تبلیغات

مهم ترین اعترافات برادر سرکرده القاعده



"ریگی"، دستفروشی که با حمایت آمریکا تروریست شد


   

به گزارش عصر هامون، سیستان و بلوچستان به دلیل وجود قومیت های مختلف و مذاهب شیعه و سنی از دیر باز سیبل افکار شوم صهیونیسم و امریکا بوده است که انتخاب ریگی برای اعمال سیاستهای آنها او را به عنوان مهره ای کلیدی برای ایجاد تفرقه میان اهل سنت و تشیع تبدیل کرده بود که سرانجام  «عبدالمالك» در يك عمليات پيچيده امنيتي در روزهاي پاياني سال ۸۸ به دام سربازان گمنام امام زمان افتاد و در نهايت در ۳۰ خرداد ۸۹ به سزاي اعمال ننگين خود رسيد.
ریگی که بود؟
عبدالمجيد ريگي با نام مستعار «عبدالمالك» فرزند چهارم یک سرایدار شرکت ساختمانی در زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان بود پدرش آرزو داشت عبدالمالک چون دو برادر دیگرش از تحصیل باز نماند و بتواند برای خود کسی شود برای همین اورا راهی مدرسه کرد، او دوران ابتدايي و راهنمايي را در يکي از مدارس زاهدان واقع در خيابان خيام گذراند همانجا بود که با يکي دو نفر از دوستان که اتفاقا از طايفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم براي فرار از درس و مدرسه فراهم گرديد .
البته يکي دو مورد سرقت کوچک از "بقالي محل و شکستن شيشه ماشين يکي از مسئولين مدرسه و غيره " باعث شد که او با کسب کمترين معدل از مدرسه اخراج شود و روياهاي پدر را نقش بر آب کند.در ايامي که ترک تحصيل کرد با همان دوستان مدرسه اي که اکنون آنها هم ترک تحصيل کرده اند به خريد و فروش سي دي و پاسور و اجناسي از اين قبيل روي آوردند و از طريق مرز ميرجاوه اقدام به خريد اين اجناس و فروش در چهارراه رسولي زاهدان نمودند .
پس ازپاگذاشتن عبدالمالک ریگی به سن نوجواني و کفاف ندادن درآمد اندک پدر و حتي درآمد حاصل از فروش سي دي او اقدام به خريد و فروش مشروبات الکلي به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبي نصيبش شد و به همين خاطر در اينکار فعاليتش را بيشتر کرد تا اينکه توسط نيروي انتظامي شناسايي و تحت تعقيب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه ميداد. در يکي از روزهاي زمستان يکي از شرکاي عبدالمالک بنام ناصر ريگي نقشه سرقت از انبارهاي پارچه موجود در چهارراه رسولي زاهدان را مطرح و با دوستانش در ميان گذاشت که مورد موافقت آنها نيز واقع شد و در اولين سرقت ! توسط مامورين آگاهي زاهدان دستگير و براي بازجويي در اختيار اين اداره قرار گرفت که آن زمان مسئوليت بازجويي از آنها به عهده شهيد سرهنگ حميد کاوه گذاشته شد و توسط اين شهيد، گوشمالي خوبي به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همينجا بود که کينه شهيد کاوه به دل اين گروه نقش بست و بعدها در حالي که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش.

سفر به پاکستان و آموزش تبلیغ وهابیت

عبدالمالک که کم کم به یک شرور سابقه دار معرفی می شد و خلاف، جزئی از زندگی روزمره اش تبدیل شده بود برای دوری از چنگال قانون همراه با دوستانش به پاکستان شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان رفت و به آموختن آموزه های دینی پرداخت مدرسه ای که وی برای آموختن علوم مذهبی انتخاب کرده بود یکی از مدارسی بود که به ترویج فرهنگ وهابیت می پرداخت و پايگاه اصلي طالبان و القاعده بود و پس از ان عبدالمالک در يک گروه به اصطلاح جماعت تبليغي عازم روستاها و شهرهاي مرزي شد و به تبليغ مشغول شدند، در همان ايام يکي از اشرار معروف منطقه ايرانشهر بنام" مولا بخش درخشان" به او ماموريت ويژه اي داد و او مامور شد که در ميان دانشجويان بلوچ که در دانشگاههاي پاکستان تحصيل ميکردند نفوذ کند و از آنها که تحصيل کرده و با سواد هستند براي مبارزه ايدئولوژيک با حکومت ايران استفاده کند که خوشبختانه در مدت چند ماه فعاليتش در ميان اين دانشجويان نتوانست حتي يک نفر از آنان را اغفال کند .

آغاز شرارت و آدم ربایی

شهید کاوه در زمان اسارت گروهک ریگی پس از اينکه از تبلیغ های بی اساس و عضو گیری در مبارزه با ایران تيرشان به سنگ خورد تصميم گرفتند که اقدام به آدم ربايي و اخاذي نمايند و چند نفر از سرمايه داران زاهدان را پس از اينکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحويل ملا کمال صلاح زهي از اشرار معروف دادند و در قبال اين کار مبلغي بعنوان پاداش می گرفتند و از اینجا پروژه آدمربایی در دستور کار مالک قرار گرفت. با گذشت چند ماه از شروع اين اقدامات، تصميم گرفته شد تا گروگان ها در اختيار خودشان باشد تا بلکه پول بيشتري را کسب کنند و بازهم اينکار را ادامه دادند. ديگر اين گروه چهار نفره حسابي پولدار شده بود و از لحاظ تجهيزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقويت کرده بودند و چند نفري را هم بر تعدادشان افزودند و تصمیم بر اين شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورين اقدام به مقاومت مسلحانه نمايند و در ميان گروههاي شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و در این میان بيشتر اين گروهها خواهان همکاري و فعاليت با آنها بودند.

آغاز کشتار و چشیدن طعم ترور

تصاویر منتشر شده توسط گروهک در يکي از روزها که قرار بود آقاي ر - الف يکي از تجار زاهداني را گروگان بگيرند بطور اتفاقي متوجه شدند که سرهنگ حميد کاوه که اکنون ديگر بازنشسته شده با وي در امور بازرگاني همکاري ميکند و کينه هاي قبلي که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجاي شخص اصلي ، او را گروگان بگيرند و اينکار را هم انجام دادند و شهيد سرهنگ حميد کاوه بمدت چند ماه توسط اين گروه در کوههاي مرزي نگهداري شد و پس از اينکه با شکنجه هاي فراوان از او فيلم سراسر دروغي را تهيه و توزيع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زماني که يک نفر از افراد جندالشیطان و عبدالمالک براي تهيه غذا و آذوقه به يکي از بخشهاي سراوان مراجعه ميکند ، توسط گروهبان شهيد نامجو رئيس پاسگاه مرزي "گدار ناهوک" سراوان دستگير و تحويل مقامات قضايي ميشود و عبدالمالک براي انتقام، شبانه به پاسگاه حمله ميکند و هشت نفر سرباز به همراه شهيد نامجو را گروگان ميگيرد و پس از اخاذي از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت ميرساند. با ادامه اين جنايات و چشيدن مزه آدمکشي توسط گروهک جندالله، از آنجايي که در زمان تحصيل در مدرسه ديني پاکستان توسط اساتيدي با نگرش طالبانيسمي آموزش ديده بود و نفرت از تشيع در او شعله ور شده بود تصميم به کشتار شيعيان ميگيرد و براي همين، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکي ميکند و تعداد زيادي از مردم بيگناه و محبان اهلبيت را در جلوي چشم همسر و فرزندان بشهادت ميرساند که با توزيع فيلم آن کشتار در سطح شهر ماهيت کثيف خود را بيش از پيش نمايان ساخت و قرار اين گروه اين بود که پس از فاجعه تاسوکي در ديگر شهرهاي استان نيز اقدام به کشتار شيعيان بکند که با يک اتفاق ساده برنامه کاري آنها تغيير اساسي کرد.

اشتباه رسانه ها و سرمایه گذاری غرب برای حمایت از تروریسم

عبدالمالک ریگی در حال سربریدن گروگانش در روزي که جندالله اقدام به کشتار شيعيان در تاسوکي نمود ، بصورت کاملا اتفاقي تعداد زيادي از مسئولين منجمله استاندار و فرماندار در همان مسير بودند که خودروي حامل استاندار براي رسيدن به جلسه اي در زاهدان با سرعت و درست چند دقيقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور ميکند ولي متاسفانه فرماندار در ميان مردم بود و شناسايي نشد و بعد از اينکه اين فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاريهاي داخلی اقدام به انتشار اين خبر با عنوان "حمله به کاروان مسئولان در تاسوکي" نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهي به سرش رفته و طعمه هاي به اين خوبي از چنگش گريخته اند. اما در يک چرخش ۱۸۰ درجه اي اعلام کرد که ما از قبل مطلع بوديم که مسئولان قصد گذر از اين مسير را دارند و اکاذیب دیگری را مطرح کرد. و درست در همان ايام سايت "روز آنلاين" توسط "خانم مريم کاشاني" يک مصاحبه تلفني با عبدالمالک انجام داد و در سايت درج نمود و همينجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزويش رسيده و آرزويش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس ميکرد به ارزويش دست يافته. و با همين يک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها و روزنامه هاي کشور در بزرگ کردن هويت جندشیطان وعبدالمالک ،ديگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه ميشد و او لذت بيشتري ميبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شيعيان با اولويت سيستانيها و به ادعای خود طرفداري از قوم بلوچ که در مقابل اقدامات وی از سوی علمای اهل سنت به شدت محکوم می شد و او را مرتد می خواندند. تا اينکه تعدادي از گروههاي اپوزوسيون خارج نشين که دنبال عروسکي براي گرداندن ميگشتند به عبدالمالک روي آوردند و او را کاملا از لحاظ فکري شستشو داده و راه هايي را که احتمال موفقيت در آن بود را به او نشان دادند و بهترين حربه براي گول زدن مردم ايران و جهان اين بود که مبارزه او را براي آزادي و برقراري دموکراسي در ايران ! جلوه بدهند و آمریکا نیز برای حمایت از او و اهدافش در منطقه سرمایه گذاری کرد، در این میان اولين اقدام تغيير نام جندالله بود و اسم گروه را به جنبش مقاومت ملي ايران تغيير دادند. تا به خيال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ايران گسترش دهند تا شايد محبوبيتي در ميان مخالفين ايراني پيدا کنند.

سرانجام ترور  و حمایت عوامل فتنه از "مالک ریگی"

درسال ۱۳۸۴ با روی کار آمدن دولت نهم و توجه ویژه به آبادانی مناطق محروم از سویی و گسترش شدید قاچاق ، آدم ربایی و قتل توسط اعضای گروه از سویی دیگر موجب شد تا جند الله بدنه ی اجتماعی خود را از دست داده و به یک گروه شبه نظامی تبدیل شود و دیری نپایید که چراغ این عملیات ها به سرکردگی عبدالمالک ریگی در پایان سال 88  به خاموشی فرو رفت و طی یک عملیات پیچیده  در تاریخ 4 اسفند 88 به دست سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگیر شود که باعث شد حامیان وی در غرب در شوک ابدی از اقتدار دستگاه امنیتی ایران باقی بمانند.

عملیات دستگیری ریگی در این میان حامیان میر حسین موسوی در حمایت از مالک ریگی بیانیه ای را منتشر کردند که دربخشی از آن آمده است؛
"انتساب آنهمه قتل و جنايت به كسي كه از جنبش سبز حمايت كرده است جز دروغ و افترا و تضعيف جنبش سبز چه مي تواند باشد؟چه كسي است كه نداند كه بريدن سر و شليك به مغز بي گناهان و انفجار اتوبوس همه و همه يا كار فتوشاپ است يا كار متخصصان خود فروخته ي اسپشال افكت نظام.چه كسي است نداند كه در جريان انفجار آن اتوبوس ، همگي افراد كشته شده را با اتوبوس آورده بودند؟ آيا كساني كه با آيينه هاي سينمايي در راهپيمايي ۲۲ بهمن جمعيت چند ده نفري را جمعيت ميليوني به تصوير مي كشند نمي توانند از اين كارها بكنند.ما اعترافات برادر مبارز ريگي را از زبان او نشنيديم بلكه از چشمان مظلوم او شنيديم كه حرفهاي ديگري مي زد.ما از تمام مجامع بي طرف بين المللي آمريكا و انگليس و اسرائيل مي خواهيم تا با تحت فشار قرار دادن نظام، مقدمات آزادي اين برادر عزيز ،مظلوم و آزادانديش را مهيا سازند."

عبدالمالکی ریگی بعد از دستگیری هرچند عبد المالک وابستگی خود را به القائده در زمان عملیات های خود صراحتا رد می کرد اما حمایت های بی دریغ عربستان سعودی و انگلیس از وی این شائبه را به وجود می آورد که وهابیت و غرب به دنبال راه اندازی گروهی همچون القائده در مرزهای شرقی ایران هستند و همچنین اعترافات وی پرده از همه شبهات برداشت او در بخشی از اعترافات خود گفته است:"عوامل آمریکایی به ما گفته بودند سیا بر من و گروهم "حساس" شده‌اند و آماده‌اند هر نوع کمکی به ما بکنند و طرف‌های آمریکایی در دوبی گفته بودند سیا برنامه‌ای در دست دارد، تا تمام سازمان هایی را که مخالف نظام (جمهوری اسلامی ایران) هستند و پتانسیل و قدرت جنگ را دارند، مورد حمایت قرار دهد".
شبكه خبرى اى بى سى امريكا در گزارشی اذعان کرد : امريكا به طور مخفيانه مشاور و مشوق يك گروه افراط گراى مسلح پاكستانى است كه تاكنون چند عمليات مرگبار داخل خاك ايران اجرا كرده است. هر چند آمریکا ادعا کرده است که به طور مستقيم تامين مالى اين گروه را بر عهده ندارد اما از سال ۲۰۰۵ روابط محكمى با عبد المالك ريگى رهبر اين گروه داشته است. او به حمایت غرب عملیات های زیادی را در منطقه انجام داد که در جدول زیر به آن اشاره شده است؛
عملیات تاریخ عملیات محل عملیات    نتایج عملیات پیامدهای عملیات  
حمله به کاروان انتقال رئیس جمهور ۱۳۸۴/۹/۲۳  مناطق کویری سیستان  شهید شدن محافظ و راننده خودرو احمدی‌نژاد  ---
 حمله به پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان  ۱۳۸۴/۱۰/۱۲  منطقهٔ سراوان  گروگان گرفتن ۸ سرباز مرزبان و رئیس پاسگاه  آزادسازی ۸ تن از سربازان در تاریخ ۱۰ بهمن همان سال با میانجیگری بزرگان طوایف منطقه و اعلام خبر اعدام رئیس پاسگاه. اعدام احمد سریر در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۳ در پارک لالهٔ زاهدان .
 اسارت ۳ تبعه ترکیه  ۱۳۸۴/۱۰/۲۵  ---  درخواست پرداخت ۱ میلیون دلار از جانب ایران در قبال آزادی گروگان ها  ---
 حادثه تاسوکی  ۱۳۸۴/۱۲/۲۵  منطقه تاسوکی  قتل ۲۲ تن از مسافران عبوری از محور زابل به زاهدان. آتش زدن ۶ خودروی متعلق به مسافران. اسارت عده‌ای نامعلوم از مسافران عبوری. زخمی شدن فرماندار زاهدان در این حمله .  اسماعیل احمدی مقدم و مصطفی پورمحمدی آمریکا را مشوق جندالله برای این عملیات نامیدند و این عملیات را به سفارش نیروهای اطلاعاتی آمریکا دانستند. جندالله در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۲ با انتشار فیلمی عنوان کرد که در صورت آزاد نکردن ۵ عضو این گروه از جانب نیروهای انتظامی ایران گروکان های واقعه تاسوکی را خواهد کشت. اکبر اعلم، عضو کمیسیون امنیت ملّی مجلس در فروردین ۱۳۸۶ استاندار و برخی نیروهای انتظامی سیستان را به کوتاهی در جلوگیری از این واقعه متهم کرد. عبدالحمید ریگی و ۱۵ عضو دیگر جندالله توسط نیروهای امنیتی پاکستان دستگیر و در ۱۳۸۷/۳/۲۵ به ایران تحویل داده شدند .
 حملات پراکنده به غیرنظامیان  ۱۳۸۵/۱/۱۸ تا امروز  استان سیستان و بلوچستان  ترور و اسارت مردم غیرنظامی و گاه گاه اعدام آن ها  گزارش حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان، در جلسه علنی مجلس در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۲۰ از حملات دو روز قبل جندالله به مردم عادی. ایجاد قرارگاه بعثت در منطقه مرزی با پاکستان. اعدام یکی از گروگان های غیرنظامی در ۱۷ اردیبهشت همان سال. برپایی مانور اقتدار در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۸ برای سرکوب گروهک جندالله با مشارکت کلیه نیروهای نظامی ایران. آزادی ۴ گروگان و هلاکت ۱۴ عضو جندالله در ۶ خرداد همان سال. برپایی رزمایش ضربت ذوالفقار توسط نیروی زمینی ارتش در ۲۸ مرداد همان سال .
 حمله به ماموران نیروی انتظامی  ۱۳۸۵/۱۱/۱۲  تقاطع بلوارهای بزرگمهر و معلم شهر زاهدان  قتل ۴ مامور پلیس و یک شهروند  اعدام دو تن از اعضای جندالله دخیل در این حمله
 حمله به اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران با خودروی حامل مواد منفجره  ۱۳۸۵/۱۱/۲۵  بلوار ثارالله شهر زاهدان  شهادت ۱۳ نفر و زخمی شده ۳۰ تن دیگر از اعضای سپاه و مردم عادی  محکومیت این حمله از جانب سازمان ملل متحد. جندالله این حمله را عملی تلافی جویانه در قبال اعدام اعضایش نامید. نصرالله شنبه‌زهی در ۳۰ بهمن همان سال به جرم دخالت در بمبگذاری در محل انفجار اعدام شد. فردی به نام سعید. ق به جرم مشارکت در ۱۳۸۶/۳/۱۳ در همان محل اعدام شد .
 انفجار بمب صوتی  ۱۳۸۵/۱۱/۲۷  بلوار جمهوری شهر زاهدان  بدون تلفات  ---
حمله به پاسگاه مرزی نگور  ۱۳۸۵/۱۲/۸  منطقه نگور  شهادت ۲ مامور مرزبانی و اسارت ۴ نفر دیگر و انتقال آنها به پاکستان  ---
 شبيخون اعضای جندالله به جمعی از پاسداران  ۱۳۸۶/۴/۲۸  روستای دومک-منطقه کورین  ۱۱ مامور سپاه پاسداران شهید و ۹ تن دیگر زخمی شدند  ---
 حمله به خودروهای عبوری  ۱۳۸۶/۵/۲۸  جاده چابهار به ایرانشهر  گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی و انتقال آنها به پاکستان  در پی همکاری دیپلماتیک ایران و پاکستان ظرف ۱۲ ساعت نیروهای نظامی پاکستان به محل انتقال گروگانها یورش برده و با به هلاکت رساندن سرکرده و جمعی از اعضای جندالله در آن حمله گروگان ها را آزاد کردند .
 ترور مهدی توکّلی(روحانی شیعه (  ۱۳۸۶/۷/۱۰  روستای افتخارآباد شهرستان خاش شهادت وی توسط دو راکب یک موتور  ----
 درگیری مسلحانه در مدرسهٔ علمیه  ۱۳۸۶/۹/۲۲  روستای چاه‌جمال شهرستان ایرانشهر  ----  ۶ تن از روحانیون و طلّاب سنی مذهب که با جندالله همکاری کردند محاکمه شدند .
 حمله به پاسگاه مرزی  ۱۳۸۷/۳/۲۳  منطقه سراوان  گروگانگیری ۱۶ مامور مرزبانی و انتقال آنها به پاکستان  اعدام ۱۵ نفر و آزادی یک تن از آنها .
 ترور ابراهیم کریمی(معاون دادگستری سراوان )  ۱۳۸۷/۳/۲۷  ؟ شهادت وی  ۳ عضو جندالله دستگیر شدند. علیرضا براهویی در زاهدان اعدام شد .
 فضل‌الله شهبازی(دادستان عمومی و انقلاب خاش )  ۱۳۸۷/۷/۶  شهرستان خاش  ترور ناموفق بود و وی زخمی شد  ---
 ترور مولوی شیخ علی دهواری(امام جمعه مسجد صدیق اکبر )  ۱۳۸۷/۸/۲۰  شهرستان سراوان  شهادت وی  ----
 حمله انتحاری به صبحگاه مشترک نیروی انتظامی  ۱۳۸۷/۱۰/۹  شهرستان سراوان  عبدالغفور ریگی (برادر کوچک عبدالمالک) با انفجار بمب همراه خود ۴ نفر از پرسنل نیروی انتظامی را کشته و ۱۲ نفر دیگر نیز مجروح کرد .  محمود احمدی‌نژاد در سفری غیر منتظره برای بررسی بیشتر به زاهدان رفت .
 شبيخون به وانت تدارکات نیروهای نظامی  ۱۳۸۷/۱۱/۶  ؟  شهادت مامورین راکب وانت و بازگشت به درون پاکستان  ----
 انفجار بمب صوتی  ۱۳۸۷/۱۱/۳۰  مسجد الغدیر زاهدان  خسارات اندکی به ساختمان مسجد  ----
 حمله انتحاری به مسجد شیعیان  ۱۳۸۷/۳/۷  مسجد علی‌بن‌ابیطالب شهر زاهدان  شهادت ۲۵ نمازگزار و زخمی شدن ۱۲۰ تن دیگر  آیت‌الله خامنه‌ایرهبر معظم انقلاب آمریکا را در این بمب‌گذاری دخیل دانست. علی لاریجانی در ۱۱ خرداد همان سال مسئولیت انفجار را از اهل سنت دور دانسته و به آمریکا نسبت داد. سه نفر در ارتباط با بمبگذاری، پیش از خاکسپاری قربانیان به اتهام افساد فی الارض در تاریخ ۱۳۸۸/۳/۹ اعدام شدند. ۲ تن اعضای دستگیر شده در این رابطه در ۱۶ خرداد همان سال اعدام شدند .
 حمله به ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد  ۱۳۸۸/۳/۸  زاهدان  مجروحيت ۳ نفر از اعضای ستاد  ----
 حمله انتحاری به نمایشگاه صنایع دستی  ۱۳۸۸/۷/۲۶  شهر سرباز  شهادت۴۱ نفر و زخمی‌شدن ۱۵۰ نفر دیگر  محمود احمدی‌نژاد پاکستان را به کوتاهی در دستگیری اعضای جندالله بعد از این عملیات متهم کرد. سپاه پاسداران از کشور پاکستان درخواست مجوزی مبنی بر انجام عملیات نظامی داخل خاک پاکستان را علیه مواضع جندالله خواستار شد. مصطفی محمد نجّار، وزیر کشور، برای انجام مذاکراتی در جهت دستگیری اعضای جندالله توسط نیروهای پاکستانی به این کشور سفر کرد.







منبع : peyghanreza[dot]blogfa[dot]com[slash]post-225[dot]aspx

دانشجوی حقوق, بچه های 88 دبیرستان طالقانی از , آیا می دانستید آیا می دان, هیئت مذهبی داعیان کمیل شرح ,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات