تبلیغات




خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان



روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


برچسب :

روستاي زيباي بيدوي خاطرات

نوشته مرتبط با این برچسب :
جبهه همبستگي ملي مجاهدين

جبهه همبستگي ملي مجاهدين

در اولين واكنش پس از خروج از ليست، رجوي در سخنراني كه براي دويست نفر باقيمانده در اشرف برگزار كرد، طرح قديمي خود را مبني بر ايجاد جبهه هبستگي ملي ارائه كرد. اين طرح كه پس از سقوط صدام توسط مجاهدين ارائه شده بود، با هيچ واكنشي از طرف ديگر اپوزيسيون مواجه نشد. اكنون نيز رجوي براي اينكه به آمريكا بفهماند كه دنبال همكاري با ساير اپوزيسيون مي باشد دوباره اين موضوع را مطرح كرده است. از نظر اين طرح مردود است. با دلايلي كه در زير مي آورم ميخواهم ثابت كنم كه رجوي هرگز توانايي ايجاد چنين جبهه اي را ندارد:

1 ـ اين طرح در زماني كه توسط رجوي مطرح شد، هيچگونه حرف جديدي نداشت و از طرف اپوزيسيون هيچ گونه واكنشي را در پي نداشت. اين بي تفاوتي و عدم جدي گرفتن ساير مخالفان رژيم ايران، بخوبي گواه اين است كه آنها رجوي را در اجراي اين طرح  جدي نمي گيرند. پس وقتي كه  ده سال پيش اين موضوع مطرح شده و هيچ گونه جديتي در پي نداشته است، اكنون پس از ده سال كه كرك  و پر مجاهدين هم ريخته است چگونه مي تواند مقبول واقع شود؟

2 ـ اين سئوال مطرح مي شود كه چرا مجاهدين پس از سي  و دو سال كه با رژيم جمهوري اسلامي به عمليات نظامي پرداخته اند، به فكر اين مسئله افتاده اند؟ مگر همين مجاهدين تمامي گروههاي مخالف دولت ايران را طرد نمي كردند؟ مگرتمامي گروههاي ملي و مذهبي را با تهمت و افترا و فحاشي مورد مذمت قرار نمي دادند؟ حال چه شده است كه آنها دست نياز به سوي ساير اپوزيسيون دراز كرده اند؟

3ـ مجاهدين طاقت شنيدن حرف مخالفت خود را ندارند. اين را سالهاي سال اثبات كرده اند و براي تمامي ايرانيان، بخصوص ايرانيان خارج از كشور قابل  فهم و مفروض است. ابتداي تشكيل شوراي به اصطلاح ملي مقاومت، بخش زيادي از اپوزيسيون جمهوري اسلامي از جمله ، آقاي بني صدر، آقاي قاسملو، آقاي متين دفتري، آقاي پاكدامن، آقاي حاج سيدجوادي، آقاي حسين باقرزاده، آقاي علي ناظر، آقاي اسماعيل وفا يغمايي، آقاي ابراهيم آل اسحاق، آقاي لاهيجي و... در اين شورا عضو شده بودند. از آنجايي كه رجوي فقط قصد داشت حرف خود را به كرسي بنشاند و هيچگونه مخالفتي را با خودش بي نمي تافت، تمامي اين گروهها و چهرهاي شاخص ملي و مذهبي، از آنها جدا شدند. و رجوي تنها با چند نفر از وفاداران به مجاهدين در آن شوراي كذايي باقي ماندند. از طرفي هر جريان و گروه و شخص و حتي رسانه خارجي و ايراني كه عليه آنها حرف بزند و نقد بكند با فحاشي و كلمات ركيك از طرف آنها مواجه خواهد شد. كمااينكه در اين ساليان سال ديده و شنيده ايم كه نشريان مجاهدين پر است از فحاشي عليه كساني كه به نحوي حتي بسيار ظريف سياستهاي اين سازمان را نقد ميكنند. شما مي توانيد عناصر اين سازمان را در سايتهاي اجتماعي ببينيد كه چگونه به منتقدان خود توهين مي كنند و طاقت اين را ندارند كه حتي يك انتقاد كوچك عليه آنها بيان شود. همچنين مي توان سياست باند رجوي عليه رسانه هاي فارسي زبان مثل بي بي سي و صداي آمريكا را نيز مورد توجه قرار داد.  با اين توصيف مجاهدين هرگز نخواهند توانست با يك گروه اپوزيسيون ديگر وارد تعامل و گفتگو شوند.

4ـ مجاهدين به وزارت خارجه آمريكا رسما و كتبا نامه نوشته اند و اعلام كرده اند كه ديگر در هيچگونه عمليات تروريستي شركت نخواهند كرد. اين به معني غلط كردم در پيشگاه ارباب است. اما آيا لازم نيست مجاهدين يك انتقاد به خود در پيشگاه مردم ايران و حتي اعضاي خود سازمان بكنند و اعلام كنند كه طي اين  ساليان اشتباه كردند و اين همه  انسان بي گناه را به كشتن دادند. كساني كه نيروي فعال عليه نظامي جمهوري اسلامي بودند را در بيابانهاي عراق به اسارت گرفتند تا عمر و زندگي و انرژي جوانيشان از بين رفت. آيا وقت آن نيست كه رجوي از خود انتقاد كند كه سياست رفتن به عراق اشتباه بوده است؟ آيا وقت آن نيست رجوي از خود انتقاد كند كه استراتژي ارتش آزايبخش اشتباه بوده است؟ به نظر من تا اين سازمان به گذشته پر از ننگ خود كه رفتن در دامان بيگانه و هم نوا شدن با كشوري كه با كشور در حال جنگ بوده است و پا به پاي آن با سربازان وطن جنگيده است، را به نقد نكشد هرگز نخواهد توانست بعنوان يك اپوزيسيون جايي در ميان مخالفان داشته  باشد.

