مناسب، اتاق خوابي است  که متناسب بوده
 و جريان انرژي مثبت و عاطفي را افزايش دهد.
 بر اساس اين روش، اتاق خوابي خوب است که افراد منزل را
 به سوي خود جذب كرده و همچنين هيجان برانگيز و
 آرامش‌بخش باشد. بودن در يک اتاق خواب خوب، جذاب
 و لذت‌بخش است، خواه براي يک چرت کوتاه يا يك خواب خوب در شب.
براي ايجاد يک اتاق خواب خوب مي‌توانيد از ابزارهاي ساده و عملي آن، نظير اين نکات استفاده کنيد:
• تلويزيون، رايانه و تجهيزات ورزشي را در اتاق خواب نگذاريد زيرا زماني که اين اشيا در اتاق خواب وجود داشته باشند، انرژي مثبت محيط آسيب مي بيند.
• اغلب اوقات پنجره را باز کرده و يا از دستگاه مناسب تهويه استفاده کنيد تا هواي اتاقتان، تازه و پر از انرژي باشد.
• مراقب کيفيت هوا در اتاق خواب باشيد. پنجره اتاق خواب خود را روزانه حداقل به مدت 20 دقيقه باز بگذاريد تا انرژي مثبت به داخل اتاق وارد شده و در آن جريان يابد. اين كار باعث مي‌شود كه مجبور نباشيد هر شب در اتاقي كه انرژي در آن ساكن و محبوس مانده بخوابيد، زيرا اين كار، نتيجه اي جز بروز بيماري براي شما ندارد. باز گذاشتن پنجره به جريان هواي ساكن كمك كرده و هوا و انرژي تازه و شاداب را وارد محل زندگي شما مي‌كند. اگر هوايي که در اتاق خواب تنفس مي کنيد تازه نبوده و پر از آلاينده باشد، نمي‌توانيد اتاق خوابي مطلوب داشته باشيد.
• وجود گياه در اتاق خواب مناسب نيست، مگر اينکه اتاق خواب بزرگ بوده و گياه، دور از تختخواب قرار گرفته باشد.
• درجات مختلفي از نور براي اتاق خواب خود داشته و يا از کليدهاي برق که امکان تغيير ميزان نور را دارند استفاده نماييد.
نور مناسب مساله اي بسيار مهم است، زيرا نور يکي از اصلي‌ترين نمودهاي انرژي است.
• به اين نكته توجه كنيد كه شمع بهترين وسيله براي ايجاد نور است اما نبايد شمعي بخريد که داراي مواد سمي باشد.
• براي ايجاد توازن در اتاق خواب، از رنگ‌هاي آرامش‌بخش استفاده کنيد.


• دکور مناسب اتاق خواب، دکوري متوازن است، زيرا اين سبك دكور اتاق
سبب تقويت و ايجاد جريان مناسب انرژي براي داشتن خوابي خوب و نيز سلامت جسمي مي‌شود. در اين سبك، بهترين رنگ براي اتاق خواب را «رنگ‌هاي پوست» مي نامند. همان‌طور كه مي دانيد رنگ پوست انسان از سفيد رنگ پريده تا قهوه اي شکلاتي متغير است، بنابراين براي دكوراسيون از اين مجموعه رنگ‌ها، رنگي را انتخاب کنيد که به نظر خودتان براي دکور اتاق خوابتان بهترين رنگ باشد.
• تصاوير اتاق خوابتان را با دقت انتخاب کنيد، زيرا تصاوير با خود انرژي قوي دارند.
بهترين توصيه براي انتخاب تصاوير اتاق خواب اين است که تصاويري را برگزينيد که مي خواهيد حالت آن در زندگي تان روي دهد. از تصاوير غمگين و داراي حس تنهايي در اتاق خوابتان استفاده نکنيد، مگر اينکه از غمگين و تنها بودن لذت ببريد.
• هرگز تلويزيون را در اتاق خواب خود قرار ندهيد. اگر شما نمي‌توانيد عادت تماشاي تلويزيون در اتاق خواب را ترك كنيد، لازم است بعد از تماشا، آن را با پوششي پلاستيكي بپوشانيد. فراموش نكنيد بر پلاستيكي بودن پوشش آن تأكيد شده چرا كه جنس‌هاي ديگر با بقاي انرژي در فضاي اتاق خواب مغايرت دارند.
• زدودن گرد و خاك از وسايل و لوازم منزل، نقش مهمي در به جريان انداختن انرژي در محل زندگي دارد. در اين حالت، انرژي مثبت و موثر به راحتي در تمام نقاط خانه به جريان افتاده و در هر نقطه، اثربخشي خاص خود را به همراه خواهد داشت.
• يک تختخواب خوب براي ايجاد يک اتاق خواب دلخواه داراي اهميت زيادي است. تشک خوب، تخته عمودي محکم قسمت بالاي سر تختخواب و ملحفه‌هاي با کيفيت خوب از الياف طبيعي هم براي ايجاد انرژي متوازن مهم است.
• تختخواب را طوري قرار دهيد که به راحتي از دو طرف در دسترس باشد.
• در دو طرف تختخواب خود دو ميز کوچک کنار تختي قرار دهيد.
• تختخواب را در راستاي امتداد در اتاق قرار ندهيد.
• هيچ آينه‌اي را در مقابل و يا مجاورت تختخواب خود قرار ندهيد. سعي كنيد
 از به كار بردن آينه در اتاق خواب خودداري كنيد.
• اگر مي‌خواهيد خوابي راحت داشته باشيد سعي كنيد تختخواب شما به ديواري از جنس خاك و گل تكيه داشته باشد. وجود چنين ديواري به شما كمك مي‌كند تا از خوابي عميق و راحت برخوردار شده و هنگامي‌كه از خواب برمي‌خيزيد به خاطر استراحتي كامل و عميق، سرشار از انرژي و طراوت باشيد. همچنين هنگام كارهاي روزانه، حس آرامش‌بخشي را تجربه نماييد.
• بالاي تختخواب خود، منبع نوري مانند چراغ نصب نكنيد. وجود نور در بالاي تختخواب، انرژي حاكم در اتاق شما را تحت فشار قرار داده و موجب مي‌شود شما نيز در كارهاي روزمره خود تحت فشار قرار گيريد. سعي كنيد هيچ يك از لوازم منزل را در زير نور قرار ندهيد، در صورتي كه مجبور شديد چيزي را زير منابع نوري قرار دهيد سعي كنيد آن جسم در مكاني مرتفع قرار گيرد تا در معرض وزش انرژي باشد.
موفقيت توليد انرژي مثبت در دوثانيه
شايد استفان لواين، اولين نويسنده‌اي باشد كه اين پرسش مهم را با لحن كوبنده و منحصر به فردش مطرح كرده است: «اگر فقط يك ساعت از زندگي‌تان باقي مانده باشد و توي اين يك ساعت بتوانيد فقط و فقط به يك نفر تلفن بزنيد، به چه كسي تلفن مي‌زنيد و چه مي‌گوييد؟» و بعد، بلافاصله مي‌پرسد: «و حالا چرا معطليد؟ منتظر چه هستيد؟»
واقعاً چرا معطليم؟ منتظر چه هستيم؟ مگر قرار است براي هميشه بمانيم يا مگر قرار است عزيزانمان براي هميشه زنده و منتظر بمانند؟ ريچارد كارلسون، يكي از سرشناس‌ترين‌هاي دنياي موفقيت، دقيقاً از همين جاي حرف استفان لواين، وارد ماجرا مي‌شود و پيشنهاد مي‌كند كه چنين كاري را هر روز يا لااقل هر هفته انجام دهيم:
شخصاً يا از طريق تلفن اقدام كنيد. مثلاً زنگ بزنيد و بگوييد: “من فقط تلفن كرده‌ام كه بگويم چقدر به شما علاقه و ارادت دارم، دوستتان دارم، برايتان اهميت قائلم و چيزهايي از اين قبيل... حتي اگر خجالتي‌تر از اين حرفهاييد و اصلاً رويتان نمي‌شود كه چنين تلفني بزنيد، مي‌توانيد به جايش يك نامه صميمانه بنويسيد. (ميل بزنيد يا اس ام اس كنيد يا...) نتيجه اين كار در بيشتر مواقع، به طرز حيرت انگيزي مثبت و انرژي بخش است؛ هم براي خودتان و هم براي فرد دريافت كننده محبت... اغلب مردم، تمام عمرشان را با اين آرزو زندگي مي‌كنند كه مردم آن‌ها را بشناسند و قدرشان را بدانند. اين احساس البته در رابطه با والدين، همسر، بچه‌ها و دوستان خيلي شديدتر است اما تعريف و تمجيد غريبه ها هم اگر صادقانه و صميمي باشد، احساس خوبي به همراه دارد و طبع خود آدم را هم آرامش بخش و صلح آميز مي‌كند.
ريچارد كارلسون يك داستان شخصي هم در همين زمينه به خاطر مي‌آورد كه شنيدنش خالي از لطف نيست: “چند روز پيش براي خريد به فروشگاهي رفته بودم. يكي از مشتريان كه اصلاً معلوم نبود چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد، آنقدر حرف‌هاي درشت و نامربوط، نثار متصدي فروش كرد كه حتي اعصاب من هم خُرد شده بود، اما آن متصدي فروش با متانت فوق العاده‌اي عصبانيتش را كنترل كرد و آرام ماند تا آن مشتري، فروشگاه را ترك كند. وقتي نوبت من شد تا پول جنس‌هايي كه خريده بودم پرداخت كنم، به او گفتم كه:
“نحوه برخوردت با آن مشتري واقعاً مرا تحت تأثير  قرار داد”! او لبخند زد، خيره خيره به من نگاه كرد و گفت: “شما اولين نفري هستيد كه داريد از كار من توي اين فروشگاه تعريف مي‌كنيد، متشكرم آقا، روزتان به خير.”
كارلسون، آن داستان را اين گونه تمام مي‌كند: “به زبان آوردن اين كلمات براي من دو ثانيه بيشتر طول نكشيد اما روز و روحيه من را از انرژي مثبت لبريز كرد، روز و روحيه‌ي آن متصدي فروش را هم.”
در زندگي همه ما حتماً آدم‌هايي پيدا مي‌شوند كه استحقاق دريافت يك تلفن يا يك نامه صميمانه را داشته باشند. وقتي صحبت از نوشتن يك نامه صميمانه به ميان مي‌آيد، كارلسون مي‌گويد: “حتي اگر در زندگي شما هيچ كسي وجود ندارد كه احساس كنيد مي‌شود برايش نامه نوشت، دست به كار شويد و براي يك نفر كه نمي‌شناسيدش، نامه بنويسيد؛ مثلاً براي يك شخصيت، يك هنرمند، يك نويسنده يا يك چهره‌اي كه به هر حال، كارهايش مورد تحسين و توجه شماست. اگر مهارتي در نامه نگاري نداريد، اصلاً نگران نباشيد. منظور شما از نوشتن چنين نامه‌اي فقط ابراز محبت و حق شناسي است، نه هيچ چيز ديگر. با دلتان بايد اين هديه را بفرستيد، نه با مغزتان. چنين نامه‌اي را هر هفته بنويسيد، حتي اگر هيچ وقت آن را نفرستيد.” حقيقت اين است كه ما با انجام چنين كارهايي، نه تنها انرژي مثبت خودمان را شارژ مي‌كنيم و خون تازه‌اي به سلامت روان خود تزريق مي‌كنيم، بلكه دريافت كننده پياممان را هم آرام‌تر و مهربان‌تر خواهيم كرد.
راهکارهای تقویت تفکر مثبت
همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتی بر خوردارند که می‌توانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابراین باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابی‌های بزرگی دست یابیم.
1- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.
2- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راههای تقویت آن‌ها را بیابیم و تجربه کنیم.
3- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

منبع : psychology-bahar[dot]blogfa[dot]com[slash]post-1[dot]aspx


انجمن روانشناسی دانشگاه پیام , هیأت شطرنج گناوه آناند بازي با , کليد قلب من SS501 کیم هیون جونگ 300 , همه چیزدرباره هنر ایران و جهان , NINJA وعده, تخس اهواز سحر دولتشاهی , هک هک هک هک هک هک هر سه ساعت يک ,
گزارش اشکال

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات