تبلیغات




خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون



عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان



روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


شركت عمران بهارستان اصفهان



تحليلي بر شهرنشيني و جايگاه شهرهاي جديد در ايران دكتر عيسي ابراهيم‌زاده، محمد نگهبان‌مروي

مقدمه

شهرنشيني در سرزمين ايران با كشف منابع نفت و استخراج آن از قرن سيزدهم هجري شمسي به بعد شتاب گرفت. اين منابع درآمد جديد، زمينه فروپاشي اقتصاد و جامعهُ سنتي را فراهم كرد و به كشاورزي در اقتصاد ملي نقش حاشيه‎اي بخشيد. مراكز استان‌ها و به ويژه تهران با جذب بيشترين سرمايه‎گذاري‌ها، سيل مهاجران را به سوي خود كشاندند و شهرهاي كوچك و روستاها را از جمعيت جوان و سرمايه تهي ساختند.

در نتيجه روز به روز بر تعداد جمعيت شهرنشين ايران افزوده شد. به گونه‎اي كه ميزان شهرنشيني در كشور از مرز 50 درصد نيز فراتر رفت. علاوه بر افزايش ميزان شهرنشيني، شاهد به هم خوردن سلسله مراتب شهري، و پديدار شدن الگوي نخست شهري در سطح كشور و بيشتر مراكز استان‌ها مي‎باشيم. در اين ميان، يكي از راه‌حل‌هاي كاهش نسبت نخست شهري و ايجاد تعادل در نظام شهري كشور در كنار ساير راه‌حل‌ها، احداث شهرهاي جديد است، تا بتوان به وسيله آنها به توزيع فضايي جمعيت با تأُكيد بر تمركززدايي در ابعاد مختلف اقدام نمود.

تحولات شهرنشيني در ايران


كشور ايران، تا پيش از شروع شهرگرايي و شهرنشيني دوره معاصر تقريباً از نظام شهري همگوني برخوردار بوده است، يعني شبكه شهري كشور كهكشاني بوده و تحت تأثير توسعه درون‎زا و روابط سنتي شهر و روستا به حيات خود ادامه مي‎داده است. پس از آن در نتيجه تحول روند رشد و توسعه درون‌زا به توسعه برون‎زا، كه با سير تحول شهرگرايي، شهرنشيني و شهرسازي در دوره معاصر و از اواسط حكومت قاجار به بعد شروع مي‎شود (حبيبي، 1375، 6)، نظام سنتي روابط، دگرگون مي‎شود و جايگاه خود را از دست مي‎دهد. شروع تحولات شهري برون‎زا را مي‌توان از زمان ناصرالدين شاه قاجار به بعد پيگيري كرد. چرا كه كشف نفت در زمان ناصرالدين شاه قاجار باعث ادغام اقتصاد ايران در بازار جهاني و افزايش روابط ايران با كشورهاي غربي گرديد (پيران، 1369، 93).

اين شروع توسعه برون‎زا در ايران بود، كه تحولات عظيمي در ساختار كشور ايجاد كرد. ازجمله اينكه از سال 1300 به بعد، حركت به سوي تمركزگرايي همه جانبه (سياسي، اداري و اقتصادي) شتاب گرفت و نهادينه شد. حكومت مركزي به عنوان نظام وابسته به سرمايه‎داري جهاني و در جهت تأُمين منافع آن، مهمترين هدف سياسي، اقتصادي خود را استقرار امنيت و ايجاد يك بازار سراسري براي ادغام در بازار جهاني قرار داد و براي تحقق اين دو هدف، اختيار تصميم‎گيري تمركز يافت (احسن، 1373، 46).

برابر نخستين سرشماري رسمي كشور، جمعيت شهرنشين كشور، 5954 هزار نفر، ميزان شهرنشيني 4/31 درصد و تعداد شهرهاي كشور 186 شهر بوده است. و بر اساس سرشماري سال 1375، جمعيت شهرنشين كشور، 36700 هزار نفر، ميزان شهرنشيني 3/61 درصد و تعداد شهرهاي كشور به 614 شهر رسيده است (جدول 1). مقايسه ارقام فوق حاكي از گسترش شتابان شهرنشيني در كشور است. به گونه‎اي كه طي سال‌هاي 1375- 1335 ميزان شهرنشيني 9/29 درصد رشد را نشان مي‎دهد و از رقم 4/31 درصد (1335) به 3/61 درصد در (1375) رسيده است.

جدول 1 تحولات شهر نشيني در ايران ( 1375-1279)

شاخص / سال آماري

1279

1335

1345

1355

1365

1370

1375

كل جمعيت ايران به هزار نفر

9860

18955

25789

33709

49445

55837

60055

ميزان رشد سالانه جمعيت به درصد

-

0/1

0/3

7/2

9/3

5/2

-

جمعيت شهري طبق سرشماريها به هزار نفر

2033

5954

9794

15855

26845

31837

36700

ميزان شهر نشيني طبق سرشماري‌ها به درصد

6/20

4/31

38

47

3/54

57

3/61

جمعيت نقاط 5 هزار نفر و بيشتر به هزار نفر

2033

5954

9715

15833

28324

-

-

تعداد نقاط 5 هزار نفر و بيشتر

99

186

249

367

606

-

614

منبع: آمار سال‌هاي 1370- 1279 (توفيق، 1372، 43 و 41)، آمار سال 1375 (زياري، پاييز 1378، 80)


چنان‌كه اشاره گرديد، جمعيت شهرنشين كشور در نتيجه توسعه برون‎زا گسترش يافت. چرا كه اصولاً توسعه برون‎زا شهرگرا و تمركزطلب است. اين ويژگي سبب افزايش تعداد شهرها و به وجود آمدن شهرهاي بزرگ گرديد. تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگ مهمترين ويژگي نظام شهري اين دوره محسوب مي‎شود. تمركزگرايي باعث به هم خوردن شبكه شهري كشور گرديد. در نتيجه تغييرات عمده‎اي در شبكه شهري كشور به وقوع پيوست و باعث شد كه شكل كهكشاني شبكه شهري كشور (به ويژه از سال 1335 به بعد) در بيشتر مناطق كشور به شكل خطي و زنجيره‎اي تغيير كند و به جاي قانون اندازه- مرتبه، پديده نخست شهري در سطح كشور و بيشتر مراكز استاني، استان‌هاي كشور نمايان شود. بنا به يك اظهار نظر « با همه تلاش‌هايي كه از سال 1367 به اين طرف شده است. هنوز در كل مملكت يك سيستم متمركز بسيار فشرده وجود دارد» (پاپلي، 1373، 305) و تمركز در شهرها و منطقه شهري آنها كم و بيش خودنمايي مي‎كند. بنابراين بايد از تمركز بيش از حد شهرهاي منطقه‎اي و ملي جلوگيري كرد و در جهت تمركز غيرمتمركز در نظام شهري كشور و ايجاد تعادل در آن كوشش نمود.

روند شهرهاي بزرگ در ايران


مهمترين شهرهاي ايران تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز مي‎باشند، كه در رتبه يك تا پنج جمعيتي در سرشماري سال 1375 قرار گرفته‎اند. جدول 2 تحولات جمعيتي و نرخ رشد جمعيتي در شهرهاي مركز استاني ايران را طي سال‌هاي 75- 1335 نشان مي‎دهد. جمعيت اين شهرها، نسبت به كل جمعيت كشور از 4/16 درصد در سال 1345، به 4/20 درصد در سال 1355 و 9/20 درصد در سال 1365 افزايش يافته و در سال‌هاي 1370 و 1375 به 4/20 درصد و 2/20 درصدكاهش يافته است (زياري، پاييز 1378، 82). علت افزايش نسبت فوق طي سالهاي 65- 1345، مهاجرت روزافزون روستاييان به شهرها و به ويژه شهرهاي بزرگ در نتيجه عامل توسعه برون‎زا بود. چرا كه « اصولاً افزايش طبيعي جمعيت و در واقع رشد عرضه نيروي كار در نواحي روستايي بيشتر از نواحي شهري گرديد؛ اين امر باعث شد كه بهره‎دهي روستايي كاهش يابد و تفاوت درآمدهاي روستايي و شهري بيش از پيش معنادار شود. در نتيجه بر شتاب مهاجرت به شهرها افزوده گردد» (ابراهيمزاده، 1380، 144). بنابراين شهرها كه با افزايش رشد طبيعي جمعيت رو به رو شده بودند؛ و از حل مشكلات خود ناتوان بودند با انبوهي از مهاجرين نيز مواجه گشتند و بيش از پيش گسترش يافتند. مهمترين علت كاهش نسبت فوق طي سال‌هاي 1370 و 1375 علاوه بر كاهش نرخ رشد جمعيت كشور طي اين سال‌ها، استقرار جمعيت در منطقه شهري و در محدوده حوزه نفوذ مستقيم اين‌گونه شهرهاي ملي و منطقه‎اي است كه تمركز شديدي نيز يافته است. اين عامل باعث گسترش حاشيه‎نشيني (به مفهوم عام كلمه) و رشد شهرهاي اقماري و خودرو در اطراف اين‌گونه شهرها شده است. به گونه‎اي كه رشد جمعيت پيرامون نسبت به اين شهرها بالاتر رفته است.

جدول 2 تحولات جمعيتي و نرخ رشد آن در شهرهاي مراكز استاني ايران (75- 1335)

رتبه

نام شهر

جمعيت

1335

جمعيت1345

جمعيت

1355

جمعيت1365

جمعيت1375

نرخ‎رشد جمعيت

75- 1335

1

تهران

1512082

2719730

4530223

6042584

6758845

81/3

2

مشهد

241989

409616

667770

1463508

1887405

27/5

3

اصفهان

254708

424045

661510

986753

1266072

09/4

4

تبريز

289996

403413

597976

971482

1191043

59/3

5

شيراز

170659

269865

425813

848289

1053025

65/4

6

اهواز

120098

206375

334399

579826

804980

87/4

7

قم

96499

134292

247219

543139

777677

36/5

8

كرمانشاه

125439

187930

290600

560513

692986

37/4

9

اروميه

67605

110749

164419

300746

435200

77/4

10

زاهدان

17495

39732

93740

281923

419518

27/8

11

رشت

109491

143557

188957

290897

417745

4/3

12

همدان

99909

124167

165785

272499

401281

54/3

13

كرمان

62157

85404

140761

257284

384991

66/4

14

اراك

58998

71925

116832

265349

380755

77/4

15

اردبيل

65742

83569

147865

281973

340386

2/4

16

يزد

63502

93241

135925

230483

326776

18/4

17

قزوين

66420

88106

139258

248591

291117

76/3

18

زنجان

47195

58714

100351

215261

286295

61/4

19

سنندج

40641

54578

95872

204537

277808

92/4

20

بندرعباس

17710

34627

87981

201642

273578

08/7

21

خرم‎آباد

38676

59578

104912

208592

272815

01/5

22

ساري

26278

44547

70753

141020

195882

15/5

23

گرگان

28380

51181

88033

139430

188710

85/4

24

بوشهر

18412

23547

58956

120787

143641

27/5

25

ايلام

8346

15493

32476

89035

126346

03/7

26

شهركرد

15476

23757

40359

75080

100477

79/4

27

سمنان

29036

31058

38786

64891

91045

9/2

28

ياسوج

-

931

4524

29991

69133

-

نمودار 1 جايگاه شهرهاي مركز استاني كشور را در نظام شهري كشور طي سال‌هاي 75- 1335 ارايه مي‎دهد. نتايج حاصل از اين مطالعه بيانگر آن است كه ميان 28 مركز استان كشور فقط جايگاه تهران، شيراز و ياسوج از سال 75- 1335 در نظام شهري مراكز استاني كشور ثابت مانده است و بقيه شهرها فراز و فرودهايي را در سلسله مراتب شهري پذيرا شده‎اند.




جهت حل مشكلات شهري « مسلماً راه‌حل اصلي داشتن طرح و برنامه و مديريت منسجم و اختصاص دادن اعتبارات لازم و ايجاد اشتغال در محيط ‎هاي عشايري- روستايي و شهري است» (پاپلي، 1380، 19) چرا كه عدم برنامه‎ريزي عشايري- روستايي،‌ در واقع برنامه‎ريزي شهري را نيز به چالش كشيده و بي‎اثر مي‎گرداند. در عين حال ساماندهي سرريز جمعيت شهري به خصوص شهرهاي بزرگ و متروپل‎هاي منطقه‎اي نيز نياز به برنامه‎ريزي‎هاي ويژه‎اي دارد، كه يكي از مهمترين آنها تمركززدايي از مادر شهرهاي اصلي كشور از طريق الگوي ايجاد شهرهاي جديد در فضايي مناسب در محدودهُ اين شهرها مي‎باشد.

مباني نظري ايجاد شهرهاي جديد


گرچه از گذشته‎هاي دور نظريه‎هاي ايجاد شهرهاي جديد مطرح بود ليكن به دنبال انقلاب صنعتي اهداف و ضرورت شكل‌گيري شهرهاي جديد متحول گرديد. به طوري‌كه افزايش جمعيت و مهاجرت‌هاي روستا- شهري و به تبع گسترش و توسعة فيزيكي شهرها و به وجود آمدن شهرهاي ميليوني، باعث طرح نظريه‌هاي نو در خصوص شهرهاي جديد گرديد. چنانكه در سال 1882 سورياماتا نظرية شهر خطي را مطرح ساخت، كه بر اساس آن شهر در امتداد خطوط تراموا بصورت نوارمانند ادامه مي‌يابد و نواحي مسكوني و صنعتي در دو جانب اين خطوط قرار مي‌گيرند، و در زمان حيات وي روياي او تنها در يكي از حومه‌هاي كوچك مادريد شكل گرفت (شيعه، 1376، 44). در سال 1898 هاوارد نظرية باغشهر را ارايه نمود. وي معتقد بود با ايجاد چند باغشهر در اطراف شهرهاي بزرگ بايد مبادرت به تمركززدايي از اين‌گونه شهرها نمود (Girardet, 1992, 55).

در همين دوره نظريه شهر صنعتي گارنيه مطرح شد. او شيفته شكل معماري يك شهر قرن بيستمي بود كه بتواند جوابگوي نيازمندي‌هاي ناشي از پيشرفت‌هاي اجتماعي و فني باشد. وي اين نظريه را در سال 1919 عملاً در زادگاهش ليون فرانسه در مقياس ساده به مرحلة عمل درآورد (استروفسكي، 1378، 47). در سال 1923 براساس نيازها و ضرورت‌هاي شهرهاي جديد، كلرنس پري نظريه واحد همسايگي را طرح كرد. اين نظريه منشأ اثري شد تا هنري ‌ريت و كلارنس اشتاين به ‌تبعيت از پري شهر جديد رادبرن را در نيوجرسي آمريكا احداث نمايند. در واقع واحد همسايگي در مقياس جامعة محلي خدمات لازم را ارايه مي‌نمايد (هيراسكار، 1376، 87).

بالاخره ‌در آستانة جنگ جهاني دوم (1945-1939) و در واقع در پايان اين جنگ بود كه نمونه‌هايي از ساخت نوشهرها مطرح و طراحي ‌شدند كه ‌به‌ نسل جديد نوشهرهاي دوران معاصر معروفند (جوادشهيدي، 1377، 36). شروع حركت احداث نوشهرهاي معاصر را بايد از انگلستان و گزارش كميسيون بارلو دانست. بر اساس اين گزارش نارسايي‌ها و مشكلات ناشي از تمركز در شهر لندن از ابعاد استراتژيكي، اجتماعي و اقتصادي مطرح گرديد (مرلن، 1365، 2). اصول گزارش بارلو توسط ابركرامبي در سال 1944 در لندن بزرگ مورد توجه قرار گرفت و پيشنهاد كرد تا براي اجراي سياست تمركززدايي، ده ‌شهر جديد اقماري در اطراف لندن ساخته شود (زياري، پاييز 1378، 32).

پس از احداث شهرهاي جديد انگلستان، شاهد احداث شهرهاي جديد در ساير كشورهاي سرمايه‌داري، سوسياليستي و جهان سومي كه عمدتاً به منظور تمركززدايي از مادرشهرها طراحي شده‌اند، مي‌باشيم. در واقع تمركززدايي يك فرآيند تغييرات فضايي است كه به وسيلة قوة گريز از مركز ايجاد مي‌شود. زيرا در داخل ناحية شهري شهرهاي بزرگ، تقاضا براي فضا و ميل به رهايي از تراكم، آلودگي و ارزش بالاي زمين و در مقياس بزرگتر احوال ظاهر منفي شهرهاي بزرگ حركت به سمت سكونتگاه‌هاي كوچكتر را تشويق مي‌نمايد (Johnston, 1994, 121) .

جهت جلوگيري از رشد غول‌آساي شهرهاي بزرگ، كنترل نرخ رشد طبيعي جمعيت شهر و كنترل نرخ رشد بالاي مهاجرين ضروري است، چنانچه اين دو شيوه موفقيت‌آميز نبود، مي‌توان گفت بهترين الگوي توسعة شهري احياي بافتهاي قديمي شهر است كه از آن به عنوان نوشهر در شهر نيز نام برده مي‌شود. اگر اين الگو نيز كفايت افزايش جمعيت شهر را ننمايد، توسعة پيوستة شهر در مكان‌هايي كه با محدوديت طبيعي و مصنوعي روبرو نيست، مورد توجه قرار مي‌گيرد. چنانچه اين دو الگو كارساز نبود، نهايتاًً بايد مكاني خارج از مادرشهر براي سرريز جمعيت شهري پيش‌بيني و طراحي نمود؛ كه در اغلب شهرهاي بزرگ جهان و ايران دو الگوي اول جوابگو نبوده و لاجرم برنامه‌ريزان و سياستگزاران الگوي سوم را مورد توجه قرار داده‌اند و تمركززدايي فضايي از مادرشهرها را به عنوان الگوي ايجاد شهرهاي جديد به كار گرفته‌اند. اينك سياست تمركززدايي فضايي بر اساس ساختن شهرهاي جديد يكي از مستقيم‌ترين اشكال تمركززدايي در ساير كشورهاي درحال توسعه شناخته مي‌شود ( شكوئي، 1373، 414).


سابقه ايجاد شهرهاي جديد در ايران


سابقه ايجاد شهرها در ايران به زمان‌هاي گذشته برمي‎گردد. در اين زمينه مي‎توان بسياري از شهرها را ذكر كرد، كه از پايه و اساس در يك محدوده زماني مشخص ايجاد شده و با تعريف شهرهاي جديد تا حدودي سازگار است. تخت جمشيد، بيشابور، سلطانيه و غيره از آن جمله‎اند. شهرهاي جديد در دوران اخير به بركت وجود معدن، راه و راه‎آهن، پادگان نظامي و حتي مناظر و مزاياي طبيعي و سياحتي و ايرانگردي و جذب سرريزهاي جمعيتي به وجود آمده‎اند (پيران، 1370، 126). بدين منظور تجربه ايران در ايجاد شهرهاي جديد معاصر در دو مقطع زماني قبل و بعد از انقلاب اسلامي قابل بررسي است.

الف- ايجاد شهرها قبل از انقلاب اسلامي

در دوره قبل از انقلاب شاهد ظهور شهرهاي جديدي بوديم كه به اشكال و منظورهاي مختلف احداث شده بودند و عبارت بودند از:

1. شهرهاي سازماني- صنعتي: مانند « آبادان، انديمشك، مسجدسليمان، پولادشهر، پيرانشهر، بندرشاهپور، آغاجاري، هفتگل، زردنو، شهرك مس سرچشمه و شهرك‌هاي صنعتي البرز، ساوه، رشت و غيره » (زياري، پاييز 1378، 148). اين شهرها براي استفاده و بهره‎وري از منابع كشور در مناطق مختلف كشور طراحي و احداث شدند. اين شهرها خود اتكاء بودند و مشاغل و خدمات كافي براي ساكنان خود داشتند.

2. شهرهاي سياسي- نظامي: مانند زاهدان و نوشهر، اين‌گونه شهرها نظير زاهدان داراي يك هسته موجود روستايي بوده است، اما بعدها در نتيجه گسترش بافت شهري، بافت روستايي آن از رونق افتاد و در بافت اصلي و جديد شهر حذف شد. شهر زاهدان در سرشماري سال 1375 در بين شهرهاي مركز استاني ايران رتبه دهم جمعيتي را دارا بوده است.

3. شهرهاي بازسازي شده پس از زلزله: از زمره اين شهرها مي‎توان قوچان و سلماس را نام برد (سعيدنيا، 1369، 34). اين شهرها در نتيجه وقايع غيرمترقبه در محدوده مكان اوليه شهر (قبل از زلزله) احداث شدند. علاوه بر شهرهاي فوق مي‎توان شهرهايي مانند شاهين‎شهر در اصفهان، اسلامشهر در تهران، ياسوج در كهكيلويه و بويراحمد، دزفول و شوشتر نو در خوزستان، مرودشت در فارس و فريمان در خراسان (مشهديزاده، 1374، 504- 449) را نيز از شهرهاي قبل از انقلاب دانست.

ب- شهرهاي جديد بعد از انقلاب اسلامي

شهرهاي بعد از انقلاب اسلامي بر مبناي مصوبه سال 1364 هيأت وزيران و در راستاي اهدافي چون هدايت سرريز جمعيت و تمركززدايي از شهرهاي بزرگ و مادر شهرها و پاسخگويي به نياز مسكن گروه‌هاي كم و ميان درآمد تصويب شدند (نمودار 2).

بدين منظور در سال 1367 اساسنامهُ شركت عمران شهرهاي جديد تصويب شد و اين شركت متولي احداث شهرهاي جديد گرديد. در حال حاضر 18 شهر جديد در كل كشور در دست احداث است، و تعدادي ديگر در دست مطالعه و بررسي است (غمامي، 1378، 76). اگرچه در طراحي و احداث شهرهاي جديد، در دوره بعد از انقلاب اسلامي از تجارب بسياري از كشورها در اين زمينه بهره برده شده است. اما برخي از محققين، شهرهاي جديد ايران را متأُثر از الگوبرداري از كشور انگلستان مي‎دانند (ميزگرد اقتصادي شهرهاي جديد، 1378، 83). تفاوت شهرهاي جديد بعد از انقلاب با قبل از انقلاب در عملكرد آنهاست. چرا كه « طي سالهاي پيش از انقلاب، هدف از احداث شهرهاي جديد نوعي عملكردگرايي اقتصادي- تك يا چند پايه- بود، در حالي‌كه شهرهاي جديد امروزي محل اسكان سرريزهاي جمعيت شهرهاي بزرگ تلقي مي‎شوند و اين ويژگي، آنها را بيشتر به شكل شهرهاي جديد اقماري در مي‎آورد تا شهرهاي جديد صنعتي» (زياري، پاييز 1378، 94). همچنين اين شهرهاي جديد، بيشتر جهت توسعه‎ ناپيوسته شهر اصلي ايفاي نقش مي‎كنند.

از نظر توزيع فضايي، از تعداد 18 شهر جديد مصوب بعد از انقلاب اسلامي، 12 شهر در اطراف مادرشهرهاي بزرگ ايران، يعني تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز مكانيابي شدند. 6 شهر جديد ديگر نيز در اطراف مادرشهرهايي چون بوشهر، اراك، بندرعباس، اهواز، زابل و چابهار مكانيابي گرديده‎اند.

از مشخصات اين شهرهاي جديد، از نظر فاصله شهرهاي جديد با مادرشهرها، كمترين، ده كيلومتر مربوط به لتيان و بيشترين، شصت و پنج كيلومتر مربوط به هشتگرد و مجلسي است. از لحاظ جمعيت، بيشترين جمعيت 500 هزار نفر مربوط به هشتگرد و كمترين جمعيت 60 هزار نفر مربوط به رامشار و مهاجران است. به لحاظ مساحت، بيشترين مساحت شهرهاي جديد مصوب، هفت‎هزار هكتار مربوط به فولادشهر و كمترين 826 هكتار مربوط به مهاجران است (جدول 3).







نمودار 2 سير اتخاذ سياست‌هاي پاسخگويي به مشكلات شهرنشيني در ايران پس از انقلاب اسلامي

وضع قانون زمين شهري براي تملك و واگذاري زمين

واگذاري‎ زمين‌هاي مصادره شده دولتي

برخوردهايي با نگرش بخشي

خواست حل مشكل نارسايي زيربناها و هرج و مرج كالبدي شهرها
برخوردهايي با نگرش فيزيكي
تداوم مشكلات كالبدي به دليل تقسيم نامنظم زمين‌ها

تداوم مشكل مسكن شهري به دليل كمبود عرضهُ زمين و ديگر عوامل توليد

لزوم برنامه‎هاي ميان بخشي جامع و هماهنگ با برنامه‎هاي جامع منطقه‎اي

تداوم استفاده از طرحهاي جامع شهري به اضافه حوزه نفوذ

خواست به نظم درآوردن نواحي رو به گسترش شهرها

لزوم برنامه‎هاي جامع ميان‎بخشي و هماهنگ با توسعهُ منطقه‎اي

تأُكيد زياد بر عدم تبديل زمين‌هاي كشاورزي حومه شهرها

برخورد با تنگناهاي شبكه‎زيربنايي بافت موجود برخي ‎شهرها با‎ محدوديت‎هاي كالبدي

طرح‎هاي آماده‌سازي زمين

گسترش افقي پيوسته شهرها و مشكلات آن

طرحهاي مكانيابي در اراضي مناسب توسعه آني شهرها

فقدان زمين مناسب در مجاورت برخي شهرها

لزوم توسعه ناپيوسته شهري

ايده شهرهاي جديد ماهواره‎اي

لزوم هماهنگي با برنامه‎هاي جامع ميان بخشي و منطقه‎اي

مأخذ: (صرافي، 1369، 46)

در تشديد مشكلات شهرنشيني سريع
خواست حل مشكل مسكن شهري


جدول 3 موقعيت و مشخصات شهرهاي جديد بعد از انقلاب اسلامي در ايران

رديف

نام شهر جديد

نام شهر مادر

فاصله از شهر مادر(km)

تاريخ تأُسيس شركت

جمعيت پيش‌بيني شده در طرح (نفر)

مساحت شهر(ha)

تاريخ‌تصويب طرح جامع

1

پرديس

تهران

25

7/5/70

150000

2000

22/4/74

2

هشتگرد

تهران

65

24/2/69

500000

4000

28/4/72

3

انديشه

تهران

30

18/12/70

100000

1100

-

4

پرند

تهران

35

22/3/69

80000

1467

9/6/77

5

لتيان

تهران

10

26/12/71

-

1100

-

6

بهارستان

اصفهان

15

1/6/68

320000

3000

19/7/72

7

فولادشهر

اصفهان

25

1/6/68

320000

7000

19/3/73

8

مجلسي

اصفهان

65

7/6/68

140000

3000

22/6/72

9

سهند

تبريز

20

9/9/70

90000

3148

1/4/77

10

صدرا

شيراز

15

6/6/70

200000

2048

23/11/74

11

گلبهار

مشهد

40

2/5/69

400000

4000

7/4/72

12

بينالود

مشهد

45

5/12/70

120000

4000

-

13

عاليشهر

بوشهر

24

19/12/68

100000

4000

17/7/65

14

مهاجران

اراك

28

19/1/69

60000

826

20/5/76

15

علوي

بندرعباس

40

22/1/69

100000

3000

-

16

رامين

اهواز

35

15/12/70

65000

1000

-

17

رامشار

زابل

35

27/9/70

60000

1000

-

18

تيس

چابهار

30

27/9/70

100000

1000

-

مأُخذ: (روابط عمومي شركت عمران شهرهاي جديد، 1378، 56- 10)

ضرورت تداوم ايجاد شهرهاي جديد در ايران

با توجه به تحولات شهرنشيني اخير در ايران حال به اين مسأله بايد جواب داد كه آيا ضرورت‌هايي كه در گذشته منجر به راهبرد ايجاد شهرهاي جديد در كشور شد همچنان به قوت خود باقي است يا در شرايط فعلي آن ضرورت‌ها از بين رفته است؟ اصولاً جامعه صنعتي شهرنشين است و با توجه به اينكه كشور ايران در مرحله‎گذار از جامعه سنتي به جامعه صنعتي است؛ در نتيجه با افزايش جمعيت شهرنشين، مهاجرت شديد روستاييان به شهرها (به ويژه شهرهاي بزرگ) و افزايش تعداد شهرها روبه‎روست. با توجه به برآوردهاي كارشناسي « جمعيت ايران در سال 1400 به احتمال قريب به يقين، به 130 ميليون نفر خواهد رسيد كه نزديك به 100 ميليون نفر از اين جمعيت در شهرها زندگي خواهند كرد. ما در سال 1400 حداقل 10 مادرشهر بسيار گسترده خواهيم داشت» (زنجاني، 1371، 76). بنابراين، افزايش جمعيت شهرنشين، برنامه‎ريزي در مورد توسعه شهري را بيش از گذشته با اهميت نموده است.

با توجه به تحولات شهرنشيني اخير در ايران حال به اين مسأله بايد جواب داد كه آيا ضرورت‌هايي كه در گذشته منجر به راهبرد ايجاد شهرهاي جديد در كشور شد همچنان به قوت خود باقي است يا در شرايط فعلي آن ضرورت‌ها از بين رفته است؟ اصولاً جامعه صنعتي شهرنشين است و با توجه به اينكه كشور ايران در مرحله‎گذار از جامعه سنتي به جامعه صنعتي است؛ در نتيجه با افزايش جمعيت شهرنشين، مهاجرت شديد روستاييان به شهرها (به ويژه شهرهاي بزرگ) و افزايش تعداد شهرها روبه‎روست. با توجه به برآوردهاي كارشناسي « جمعيت ايران در سال 1400 به احتمال قريب به يقين، به 130 ميليون نفر خواهد رسيد كه نزديك به 100 ميليون نفر از اين جمعيت در شهرها زندگي خواهند كرد. ما در سال 1400 حداقل 10 مادرشهر بسيار گسترده خواهيم داشت» (زنجاني، 1371، 76). بنابراين، افزايش جمعيت شهرنشين، برنامه‎ريزي در مورد توسعه شهري را بيش از گذشته با اهميت نموده است.

اصولاً به هنگام شهرنشيني سريع، مشكلات تشديد مي‎شود. در همين راستا وزارت مسكن و شهرسازي سه سياست توسعه شهري را به طور موازي پيگيري مي‎كند كه اين سه سياست عبارتند از: (شهرهاي جديد از نگاه مديران، 1378، 130).

1. بهسازي و نوسازي بافت‌هاي دروني شهرها؛

2. توسعه فيزيكي شهرهاي موجود؛

3. ايجاد شهرهاي جديد.

در مواردي كه نيازهاي توسعه شهري به وسيله دو گزينه نخست، برآورد نگردد؛ لزوم توسعه ناپيوسته شهري ضرورت مي‎يابد (نگاه كنيد به نمودار 2). هر شهر جديد، « ناگزير است براي ساكنين خود شغل‌هاي مورد نياز را تهيه كند، احتياجات روزانه آنها را برطرف سازد، امكانات تفريحي جهت مردم فراهم نمايد و بالاخره براي هر طبقه و گروهي واحدهاي مسكوني مشخصي بيايد « شكوئي، 1353، 10)، تا به اهداف پيش‌بيني شده خود دست يابد.

همچنين ضرورت ايجاد شهرهاي جديد كشور را مي‎توان در نوع برخورد با پديده تمركز نيز بررسي نمود. جهت تمركززدايي و توزيع فضايي جمعيت شهرنشين دو راه حل اساسي مي‎توان پيشنهاد كرد. « نخست: تمركززدايي از كلان‌شهرها، دوم: تمركززدايي در نواحي و مناطق حاشيه‎اي و عقب‌مانده ولي داراي قابليت‌ها و استعدادهاي توسعه» (معصومي اشكوري، 1373، 136). تمركززدايي از كلان‌شهرها اصلي‎ترين عامل اتخاذ سياست احداث شهرهاي جديد در ايران بوده است. چرا كه شهرهاي جديد كشور در دوره بعد از انقلاب بيشتر به شكل توسعه ناپيوسته شهر مادر مطرح و الگوي اقماري داشته‎اند.

بدين منظور سياست شهرهاي جديد به كار گرفته شد و دولت طرح‌هايي را در جهت هدايت رشد آتي جمعيت شهر‎نشين و فعاليت‌هاي اقتصادي از شهرهاي بزرگي چون تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز به نوشهرهاي اطراف آنها تدوين كرد (Atashi, 1998,1) . به طور كلي، طرح ايجاد شهرهاي جديد به منظور پاسخگويي به شهرنشيني سريع، نياز گسترده به مسكن و جلوگيري از پيدايش شهرهاي خودرو در منطقه شهري مادرشهرها مطرح و به عنوان يك سياست و ضرورت جدي در دستور كار دولت قرار گرفت. جدول 4 خصوصيات شهرهاي جديد ايران را ارايه مي‎كند.

جدول 4 خصوصيات شهرهاي جديد ايران در دوره بعد از انقلاب اسلامي

اصولاً به هنگام شهرنشيني سريع، مشكلات تشديد مي‎شود. در همين راستا وزارت مسكن و شهرسازي سه سياست توسعه شهري را به طور موازي پيگيري مي‎كند كه اين سه سياست عبارتند از: (شهرهاي جديد از نگاه مديران، 1378، 130).

1. بهسازي و نوسازي بافت‌هاي دروني شهرها؛

2. توسعه فيزيكي شهرهاي موجود؛

3. ايجاد شهرهاي جديد.

در مواردي كه نيازهاي توسعه شهري به وسيله دو گزينه نخست، برآورد نگردد؛ لزوم توسعه ناپيوسته شهري ضرورت مي‎يابد (نگاه كنيد به نمودار 2). هر شهر جديد،
« ناگزير است براي ساكنين خود شغل‌هاي مورد نياز را تهيه كند، احتياجات روزانه آنها را برطرف سازد، امكانات تفريحي جهت مردم فراهم نمايد و بالاخره براي هر طبقه و گروهي واحدهاي مسكوني مشخصي بيايد « شكوئي، 1353، 10)، تا به اهداف پيش‌بيني شده خود دست يابد.

همچنين ضرورت ايجاد شهرهاي جديد كشور را مي‎توان در نوع برخورد با پديده تمركز نيز بررسي نمود. جهت تمركززدايي و توزيع فضايي جمعيت شهرنشين دو راه حل اساسي مي‎توان پيشنهاد كرد. « نخست: تمركززدايي از كلان‌شهرها، دوم: تمركززدايي در نواحي و مناطق حاشيه‎اي و عقب‌مانده ولي داراي قابليت‌ها و استعدادهاي توسعه» (معصومي اشكوري، 1373، 136). تمركززدايي از كلان‌شهرها اصلي‎ترين عامل اتخاذ سياست احداث شهرهاي جديد در ايران بوده است. چرا كه شهرهاي جديد كشور در دوره بعد از انقلاب بيشتر به شكل توسعه ناپيوسته شهر مادر مطرح و الگوي اقماري داشته‎اند.

بدين منظور سياست شهرهاي جديد به كار گرفته شد و دولت طرح‌هايي را در جهت هدايت رشد آتي جمعيت شهر‎نشين و فعاليت‌هاي اقتصادي از شهرهاي بزرگي چون تهران، مشهد، اصفهان، تبريز و شيراز به نوشهرهاي اطراف آنها تدوين كرد (Atashi, 1998,1) . به طور كلي، طرح ايجاد شهرهاي جديد به منظور پاسخگويي به شهرنشيني سريع، نياز گسترده به مسكن و جلوگيري از پيدايش شهرهاي خودرو در منطقه شهري مادرشهرها مطرح و به عنوان يك سياست و ضرورت جدي در دستور كار دولت قرار گرفت. جدول 4 خصوصيات شهرهاي جديد ايران را ارايه مي‎كند.

جدول 4 خصوصيات شهرهاي جديد ايران در دوره بعد از انقلاب اسلامي

رديف

شاخص

شهرهاي جديد ايران

1

حدود جمعيت اوليه (پايه) نفر

صفر

2

حدود جمعيت آماج- سال افق برنامه‎ريزي

200000- 150000 نفر سال (1400-1395)

3

معيارهاي مكانيابي شهرهاي جديد

1- موجود بودن اراضي

2- نزديكي به مادر شهر

3- نزديكي به مجتمع‎هاي صنعتي بزرگ

(انتخاب مكان توسط وزارت مسكن و شهرسازي)

4

حدود سال ايجاد شهرهاي جديد

1- موجب جديد تفكر از سال 1364 برابر با 1985

5

6

اسناد مرجع در ايجاد شهرهاي جديد: چهارچوب تصميم‎گيري در مورد ايجاد شهرهاي جديد

- مصوبه سال 1364 هيأت وزيران

7

نحوة تصرف اراضي

بر طبق مصوبات شوراي عالي معماري و شهرسازي ايران

8

مسؤوليت برنامه‎ريزي، اجراي برنامه‎ها و مديريت

1- شركت عمران شهرهاي جديد وابسته به وزارت مسكن و شهرسازي

2- مشاوران خصوصي معماري و شهرسازي

3- ادارات دولتي

9

نحوة تصرف فضاهاي ساخته شده

1- ادارات دولتي 2- افراد 3- بخش خصوصي

10

مكانيزم كنترل ارزش اراضي و فضاهاي

ساخته شده

درحال حاضر اين‌گونه مكانيزم‌ها يا موجود نبوده يا به دليل عدم قدمت شهرهاي جديد كارايي خود را تثبيت نكرده‎اند.

مأخذ: (عبدي دانشپور، 1373، 97)

در ارتباط با ضرورت ايجاد شهرهاي جديد در زمان فعلي جديدترين اظهارنظر در اين‌ باره، ضرورت ايجاد اين‌گونه شهرها را در سه عامل دانسته است.

الف- روند شهرنشيني و افزايش ميزان جمعيت شهري كشور در آينده نيز تداوم خواهد داشت.

ب- جريان پديد آمدن شهرها فرآيندي اجتناب‎ناپذير است و اگر بر اساس برنامه‎اي از پيش سنجيده شده صورت نگيرد، شهرها به صورت خود به خودي به وجود خواهند آمد.

ج- روند شهرنشيني در ايران، ضرورت ايجاد شهرهاي جديد به مثابه سكونتگاه‌هاي از پيش برنامه‎ريزي و طراحي شده را به عنوان يك راه حل به قوت خود باقي گذاشته است (معصوم، 1380، 13).

اگرچه احتمال رسيدن جمعيت شهرنشين كشور در سال 1400 به 100 ميليون نفر خيلي قطعي نظر نمي‎رسد؛ با اين وجود نقش شهرهاي بزرگ و منطقه شهري آنها در آينده به عنوان نقاط جاذب جمعيت همچنان مؤثر و قابل توجه مي‎باشد. بنابراين بحث توسعه شهري همچنان در رأس مسائل شهري كشور قرار خواهد داشت. در چنين شرايطي « سياست استمرار شهرهاي جديد، به دليل ظرفيت انعطاف‎پذير آن از نظر اجرايي » (اردشيير، 1378، 112) همچنان به عنوان يك راه‎حل مورد توجه بوده و خواهد بود. چرا كه در غير اين صورت، چنانچه جهت سرريز جمعيت شهرنشين، چاره‎اي انديشيده نشود، شاهد پيدايش شهرهاي خودرو و گسترش حاشيه‌نشيني خواهيم بود. در نتيجه در درازمدت مجبور به صرف هزينه‎هاي گزاف جهت حل مشكلات شهرهاي خودرو و بي‎برنامه كه با رشد قارچي به وجود آمده‎اند، خواهيم بود.

بررسي عملكرد شهرهاي جديد ايران

از مجموع 18 شهر جديد مصوب پس از انقلاب، 13 شهر در مرحله اجرايي (آماده‎سازي زمين) قرار گرفته‎اند. از اين تعداد به جز بينالود، 12 شهر جديد ديگر وارد جريان زندگي و اسكان جمعيت شده‎اند. به دليل اينكه مهمترين نقش و عملكرد شهرهاي جديد كشور جذب سرريز جمعيت و ارايه مسكن مي‎باشد، شاخص ساخت و سازهاي مسكوني و جمعيت اسكان يافته بر مبناي جديدترين اطلاعات موجود دراين شهرها به شرح زير مي‎باشد.

الف- وضعيت ساخت و سازهاي مسكوني

كل واحدهاي مسكوني در 12 شهر جديد تا پايان شش ماهه اول سال 1378 برابر با 87267 واحد بوده است. از اين تعداد 57831 واحد يا به عبارتي 27/66 درصد در حال احداث و 29436 واحد يا 73/33 درصد تكميل شده و پايان يافته است. همچنين بيشترين ساخت و ساز مربوط به بهارستان (با 18795 واحد) و كمترين مربوط به پرند (با 736 واحد) بوده است (جدول 5).

جدول 5 تعداد ساخت و سازهاي مسكوني در شهرهاي جديد تا پايان شش ماهه اول سال 78

رتبه

نام شهرهاي جديد

واحد مسكوني

‌در حال احداث

واحد مسكوني پايان‎يافته

جمع

1

بهارستان

8245

10550

18795

2

پرديس

15800

2308

18108

3

انديشه

9353

5128

14481

4

هشتگرد

8761

2224

10985

5

پولادشهر

4170

3756

7926

6

مهاجران

1564

3385

3849

7

سهند

3050

778

3828

8

گلبهار

2380

388

2668

9

مجلسي

1547

903

2450 پ

10

صدرا

1715

490

2205

11

عاليشهر

587

649

1236

12

پرند

659

77

736

جمع

منبع (شركت عمران شهرهاي جديد، 1378،16)

جهت افزايش ساخت و ساز حمايت از سازندگان واحدهاي مسكوني (اعم از انفرادي، تعاوني ساز و انبوه‎ساز) به طرق گوناگون در شهرهاي جديد از قبيل اعطاي تسهيلات بانكي و غيره مي‎تواند مفيد باشد.

ب- جمعيت اسكان‎يافته

پس از شروع روند ساخت و سازهاي مسكوني، جذب و اسكان جمعيت و تأمين خدمات و امكانات شهري از اهميت فوق‎العاده برخوردار است. هرچه ميزان اسكان و جذب جمعيت در شهرهاي جديد بيشتر باشد، روند توسعه آن نيز مطلوب‌ترخواهد بود.

جدول 6 جمعيت اسكان‎يافته در شهرهاي جديد تا پايان شش ماهه اول سال 1379

رتبه

نام شهرهاي جديد

جذب و اسكان‌يافته

1

بهارستان

50000

2

پرديس

31650

3

انديشه

16168

4

هشتگرد

13500

5

پولادشهر

9775

6

مهاجران

8850

7

سهند

5470

8

گلبهار

3950

9

مجلسي

3885

10

صدرا

3277

11

عاليشهر

650

12

پرند

588

جمع

منبع: (شركت عمران شهرهاي جديد، 1379،7)

جذب و اسكان جمعيت در 12 شهر جديد مطابق جدول 6 بيانگر آن است كه تا پايان شش ماهه اول سال 1379، تعداد 147736 نفر در اين شهرها ساكن شده‎اند. از نظر تعداد جمعيت، بيشترين تعداد مربوط به شهر جديد بهارستان با 50000 نفر جمعيت و كمترين مربوط به شهر جديد پرند با 588 نفر جمعيت است. جمعيت‎پذيري شهرهاي جديد « تابعي از ضريب توسعه بوده و از مدل نمايي تبعيت مي‎كند. بنابراين، مي‎توان انتظار داشت كه به تأمين تأسيسات زيربنايي و خدمات روبنايي و توسعه اشتغال در شهرهاي جديد، امكان‎پذيري و قابليت جذب جمعيت در اين شهرها به سرعت بالا رفته و به آستانه‎هاي پيش‎بيني شده برسد» (شركت عمران شهرهاي جديد، 1379، 6).

عملكرد شهرهاي جديد ايران از نظر شاخص ساخت و سازهاي مسكوني و جمعيت اسكان‎يافته، به طور كلي (به جز شهر جديد بهارستان) ضعيف است. به دليل اينكه شهرهاي جديد ايران تا اين زمان بايد ارقامي به مراتب بيش از اين، از اين دو بعد به دست مي‎آوردند (نگاه كنيد به جدول 3)، و پيشرفت كارها مي‎بايست بيشتر از اندازه‎هاي كنوني باشد لذا با بررسي عملكرد شهرهاي جديد ايران چنين نتيجه مي‎گيريم كه اين شهرها، هزينه زيادي داشته‎اند، از لحاظ خدماتي متكي به مادرشهر بوده‎اند، مسأله مهاجرت و حاشيه‎نشيني حل نشده است و شهرهاي جديد عملكرد خوابگاهي پيدا كرده‎اند.

ج- عمده‌ترين مسائل شهرهاي جديد كشور

به طور كلي عمده‎ترين مسائلي كه باعث عملكرد ضعيف شهرهاي جديد كشور شده‎اند، عبارتند از: نخست: « فقدان برنامه‎ريزي منطقه‎اي و توجه صرف به طرح‌هاي شهري كه نتيجه اين امر در غالب موارد باعث ايجاد صدمات جبران‎ناپذير به توان زيست‎محيطي و منابع غيرقابل احياء بوده است» (اعتماد، 1371، 355). اين عامل متوجه انواع توسعه‎ها و ساخت و سازها مي‎شود كه در مورد شهرهاي جديد نمودي قوي‌تر دارد.

دوم: اعلام اين مطلب كه از سوي وزارت مسكن و شهرسازي كه اين شهرها بدون كمك دولت ساخته مي‎شوند و در نتيجه هيچ يك از بخش‌ها و دستگاه‌هاي دولتي تعهدي براي پاسخگويي به نيازهاي اين شهرها ندارد، و سبب بار مالي سنگيني براي مديران شهرهاي جديد شده است (گروه شهري، 1380، 13).

سوم: مهمترين مشكل شهرهاي جديد در تمام دنيا فقدان هويت است (هوركاد، 1380). در مورد شهرهاي جديد ايران نيز « با تأسف بايد بگويم شهرهاي جديدي كه بنياد گذارده‎ايم از آنرو كه فاقد يك خصيصه متمايز هويتي است هيچ انگيزه غرورآميزي براي شهروندان آن كه خود را وابسته به آن بدانند ايجاد نكرده است» (كامروا، 1371، 10).

راهكارهاي بهبود عملكرد شهرهاي جديد كشور

نخست: « با نگرشي واقع‎گرا و نه آرمانگرا بايد حقايق را ديد. لازمه چنين كاري اين است كه بپذيريم از ديدگاه آمايش سرزمين» ، مقوله شهرهاي جديد يك مسأله ملي است و مسائل ملي را نمي‎توان با نگرش بخشي حل كرد. حل مسائل ملي نياز به عزم ملي و خرد جمعي دارد» (عليخانزاده، 1378، 3).

بنابراين، تكليف شهرهاي جديد موجود از نظر تداوم و يا عدم تداوم سرمايه‎گذاري بايد كاملاً روشن گردد تا شاهد موازي‌كاري سازمان‌هاي دست‎اندركار توسعه شهري نباشيم».

دوم: جهت موفقيت شهرهاي جديد از نظر اجرايي، مهمترين مورد قانونمند شدن شهرهاي جديد است كه اين قانون تصويب شده است. بر اساس قانون جديد برخي از فعاليت‌ها و وظايف شهري در شهرهاي جديد تسهيل شده و بين ادارات تقسيم خواهد شد. در نتيجه وظايف مديران شهرهاي جديد از نظر اجرايي و مالي كمتر خواهد شد.

سوم: جهت حل مسأله هويت و پايداري شهرهاي جديد بايد جاذبه در شهرهاي جديد ايجاد نمود تا شهروندان بدان‌ها وابسته و احساس سكونت پايدار در آنها شكل گيرد. « در نهايت به نظر مي‎رسد تا زماني كه به شهرهاي جديد به مثابه خوابگاه‌هاي بزرگ و وسيع و صرفاً در جهت حل معضل مسكن نگريسته شود. اين پهنه‎ها فاقد هر نوع زندگي شهري، حس مكان و حيات پويا و جمعي‎اند» (ترابي،1380، 17). بايد شهر جديد برخوردار از امكانات و خدماتي باشد كه ساكنان آن كمتر نياز به رفت و آمد به شهرهاي همجوار (به ويژه مادرشهر) داشته باشند، و ساير شهروندان شهرهاي همجوار نيز به دليلي به شهر جديد بيايند. نه اينكه خانواده‎هاي ساكن در اين شهرها احساس غربت و بيگانگي كنند و شهر با خلاء هويتي روبه‎رو شود.

نتيجه‎گيري

كشور ايران تا پيش از شروع شهرگرايي و شهرنشيني دوره معاصر تقريباً از نظام شهري همگوني برخوردار بوده است. اما به علت توسعه برون‎زا و ورود به بازار سرمايه‎داري، نقش توسعه درونزا و روابط سنتي شهر و روستا بهم خورد و سلسله مراتب شهري كشور دستخوش تغيير گرديد. افزايش جمعيت شهرنشين، تعداد شهرها و رشد شهرهاي بزرگ حاكي از گسترش شتابان شهرنشيني در كشور است. در اين بين تمركز در شهرها و به ويژه منطقه شهري، شهرهاي بزرگ بيش از ساير موارد مشكل‎ساز گرديده است. بنابراين اتخاذ سياست‌هايي مشخص جهت جلوگيري از گسترش بي‎رويه شهرهاي بزرگ، ارايه مسكن و جلوگيري از حاشيه‎نشيني در كشور ضروري مي‎نمود.

تصويب قانون احداث شهرهاي جديد در سال 1364 توسط هيأت وزيران، يكي از اين راه‎حل‌ها بود. بيشتر اين شهرها نقش توسعه ناپيوسته شهر اصلي را ايفا خواهند كرد.

بررسي عملكرد شهرهاي جديد ايران حاكي از عملكرد ضعيف اين شهرها مي‎باشد. عمده‎ترين مسائل اين عملكرد ضعيف را بايد به طور مختصر در مواردي از قبيل؛ مشخص نبودن جايگاه اين شهرها در سياست‌هاي توسعه شهري، عدم تمكن مالي شركت‌هاي عمران جهت انجام وظايف محول شده و خلاء هويت در شهرهاي جديد به دليل نبود خدمات،‌ امكانات و خصيصه‎هاي غرورآفرين كه حس مكان و پايداري سكونت در اين شهرها را تقويت كند، دانست. جهت بهبود كاركرد و جايگاه اين شهرها، تعديل و رفع اين محدوديت‎ها به عنوان راهبردهاي اساسي و تحول آفرين، رهگشا خواهد بود.

منابع و مآخذ

1. ابراهيم‎زاده، عيسي؛ مهاجرت‌هاي روستايي؛ علل و پيامدهاي آن، نمونه: استان سيستان و بلوچستان، مشهد، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره مسلسل 60، بهار 1380.

2. احسن، مجيد؛ تمركز و تمركززدايي و آثار كالبدي آن، تهران، مجله آبادي، سال چهارم، شماره پانزدهم، زمستان 1373.

3. اردشيري، مهيار؛ ضرورت بازنگري در سياست احداث شهرهاي جديد، تهران، مجله آبادي، سال هشتم، شماره‎هاي 31 و30 و29، 1378.

4. اعتماد، گيتي؛ فقدان طرح‎ريزي منطقه‎اي و پيدايش سكونتگاه‌هاي خودرو در ايران، مجموعه مقالات اولين كنفرانس بين‎المللي طرح‎ريزي كالبدي (اصفهان)، انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران، چاپ اول، 1371.

5. اعتماد، گيتي؛ تغييرات شبكه شهري ايران در دهه اخير، مجموعه مقالات هشتمين كنگره جغرافيدانان ايران، جلد دوم: انساني، اصفهان، انتشارات دانشگاه اصفهان، چاپ اول، 1373.

6. اعتماد، گيتي؛ شهرهاي جديد: راه حل يا مسأله، تهران، مجله آبادي، سال هشتم، شماره‎هاي 31 و 30 و 29، 1378.

7. بهفروز، فاطمه؛ زمينه‎هاي غالب در جغرافياي انساني، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1374.

8. پاپلي‌يزدي، محمدحسين؛ تمركزگرايي و عدم تمركزگرايي و آثار آن، نمونه: مسائل اداري، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، جلد اول: سخنراني‌هاي برگزيده، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، اسفند 1373.

9. پاپلي يزدي، محمدحسين: اولويت دادن به حل مشكلات شهري، مشهد، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي، شماره مسلسل60، بهار 1380.

10. پيران، پرويز؛ توسعه برون‎زا و شهر: مورد ايران، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، 1369.

11. پيران، پرويز؛ نيم‌نگاهي به نوشهرها، از ديدگاه مسائل فرهنگي و اجتماعي، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول،1370.

12. ترابي، مرضيه؛ حسن مكان در شهرهاي جديد، تهران، ماهنامه شهرداري‌ها، شماره 31، آذر 1380.

13. توفيق، فيروز؛ گسترش شتابان شهرنشيني در ايران، مجله آبادي، شماره نهم، تابستان 1372.

14. حبيبي، محسن؛ از شار تا شهر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1375.

15. روابط عمومي شركت عمران شهرهاي جديد؛ شهرهاي جديد ايران، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي هنر، 1378.

16. زنجاني، حبيب‌الله و رحماني، فريدون؛ راهنمايي جمعيت شهرهاي ايران (1370- 1335)، مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري، چاپ اول، 1368.

17. زنجاني، حبيب‌... ؛ جمعيت و شهر سالم، مجموعه مقالات نخستين سمپوزيوم شهر سالم، تهران، انتشارات شهرداري
تهران، 1371.

18. زياري، كرامت الله‌؛ برنامه‎ريزي شهرهاي جديد، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول، پاييز 1378.

19. سعيدنيا، احمد؛ جايگاه شهرهاي جديد در نظام شهري ايران، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، 1369.

20. شركت عمران شهرهاي جديد؛ گزارش پيشرفت كار: پروژه‎هاي آماده سازي، ساخت و سازهاي مسكوني و اسكان جمعيت در شهرهاي جديد (6 ماهه اول سال 1378)، تهران، 1378.

21. شركت عمران شهرهاي جديد؛ شهرهاي جديد، نشريه داخلي تخصصي شركت عمران شهرهاي جديد، سال دوم: شماره 16، اسفند 1379.

22. شكوئي، حسين؛ شهرك‌هاي جديد، تبريز، انتشارات دانشگاه تبريز، 1353.

23. شهرهاي جديد از نگاه مديران، تهران، مجله آبادي، سال هشتم، شماره‎هاي 31 و 30 و 29، 1378.

24. صرافي، مظفر؛ ضرورت تدوين سياست ملي شهرنشيني براي موفقيت شهرهاي جديد در ايران، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، 1369.

25. عبدي دانشپور، زهره؛ بررسي و تحليل قياسي شهرهاي جديد در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، جلد اول: سخنراني‌هاي برگزيده، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، اسفند 1373.

26. عليخانزاده، علي محمد؛ شهرهاي جديد، از آرمان تا واقعيت، تهران، مجله آبادي، سال هشتم، شماره‎هاي 31 و 30 و 29، 1378.

27. غمامي، مجيد؛ نگاهي به عملكرد شهرهاي جديد در مجموعه شهري تهران، تهران، مجله آبادي، سالا هشتم، شماره‎هاي 31 و 30 و 29، 1378.

28. كامروا، محمدعلي؛ هويت در شهرهاي جديد، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، 1371.

29. گروه شهري روزنامه خراسان؛ رئيس گروه شهرسازي جامعه مهندسان مشاور ايران، طرح شهرهاي جديد با شكست مواجه شد، 12 شهريور 1380.

30. مركز آمار ايران؛ نتايج تفصيلي سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375، جلد كل كشور، شماره 2553، 1376.

31. مشهديزاده دهاقاني، ناصر؛ تحليلي از ويژگي‌هاي برنامه‎ريزي شهري در ايران، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، چاپ دوم، بهمن 1374.

32. معصوم، جلال و ايراندوست، كيومرث؛ گزارش اصلي: شهرهاي جديد ضرورت‌ها و عملكردها، تهران، ماهنامه شهرداري‌ها، شماره 31، آذر 1380.

33. معصومي اشكوري، سيدحسن؛ توسعه شهري، شهرهاي جديد و نظام شهري ملي و منطقه‎اي، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، جلد اول: سخنراني‌هاي برگزيده، تهران، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد، چاپ اول، اسفند 1373.

34. ميزگرد اقتصادي شهرهاي جديد، تهران، مجله آبادي، سال هشتم، شماره‎هاي 31 و 30 و 29، 1378.

35. هوركاد، برنارد: رئيس سابق ‌انجمن ‌ايرانشناسي فرانسه در تهران، مسائل شهرهاي جديد، در مصاحبه با نگارندگان،
27/10/1380.

36. Atashi, farhad and Y.S shiraz Beheshtiha; New town and their practical. Challeges, mayazine Habitat, vol.22, No .1, 1998.

فايلها

منبع : fatemehyazarloo[dot]blogfa[dot]com[slash]post-20[dot]aspx

پرديس جغرافیا, حمل ونقل و ترافیک شهری شهرهای , ISFAHANCITY متروی اصفهان, ISFAHANCITY بزرگراه دو طبقه اصفهان, www Drazani blogfa com رزومه, memar بیوگرافی سید هادی میرمیران , داوطلبان استخدامی مجتمع فولاد ,

تبلیغات



تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات

تبلیغات
Blogs Top
بلاگز فا