5ـ گزارشهاي زيادي هست و شاهداني كه بصورت عيني در اين تشكيلات بوده اند كه  حقوق اوليه انسانها در تشكيلات مجاهدين رعايت نمي شود. آنها حتي حاضر نيستند به يك صداي تقريبا مخالف هم گوش دهند. و با سركوب و زندان و شكنجه و حتي در موارد كشتن به اين انتقادات پاسخ مي دهند. قطع كردن ارتباطات كامل نيروهاي مجاهدين با دنياي خارج،  نبودن هيچگونه روزنامه و كتاب و راديو و تلويزيون و اينترنت و تلفن  براي نفرات خود گواه ديكتاتوري و سركوب وحشيانه است. چنين گروهي كه در مورد نيروهاي خود چنين برخوردهايي را مي كند چه انتظاري است كه بعنوان يك گروه دمكراتيك با مردم خود رفتار كند. با وجود هزاران نفر كه از اين گروه  در پي سقوط صدام  جدا شدند و صدها ادعاي مشابه، هرگز رجوي زير بار پذيرفتن اين اشتباه خود نشد و حتي در چنين شرايطي نيز به اين اقدام رذيلانه خود در مقابل نيروهايش ادامه مي دهد.

5ـ رجوي در برنامه شوراي خود مدعي است كه بايستي شش ماه خودش نخست وزير باشد و همسرش رئيس جمهور تا قانون اساسي تدوين شود. چه كسي به او چنين اجازه اي را داده است؟ به چه حقي بايستي او نخست وزير شود و قانون را به نفع خود بنويسد. آيا اين كپي برداري از انقلاب  57 نيست؟ به چه حقي با كدام رأي همسر رجوي، رئيس جمهوري را بايستي به عهده بگيرد؟ هيچ گروه اپوزيسيوني حاضر نيست چنين انتخابي را قبول كند.

6ـ اگر رجوي راست مي گويد و واقعا دنبال يك جبهه همبستگي ملي است، چرا شوراي ملي ايران كه توسط رضا پهلوي تاسيس شده است را به رسميت نمي شناسد؟ آيا رضا پهلوي اپوزيسيون نيست؟ چرا صدها گروه و حزب مخالفت دولت ايران كه بعضا با هم ائتلاف هم كرده اند را رجوي قبول نميكند؟

7ـ تاكنون رجوي و هيچكدام از اعضاي سازمان حاضر نشده اند كه در يك مناظره تلويزيوني با ساير مخالفان دولت ايران شركت كنند، صداي آمريكا و بي بي سي بنابه گفته مجريان و دست اندركاران اين شبكه ها بارها از اعضاي مجاهدين خواسته اند كه بيايند و با ساير اپوزيسيون در يك مناظره و گفتگو شركت كنند ولي آنها هرگز تن به چنين كاري نمي دهند؟ اين ترس از چيست؟ آيا از اينكه حرفي براي گفتن نداشته باشند نيست؟ چگونه چنين گروهي را مي توان  بعنوان عضو يك جبهه همبستگي قبول كرد.|

به نظر من اين اعلام رجوي چيز جز ضعف و درماندگي پيامي ندارد. زيرا، اكنون تشكيلات مجاهدين فروپاشيده شده است. اشرف را از دست داده است. استراتژي جنگ آزاديبخش در هم شكسته شده است. نيروهايش در حال خروج از عراق هستند و ممكن است هر كدام از آنها با ورود به دنياي آزاد  پس از سي سال به يك دشمن بالفعل براي او تبديل شوند. هيچگونه پايگاه اجتماعي در جامعه ايران ندارد. همه اينها باعث شده است كه رجوي به اين فكر بيفتد كه دست نياز به سوي ساير اپوزيسيون دراز كند تا او را هم بازي بدهند. ولي  از نظر همه اپوزيسيون كه بارها و بارها اعلام كرده اند تا رجوي  گذشته خود را به نقد نكشد و از آن گذشته ننگين اعلام برائت نكند هرگز قادر نخواهد بود مثل يك انسان متمدن در جامعه امروزي زندگي كند.

 



منبع : bandrajavi[dot]blogfa[dot]com[slash]post-164[dot]aspx

دلايلي رجوى


سازمان مجاهدين خلق, روستاي زيباي بيدوي خاطرات , سازمان مجاهدين خلق, سازمان مجاهدين خلق, سازمان مجاهدين خلق, قطره قطره معرفی عناصر رادیو , وادی غدیر مريم سنجابي ,
گزارش اشکال

تبلیغات



تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات

تبلیغات
Blogs Top
بلاگز فا