تبلیغات

نزديكترين نقطه كره زمين به خورشيد



سیاره های منظومه شمسی

دانستنيهاي كلي درباره تير




تير، نزديكترين سياره به خورشيد است. اين سياره كوچك و صخره اي، اتمسفر ندارد. تير، مداري بيضوي دارد و حرارت آن بسيار متغير است. در طي روز(يك روز تير 56/58 برابر روز زمين طول مي كشد به عبارت ديگر يك سال تير تنها 88 روز است)، تير حتي از فر هم گرمتر است و در طي شب(با طول مشابه) از يخچال هم سردتر مي شود.
تيرآنقدر به خورشيد نزديك است كه مي توان آن را به هنگام طلوع يا غروب خورشيد ديد. تير سنگينترين سياره است. سطح آن مشابه سطح ماه است. كراترهاي تير حاكي از فورانهاي آتشفشاني هستند كه قسمت عمده سطح آن را مي پوشانند. در تير ميدان مغناطيسي وجود دارد(اين ميدان مغناطيسي، احتمالا به علت وجود هسته آهني مايع به وجود آمده است).

اندازه
قطر تير حدود 3031 مايل(4878 كيلومتر) است. تير دومين سياره كوچك منظومه شمسي(بعد از پلوتون) است. قطر تير كمي بيشتر از يك سوم قطرزمين است. تير تنها اندكي از ماه بزرگتر است.

جرم و گرانش
جرم تير حدود 3/3 در ده به توان بيست و سه كيلوگرم است كه حدود يك بيستم جرم زمين مي باشد. گرانش تير38% گرانش زمين است. يك انسان روي تير 38 پوند وزن خواهد داشت. براي اينكه وزن خود را روي تير محاسبه كنيد، وزن خود را در 38/0 ضرب كنيد.

اتمسفر
اتمسفر كم ضخامت تير شاما مقادير اندكي هيدروژن و هليم است. فشار اتمسفر فقط حدود يك در ده به توان منفي نه ميلي بار است كه نسبت به فشار اتمسفر زمين، كسر بسيار كوچكي است(حدود دو تريليونيم).
از آنجايي كه اتمسفر بسيار كم ضخامت است، آسمان حتي در طول روز هم سياه به نظر مي رسد(به استثناي خورشيد، ستاره ها و سيارات ديگر هنگامي كه قابل مشاهده هستند). به علاوه، در تير اثر گلخانه اي وجود ندارد. هنگامي كه خورشيد غروب مي كند، دما بسيار سريع افت مي كند زيرااتمسفري وجود ندارد كه به حفظ دما كمك كند.

مدار تير و فاصله آن از خورشيد
تير نزديكترين سياره به خورشيد است و از همه سيارات منظومه شمسي سريعتر حركت مي كند. فاصله تير از خورشيد،‌يك سوم فاصله زمين از خورشيد بوده و به طور ميانگين AU 387/0مي باشد. مدار تير بيضوي است. در دورترين نقطه مدار(نقطه اي كه در آن، مدار بيشترين فاصله را از خورشيد دارد) تير 70 ميليون كيلومتر از خورشيد فاصله دارد و در نزديكترين نقطه، فاصله تير از خورشيد 46 ميليون كيلومتر است.
در تير فصلي وجود ندارد. فصلها در اثر انحراف محور نسبت به مسير حركت سياره ايجاد مي شوند. از آنجايي كه محور تير بر مسير حركتش كاملا عمود است(مورب نيست) در تير فصلي وجود ندارد. اگر شما روي سطح تير باشيد،‌خورشيد سه برابر بزرگتر از آنچه در سطح زمين ديده مي شود، به نظر خواهد رسيد.
محدوده دما
محدوده دماي تير بسيار متغير است. دماي سطح آن از 270 تا 800 درجه فارنهايت(168- تا 427 درجه سلسيوس) در تغيير است. در روزهاي بلند تير(كه 88 روز زمين طول مي كشد) دما بسيار بالاست(دومين سياره داغ منظومه شمسي،‌تنها ناهيد از تير داغتر است). در طي شب، اتمسفر كمضخامت تير باعث مي شود كه حرارت پراكنده شده و دما به سرعت افت كند.

اقمار
تير قمري ندارد

مقايسه تير- زمين

بررسيهاي فضاپيماها
تير در سالهاي 1973 و 1974 توسط فضاپيماي ناسا، مارينر10،بررسي شد. كمتر از نصف سطح تير، توسط اين فضاپيما نقشه برداري شد.
  درون تیر
  پوسته: تير، پوسته ضخيمي دارد كه عمدتا از سنگهاي سيليكاته تشكيل شده است. در قطب شمال و جنوب تير، كلاهكهاي يخي كوچكي وجود دارد. اين يخها در كراترهاي عميقي كه نور خورشيد به آنها نمي تابد، به صورت يخ زده باقي مي مانند.
گوشته: در زير پوسته، گوشته قرار گرفته است(گوشته هم از سنگهاي سيليكاته ساخته شده است) كه صدها كيلومتر ضخامت دارد.
هسته: در مركز تير، هسته آهني نيمه مذابي قرار گرفته است كه قطر آن حدود 2300 مايل(7500كيلومتر) است(تقريبا نصف قطر تير). هسته حدود 80% جرم تير را تشكيل مي دهد و ميدان مغناطيسي تير را به وجود مي آورد(اكنون مي دانيم كه اين ميدان به علت وجود هسته آهني است).
چگالي: چگالي تير، 430/5 كيلوگرم بر مترمكعب است كه اندكي كمتر از چگالي زمين است. تير، به خاطر هسته آهني بزرگش، دومين سياره چگال منظومه شمسي است(لعد از زمين).

      طول روز و سال در تير تیربسيار سريع دورخورشيد مي چرخد اما بسيار آهسته حول محور خود حركت مي كند. يك روز در تير(از يك طلوع تا طلوع بعدي) طولانيتر از يك سال(يك دور چرخش دور خورشيد) است.
سال تير: يك سال در تير، 97/87 روز زمين است. يعني 97/87 روز زمين طول مي كشد تا تير يك بار به دور خورشيد بچرخد.

روز نجومي تير: هر روز نجومي در تير، 65/58 روز زمين است. يعني 65/58 روز زمين(دو سوم سال آن) طول مي كشد تا حول محور خود بچرخد. به نظر مي رسد كه يك روز تير، يعني از يك طلوع تا طلوع بعدي، به اندازه دو سال تير(يا 176 روز زمين) طول بكشد. يعني يك سال در تير روز است و سال بعد شب(براي درك اين مطلب بايد تصور كرد كه يك سمت تير هميشه رو به خورشيد است، اما اين تصور درست نيست).

اين شكلها مسير چرخش تير حول خورشيد را نشان مي دهند. علامتهاي قرمز،‌نقطه يكساني را روي سطح تير در زمانهاي مختلف چرخش نشان مي دهند.
نقطه اي در تير، كه درست روبه روي خورشيد قرار دارد، بعد از يك دور چرخش(59 روز= دو سوم دوره چرخشي تير)، در همام جهت خواهد بود اما اين نقطه مدت زمان طولانيتري مقابل خورشيد باقي نخواهد ماند. اين نقطه پس از سه بار چرخش سياره، كه در طي آن سياره دو بار خورشيد را دور مي زند(يا 176 روز زمين) به جاي اول خود بازخواهد گشت. سیاره ناهيد

دانستنيهاي كلي درباره ناهید:



ناهيد دومين سياره نزديك به خورشيد است و داغترين سياره منظومه شمسي مي باشد. اين سياره توسط ابرهايي از اسيدسولفوريك پوشيده شده است كه گرماي خورشيد را جذب مي كنند. اتمسفر ضخيم آن از دي اكسيد كربن تشكيل شده است. ناهيد، هسته اي آهني دارد اما ميدان مغناطيسي آن بسيار ضعيف است.
انسان، در اتمسفرسمي اين سياره، احساس خفگي مي كند و در گرماي فوق العاده بالاي آن مي پزد و ممكن است در اثر فشار بيش از حد اتمسفر متلاشي شود.
ناهيد به نام ستاره سحر يا ستاره شامگاه هم شناخته مي شود زيرا هم به هنگام طلوع و هم غروب خورشيد قابل مشاهده و بسيار درخشان است. اين سياره فقط به هنگام طلوع يا غروب قابل مشاهده است زيرا به هنگام طلوع و غروب، ناهيد به خورشيد نزديكتر است.

همانطور كه ناهيد به دور خورشيد مي چرخد، ظاهر آن از سطح زمين تغيير مي كند مثل ماه. يعني از قرص كامل به صورت محدب و هلالي در مي آيد و سپس دوباره به حالت اول برمي گردد.

اندازه:
قطر ناهيد حدود 7521 مايل(12104 كيلومتر) است. قطر آن حدود 95% قطر زمين است. اندازه و جرم ناهيد بيشتر از سيارات ديگر به زمين نزديك است.

جرم و گرانش:
جرم ناهيد حدود 87/4 در ده به توان بيست و چهار كيلوگرم است. گرانش ناهيد 91% گرانش زمين است، يعني يك شخص صد پوندي روي ناهيد، 91 پوند وزن خواهد داشت.

چگالي ناهيد، 5240كيلوگرم بر مترمكعب است يعني اندكي كم چگالتر از زمين مي باشد و سومين سياره چگال منظومه شمسي است(بعد از زمين و تير).
طول روز و سال در ناهيد:ناهيد بسيار آهسته مي چرخد. هر روز ناهيد، به اندازه 243 روز زمين طول مي كشد. يك سال ناهيد، 7/224 روز زمين طول مي كشد. يعني 7/224 روز زمين طول مي كشد تا ناهيد يك دور به دور خورشيد بچرخد. هنگامي كه زمين و ناهيد، در كمترين فاصله نسبت به هم قرار دارند، يك سمت ناهيد هميشه به سمت زمين است.

مدار ناهيد و فاصله از خورشيد:ناهيد، 67230000 مايل(108200000كيلومتر) از خورشيد فاصله دارد. مدار ناهيد تقريبا دايره اي است. ناهيد به طور ميانگين، AU 72/0 يا 67230000 مايل يا 108200000كيلومتر از خورشيد فاصله دارد.
ناهيد در جهت مخالف زمين(و سيارات ديگر به استثناي اورانوس)مي چرخد. اگر از شمال نگاه كنيد، ناهيد به صورت ساعتگرد مي چرخد در حاليكه سيارات ديگر پادساعتگرد مي چرخند. در ناهيد، خورشيد از غرب طلوع و از شرق غروب مي كند(برعكس زمين). علت اين چرخش غيرمعمول ناهيد مشخص نيست.
دماي ناهيد:ناهيد داغترين سياره منظومه شمسي است. ابرهاي آن، گرماي خورشيد را جذب مي كنند(اثرگلخانه اي) در نتيجه دماي ناهيد تا 480درجه سلسيوس بالا مي رود. ميانگين حرارت ناهيد، 726 درجه كلوين(452 درجه سانتيگراد، 870 درجه فارنهايت) است.
اقمار:ناهيد قمري ندارد.

مقايسه ناهيد- زمين:
نخستين فضاپيمايي كه به ناهيد فرستاده شد:ونراي3، )از(U.S.S.R.، اولين فضاپيماي بشرساز بود كه به ناهيد فرستاده شد. اين فضاپيما در 16 نوامبر 1965 به فضا پرتاب شد. در1 مارچ1966، اين فضاپيما به ناهيد رسيد. كپسولهاي كاوشگردرسياره پياده شدند اما قبل از ورود به اتمسفر از بين رفتند.

نام ناهيد:نام ناهيد از نام الهه عشق روميها گرفته شده است.
ناهيد دومين سياره نزديك به خورشيد است و داغترين سياره منظومه شمسي مي باشد. اين سياره توسط ابرهايي از اسيدسولفوريك پوشيده شده است كه گرماي خورشيد را جذب مي كنند. اتمسفر ضخيم آن از دي اكسيد كربن تشكيل شده است. ناهيد، هسته اي آهني دارد اما ميدان مغناطيسي آن بسيار ضعيف است.

این سنبل سیازه ناهید است.   درون ناهيد


تركيب سيارهناهيد، پوسته اي صخره اي، گوشته ضخيمي از سنگ بازالت و هسته اي از نيكل وآهن دارد. در ناهيد، آب سطحي وجود ندارد. سطح ناهيد،‌با وجود لايه ابر آن، به وسيله رادارنقشه برداري شده است. حدود 20% از سطح ناهيد را حوضه هاي پستي از گدازه جامد تشكيل مي دهد، 70% از سطح آن از بلنديها تشكيل شده و 10% سطح هم از ارتفاعات(آتشفشانها، كراترها،‌كوهها) تشكيل شده است. دو منطقه اصلي آن ارتفاعات آفروديت(به اندازه نصف آفريقا) و ايشتار(حوضه اي كه با گدازه پر شده و از ايالات متحده بزرگتر است) مي باشند. در سطح آن، بادهاي كمي مي وزد.
ناهيد، ميدان مغناطيسي خيلي قوي ندارد كه ممكن است به علت چرخش آهسته سياره يا نبود هسته مذاب خارجي باشد.

اتمسفر ناهيد و پوشش ابر

پوشش ابر ناهيد ناهيد، توسط لايه اي ضخيم از ابر پوشيده شده است. اين ابرها، عمدتا از اسيد سولفوريك تشكيل شده اند و بسيار سريع و با سرعت بيش از 220 مايل در ساعت(350 كيلومتر در ساعت) حركت مي كنند. سرعت چرخش اين ابرها 60 برابر بيشتر از سرعت چرخش سياره است. اين ابرها طي مدت 4 روز زمين، سياره را دور مي زنند. ناهيد هر 243 روز زمين،‌يك دور به دور محور خود مي چرخد. اين ابرهاي سريع،‌گرماي اطراف سياره را پخش مي كنند و به همين علتسمتي از سياره كه شب مي باشد هم بسيار داغ است. هنگامي كه اين ابرها در معرض نور ماوراء بنفش قرار مي گيرند، مي توان الگوي V شكل آنها را، در عرضهاي جغرافيايي مياني مشاهده كرد.
از اين ابرها،‌باران اسيد سولفوريك مي بارد(باران بينهايت اسيدي) اما اين باران خورنده، به سطح نمي رسد. حرارت بالاي زير ابرها(بيش از 220 درجه سلسيوس) قطرات باران را در 10 مايلي(30كيلومتري) بالاي ناهيد، بخار مي كند.
اتمسفراتمسفر ناهيد، عمدتا از گاز دي اكسيد كربن تشكيل شده است(96%). تشكيل دهنده هاي ديگرعبارتند از 3% نيتروژن و 003/0% بخار آب. احتمالا ناهيد در گذشته، مقادير زيادي آب داشته است كه در دماي بالاي ناهيد به جوش آمده است.


فشار اتمسفر در ناهيد بسيار زياد و حدود 90 برابر فشار اتمسفري سطح زمين است. اثر گلخانه اي، گرماي اتمسفر را جذب مي كند. وجود اتمسفر ضخيمي از دي اكسيد كربن، باعث مي شود كه تنها مقادير بسيار اندكي از تابشهاي مادون قرمز به فضا برگردند و بيشتر اين تابشها به سياره برمي گردد.
عبور از ناهيد

در طي عبور از ناهيد، ناهيد درست بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد و به صورت لكه تيره كوچكي كه قرص نوراني خورشيد را قطع مي كند، ديده مي شود. عبور از ناهيد بسيار نادر است و دو عبور از ناهيد، هر 125 سال يك بار رخ مي دهد. عبور از ناهيد در 8 ژوئن 2004 و 6 ژوئن 2012 رخ مي دهد.
هشدار: هرگز به هنگام عبور. به خورشيد نگاه نكنيد. اين كار ظرف چند ثانيه، باعث كوري مي شود.

عبور چيست؟ عبور هنگامي رخ مي دهد كه يك جسم كوچك در جلوي جسم بزرگتر قرار مي گيرد(مثلا هنگامي كه جسمي مانند ناهيد بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد). به هنگام عبور، جسم(در اين مورد ناهيد) به صورت يك جسم كوچك تيره به نظر مي رسد كه جسم بزرگتر(در اين مورد خورشيد) را قطع مي كند. عبور، دقيقا مانند خسوف يا كسوف درمنظومه شمسي است اما خورشيد تيره نمي شود. فقط بخش كوچكي از خورشيد ناپديد مي شود.
تنها سياراتي كه بين زمين و خورشيد قرار مي گيرند، تير و ناهيد هستند(زيرا اين دو سياره، تنها سياراتي هستند كه فاصله آنها به خورشيد كمتر بوده و نسبت به خورشيد نزديكتر از زمين هستند). بنابراين تنها سياراتي كه مي توانند پديده عبور را ايجاد كنند، تير و ناهيد هستند. پديده عبور، بسيار نادر است. چون مدار ناهيد بزرگتر از مدار تير است، عبور ناهيد حتي از عبور تير هم كمتر است.
عبور ناهيد هنگامي رخ مي دهد كه دو چيز به طور همزمان رخ دهد:
• ناهيد با خورشيد پيوستگي ثانويه دارد(و آن هنگامي است كه ناهيد درست بين زمين و خورشيد قرار گرفته باشد).
• ناهيد صفحه مداري زمين(خسوف و كسوف) را قطع كند. صفحه مداري ناهيد،‌39/3 درجه انحراف دارد.

عبور ناهيد چقدر طول مي كشد؟
عبور از ناهيد بين 3 تا 7 ساعت طول مي كشد. زمان دقيق آن، به مسيرش بستگي دارد. در ژوئن 2004 و ژوئن 2012، عبور از ناهيد5 ساعت طول مي كشد.

اثر قطرات سياهدر آغاز عبور، هنگامي كه ناهيد به قرص خورشيد وارد مي شود، پديده نوري عجيبي رخ مي دهد. اين پديده اثر قطرات سياه ناميده مي شود. نور خورشيد، در اطراف ناهيد خم مي شود(اين نور توسط اتمسفر چگال ناهيد شكسته مي شود)، در نتيجه ظاهر ناهيد كشيده ديده مي شود. اين پديده در پايان عبور از ناهيد هم رخ مي دهد، درست قبل از اينكه ناهيد، قرص خورشيد را ترك كند.

عبور از ناهيد، اغلب در چه مواقعي رخ مي دهد؟
عبور از ناهيد ، بسيار نادر است. به طور ميانگين، هر 125 سال، دو عبور رخ مي دهد. تنها 5 عبور از ناهيد توسط بشر ديده شده است. تا قبل از عبور سال 2004، اين پديده قبلا در 4 دسامبر 1639، 5 ژوئن 1761، 3 ژوئن 1769، 8 دسامبر 1874 و 6 دسامبر 1882 هم رخ داده است. در طي 2000 سال قبل از ميلاد و 1882 سال بعد از ميلاد تنها 52 عبور از ناهيد رخ داده است.

ما عبور از ناهيد را چه مي ناميم؟ در سال 1716، ادموند هالي، مقاله اي چاپ كرد و در آن، توضيح دادكه چگونه مي توان از عبور سياره اي(عبور ناهيد يا تير) براي اندازه گيري فاصله خورشيد، استفاده كرد، عنوان مقاله وي، اين بود: روشي جديد براي تعيين فاصله از خورشيد. گروه اعزامي براي مشاهده عبور ناهيد(براي تعيين فاصله زمين از خورشيد) در سال 1761 و 1769 اعزام شدند.
جيمز كوك (27 اكتبر 1728، 14 فوريه 1779) مكتشف و منجم انگليسي بود كه در سال 1769، به منظور مشاهده عبور ناهيد، با كشتي عازم تاهيتي شد. به علاوه، وي به دنبال قاره بزرگ جنوبي بود و فكر مي كرد چنين قاره اي وجود دارد(اما وجود نداشت). بعد از 8 ماه مسافرت دريايي، وي چندين ماه در تاهيتي ماند و و خود را براي مشاهده عبور آماده مي كرد. منجمان، بعدها داده هاي وي را با داده هاي مشاهده كنندگان ديگر تركيب كردند تا فاصله زمين تا خورشيد را تعيين كنند(1 واحد نجومي).
  سیاره مریخ


مريخ، سياره سرخ، چهارمين سياره از سمت خورشيد و شبيه ترين سياره به زمين است. اندازه آن تقريبا نصف اندازه زمين است، سطح آن خشك و صخره اي بوده و اتمسفر آن بسياركم ضخامت است.
سطح مريخ:
سطح مريخ، خشك، صخره اي و عمدتا پوشيده از گرد و غبار غني از آهن است. در نيمكره شمالي آن حوضه هاي پستي وجود دارد اما نيمكره جنوبي در اثر برخورد شهابسنگها، پوشيده از كراتر است. زمين مريخ يخ زده است. اين يخبندان دائمي تا كيلومترها ادامه دارد.


سطح مريخ طرحي از مريخ كه ازكنار هم قرار دادن چهارعكسي كه تلسكوپ فضايي هابل، در سال 1999 گرفته است، به وجود آمده است. در بالا سمت چپ،‌ نزديك قطب طوفاني قابل مشاهده است
قطبهاي شمال و جنوب مريخ، پوشيده از كلاهكهاي يخي هستند كه از دي اكسيد كربن و آب منجمد تشكيل شده است.


المپوس مونز، بزرگترين آتشفشان مريخ. احتمالا اين آتشفشان، بزرگترين آتشفشان منظومه شمسي مي باشد. ارتفاع آن 17 مايل(27 كيلومتر) و عرض آن بيش از 320 مايل(520كيلومتر) است. تصور مي شود كه آتشفشان خاموشي باشد


دانشمندان مدتها تصور مي كردند كه در سطح مريخ كنوني، هيچ آب مايعي وجود ندارد، اما عكسهاي جديد مريخ نشان مي دهد كه ممكن است مقداري آب مايع در نزديكي سطح مريخ وجود داشته باشد. سطح مريخ، شواهد بيشتري از اثرات جريانهاي قديمي آب به صورت عوارضي وجود دارد. بر سطح مريخ، رودخانه و درياچه هاي قديمي خشكي وجود دارد كه داراي كانالهاي ورودي و خروجي بزرگي هستند. احتمالا اين كانالها دراثر سيلابهاي ناگهاني به وجود آمده كه به سرعت عوارض را فرسايش داده اند.


دانشمندان تصور مي كنند كه قسمت عمده آب مريخ(به صورت پرمافراست) درون زمين يخ زده است ودركلاهكهاي يخي قطب، منجمد شده است.
جي. شياپارلي، منجم ايتاليايي،‌ اولين كسي بود كه از مريخ نقشه برداري كرد(در سال 1877) و به شبكه كانالي روي سطح مريخ توجه كرد. بعدها، مشخص شد كه اين كانالها خشك هستند و هرگز كانال نبوده اند. از آن به بعد، يكي ازكراترهاي برخوردي مريخ(كراتر شياپارلي،‌ با قطر 461 كيلومتر=277 مايل) و نيمكره مريخ، شياپارلي ناميده شدند.
قطر مريخ، حدود 4222مايل(6790 كيلومتر) بوده و حدود 53%(كمي بيش از نصف) قطر زمين است.
تركيب سياره
پوسته و سطح:
سطح مريخ عمدتا از سنگهاي بازالتي(سنگ آذرين) غني از آهن تشكيل شده است. مريخ، پوسته اي نازك، مشابه زمين دارد.

گوشته:
سنگ سيليكاته،‌احتمالادر اعماق مشابه، داغتر از گوشته زمين مي باشد.

هسته:
هسته احتمالا از آهن و سولفيدها تشكيل شده و شعاع آن 1500-800 مايل(2400-1300 كيلومتر) است. هنگامي كه داده هاي آينده ارسال و تفسير شوند، مطالب بيشتري درباره مريخ خواهيم دانست.

جرم و گرانش:
جرم مريخ حدود 42/6 در ده به توان بيست و سه، يعني يك نهم جرم زمين است. يك شخص صد پوندي روي مريخ، تنها 38 پوند خواهد بود.
طول روز و سال مريخ:
هر روز مريخ، 03/1 روز زمين(6/24 ساعت)طول مي كشد. هرسال مريخ، 687 روز زمين است. يعني اين مدت طول مي كشد تا مريخ يك دور حول خورشيد بچرخد.
مدار مريخ:
مريخ، نسبت به زمين 524/1 برابر از خورشيد دورتر است. يعني به طور ميانگين، 6/141 ميليون مايل(9/227 ميليون كيلومتر) از خورشيد فاصله دارد. مدار آن، بسيار بيضوي است. مريخ، بعد از پلوتون، بيشترين خروج از مركز را درمنظومه شمسي دارد.
اتمسفر:
اتمسفر مريخ، بسيار كم ضخامت است و شامل 95% دي اكسيد كربن، 3% نيتروژن و 6/1% آرگون است(در اتمسفرمريخ، اكسيژن وجود ندارد). فشار اتمسفر، كسري از فشار اتمسفر زمين است( حدود 1% فشار اتمسفر زمين در سطح دريا) و در طي سال بسيار متغير است.
در قطبهاي شمال و جنوب، قطعات بزرگي از دي اكسيد كربن منجمد وجود دارد. در هر نيمكره، در فصل گرم سال، بخشي از كلاهك قطبي، ذوب مي شود و دي اكسيد كربن آزاد مي كندودر فصل سرد سال، بخشي ازكلاهك يخي منجمد شده و دي اكسيد كربن اتمسفر را تسخير مي كند.
فشار اتمسفر، از فصلي به فصل ديگر تغيير مي كند. اختلاف فشار اتمسفر مريخ، در تابستان و زمستان(هواي كمتر و دياكسيدكربن بيشتري وجود دارد) 25%است. اين اختلاف به علت مدارعجيب مريخ است. مريخ در تابستان 20% به خورشيد نزديكتر از زمستان است. به همين خاطركلاهك قطب شمال، دي اكسيد كربن بيشتري را نسبت به كلاهك قطب جنوب جذب مي كند.
به علاوه در اتمسفر مريخ، ابرهايي وجود دارد. بيشتر اين ابرهااز بلورهاي يخي دي اكسيدكربن يا بلورهاي يخ زده آب، تشكيل شده اند.
در اتمسفر مريخ، ذرات ريز گرد و غبار هم به صورت معلق وجود دارد. اين ذرات(كه شامل مقادير زيادي اكسيدآهن هستند) نور آبي را جذب مي كنند بنابراين آسمان از روي مريخ آبي روشن و از خارج صورتي/ زرد ديده مي شود.
محدوده حرارتي:
حرارت سطحي مريخ به طور متوسط، 81- درجه فارنهايت(63- درجه سلسيوس) است. دما، از 68 درجه فارنهايت(20درجه سلسيوس) تا 220- درجه فارنهايت(140- درجه سلسيوس) در تغيير است. مريخ از زمين سردتر است.
اقمار مريخ:
مريخ، دو قمر كوچك دارد، فوبوس و ديموس. احتمالا دو قمر مريخ،‌ سياركهايي هستند كه در مدار مريخ به دام افتاده اند. فضاپيماهايي كه به مريخ فرستاده شده اند: مارينر4، نخستين فضاپيمايي بود كه (در سال 1965)به مريخ فرستاده شد. دو فضاپيماي وايكينگ در سال 1976 روي مريخ پياده شدند. در 4 جولاي1997، رديابهاي مريخ، روي اين سياره پياده شده و از آن عكسبرداري كردند.
اين عكس، در سال 1998، توسط بخش نقشه برداري ناسا، از منطقه سيدونيا منس مريخ گرفته شده است. سنگها و سازندهاي ديگر زمين شناسي، از اين زاويه، شبيه صورت انسان به نظر مي رسد.

كشف مريخ:
مريخ در زمانهاي بسيار قديم شناخته شده است.

نام مريخ:
نام مريخ ازالهه رومي جنگ گرفته شده است. اين نشانه سياره مريخ است.     اقمار مريخ
مريخ، دوماه دارد، فوبوس و ديموس. اين اقمار، در سال 1877، توسط منجم آمريكايي آساف هال (1829-1907) كشف شدند. هر دو قمر كوچك هستند. عرض فوبوس 8/13 مايل(2/22 كيلومتر) و عرض ديموس تنها 8/7 مايل(6/12كيلومتر)است. اين دو قمر بسيار سنگين هستند و از سنگ و آهن تشكيل شده اند. احتمالا اين دو قمر‌ سياركهايي هستند كه توسط ميدان گرانشي مريخ به دام افتاده اند و هيچ اتمسفري ندارند.


ديموس ديموس(به معناي وحشت) كوچكتر از قمر ديگر مريخ است. عرض ديموس تنها8/7 مايل(6/12 كيلومتر) و جرم آن 80/1 در ده به توان پانزده مي باشد. ديموس در فاصله 14300مايلي(23000كيلومتري) مريخ به دور آن مي چرخد. اين قمردرسال 1877، توسطآساف هال كشف شد.

فوبوس

فوبوس(به معناي ترس) بزرگتر از قمر ديگر مريخ است. عرض آن تنها 8/13 مايل(2/22 كيلومتر) و جرم آن، 08/1 در ده به توان شانزده مي باشد. فوبوس، در فاصله 5600 مايلي(9000 كيلومتري) مريخ به دور آن مي چرخد. مهمترين عارضه آن، كراتر بزرگي است كه استيكني(نام همسر هال) نام دارد و پهناي آن 2/6 مايل(10 كيلومتر) است. فوبوس، در سال 1877، توسط آساف هال كشف شد.   سیاره مشتری

مشتري، پنجمين و بزرگترين سياره منظومه شمسي است. اين غول گازي،‌اتمسفر ضخيمي دارد، 39 قمر شناخته شده و حلقه اي تيره و آشكار دارد. مهمترين عوارض آن، نوارهاي عرضي و لكه بزرگ قرمز رنگ(كه طوفان است) مي باشند. مشتري، عمدتا از گاز تشكيل شده است. اين سياره بزرگ، دو برابر گرمايي كه از خورشيد جذب مي كند، از خود نور ساطع مي كند. به علاوه ميدان مغناطيسي بسيار قوي دارد. مشتري در قطبين پهن مي شود و در استوا محدب است.

اندازه قطر مشتري 88700 مايل(142800 كيلومتر) است كه اندكي بيشتر از 11 برابر قطر زمين است. مشتري آنقدر بزرگ است كه مي توان همه سيارات منظومه شمسي را در آن جاي داد(اگر مشتري خالي و ميان تهي بود)



جرم و گرانش
جرم مشتري،‌حدود 9/1 در ده به توان بيست و هفت كيلوگرم است. اگر چه اين جرم 318 برابر جرم زمين است، ‌اما گرانش مشتري تنها 254% گرانش زمين است. اين به علت بزرگي مشتري است(و نيروي گرانشي كه يك سياره در سطح به جسم وارد مي كند،‌ متناسب با جرم آن بوده و با شعاع آن سياره رابطه عكس دارد). يك انسان 100پوندي روي مشتري، 254 پوند وزن خواهد داشت


طول روز و سال مشتري
8/9 ساعت زمين طول مي كشد تا مشتري يك دور حول محورش بچرخد(يك روز مشتري). 8/11 سال زمين طول مي كشد تا مشتري يك دور حول خورشيد بچرخد(سال مشتري).
مشتري از گاز و مايع تشكيل شده است، بنابراين همانطور كه مي چرخد، بخشهاي مختلف آن با سرعت يكساني نمي چرخند. چرخش سريع آن، سبب ايجاد تحدب بيش از اندازه در استواي مشتري مي شود. مشتري،‌شبيه كره اي پهن شده به نظر مي رسد(پهن شده است).

مدار مشتري
فاصله مشتري از خورشيد ، 2/5 برابر فاصله زمين از خورشيد است. به طور ميانگين، مشتري 480000000 مايل(778330000 كيلومتر) از خورشيد فاصله دارد.

در آفليان(نقطه اي كه مدار مشتري،‌ بيشترين فاصله را از خورشيد دارد)، فاصله مشتري از خورشيد815700000 كيلومتر است. در پريليان(نقطه اي كه مدار مشتري،‌ كمترين فاصله را از خورشيد دارد)، فاصله مشتري از خورشيد 749900000 كيلومتر است.

در مشتري فصول وجود ندارند. فصلها در اثر انحراف محور چرخش به وجود مي آيندو محور چرخش مشتري،‌فقط 3 درجه انحراف دارد(اين انحراف براي ايجاد فصلها كافي نيست)

    حلقه ها
مشتري، حلقه هاي كم نور و تيره اي دارد كه از قطعات كوچك سنگ و گرد و غبار تشكيل شده اند. اين حلقه ها، در سال 1980، توسط فضاپيماي وياجر1 ناسا كشف شدند. هنگامي كه وياجر2 به مشتري فرستاده شد، اين حلقه ها بيشتر مورد بررسي قرار گرفتند. قدرت بازتاب اين حلقه ها، 05/0 است. آنها مقدار زيادي از نوري را كه جذب مي كنند، باز نمي گردانند.



حلقه هاله:
حلقه اي عريض و تيره است كه به شكل نان گرد مي باشد. عرض آن حدود 22800 و ضخامت آن حدود 20000 كيلومتر است. اين حلقه از 100000 كيلومتري مركز مشتري آغاز مي شود. لبه خارجي هاله،‌ به حلقه اصلي محدود مي شود.

حلقه اصلي: عرض آن 6400 كيلومتر و ضخامت آن كمتر از 30 كيلومتر است. جرم اين حلقه بسيار نازك، ‌حدود ده به توان سيزده كيلومتر است. پهناي حلقه حدود 7000 كيلومتر است. اين حلقه از 122800 كيلومتري مركز مشتري آغاز مي شود و لبه خارجي آن 129130كيلومتر از مركز مشتري فاصله دارد. دو قمر كوچك آدراستا و متيس،‌در حلقه اصلي مي چرخند و احتمالا منبع گردو غبار اين حلقه هستند.
حلقه گوسامر: حلقه اي بسيار تيره و عريض است. اين حلقه خود داراي دو حلقه مي باشد، يكي از حلقه ها در ديگري فرورفته است. اين حلقه از ذرات بسيار كوچك وخرده هاي ميكروسكوپي دو قمر آمالتا و تب تشكيل شده است. حلقه گوسامر، از 129000 كيلومتري مركز مشتري آغاز مي شود و تا مدار قمر آمالتا ادامه مي يابد.


منبع : roostaygolin[dot]blogfa[dot]com[slash]post-48[dot]aspx

گلین بهشت گمشده سیاره های , سیارات منظومه شمسی, نجوم به زبان ساده , جوانه دانستني هايي که شايد نمي , برگی از فیزیک حرکت های مداری ماه, نجوم درباره سیاره ها, هر چی که بخواهید دانستنیها و ,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات