تبلیغات

نیله چی



بزرگمرد بختیاری




               علیمردان خان چهار لنگ بختیار.

 

علیمردان خان با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال سیاسی و زندانی گردید و در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه  ۱۳۱۳ این راد مرد بختیاری را جلوی جوخه اعدام بردند.

نویسنده نامدار ، بزرگ علوی اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند و استوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.

هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد : در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد زنده باد  ایران و آزادی که با صفیر چند گلوله خاموش شد.

 

مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم          گَر زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم

معنی: من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم  را نمی دانم .

شُمشیر علیمردون طلای بی غش            زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش

معنی: شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش .

بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ          شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ

معنی: ای عروس خانوم تو گریله (؟) بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ.

کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم                  رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم

معنی: تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جسدم برسانند.

دشمنون زِ بعد مو چاره ندارِن                    گَویَلَ نیله سووار وِ هفت و چارِن

معنی: دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار ( اسب سوار ) ما چهارلنگ و هفت لنگ هستند. ( سپاه ما شامل هر دو شاخه بختیاری هم چهارلنگ و هم هفت لنگ هستند).

 چی کَلا پرپر کُنُم رُوم وِ تهرون                    اسمِ شاه نَه کور کُنُم، شاه علیمردون

معنی: همانند کلاغ پرپر می زنم و می روم تا تهران ( پایتخت ) اسم شاه را کور می کنم ( از بین می برم ) و اسم شاه علیمردان را می نویسم.

راز ماندگاری استاد مسعود بختیاری

اوکه از پاکی دلی چون آسمان داشت به آسمان پر کشید

هنر نزد انسانها جایگاه رفیعی دارد ودر آفرینش و نقل وانتقا ل فکرواندیشه واحساسات بشری به نحوی موثروقابل ستایش است .از طرفی در مقوله هنرهنرهای بومی ومحلی جایگاه خاص دارند .هنر محلی مانند لانه ای است که پرنده بعد ازعبور از باد وطوفان به آن پناه می بردوبسیارموردنیاز امروز است امروزی که پر از صدای گوش خراش آهن آلات وصنعت است هنر بومی ومحلی بر خواسته از جایی است که بوم ومحل زندگی وبوجود آمدن ماست به عبارتی خواسگاه وجودی ما وهنر محلی مان یکی است بین احساسات ما واین هنر به خصوص هنر موسیقی محلی ارتباط تنگاتنگی است وبا هر ضرب آهنگ آن تمام اجزا بدن حس آشنایی دارند .

در غم نامهای بزرگان آنها را می شناسیم نامشان وداستانشان از پدرانمان سینه به سینه به ما رسیده است وشادی هایی که در جریان همگرایی وبا هم بودن خوانده می شود احساسات انسان را بر می انگیزد وتا منتهای شور وشوق با اصالت می برد.

حال در موسیقی محلی ما کسی که هم مردم را می شناسدو هم موسیقی ودرد امروز و دیروز راوارتباط بسیار زیبایی بین مردم شعر وامروز ودیروز بوجود آورد زنده یادمسعود بختیاری بود او از آنجایی که فرزند ایل بود و دورن تدریس ومعلوی را مجدد با ایل آغاز کرد با اشراف کاملی که به زندگی محلی و ایلی داشت شعر و اهنگ او سر شار از صداقت ویک رنگی ویک آگاهی والاست وهمان طور که در کلیات ومضامین شعریش بخصوص شعر کاشکی پیداست یک روحیه آرمانگرا وعلاقه مند به اتحاد و مهربانی ودر کنا هم بودن داشت(کاشکی یه سال همه مالا بار بونن کل یک بنگ بکنیم که بهونان بزنن کل یک شو که اوی یه تش تنگی بزنیم من چاله دست یک بگریم وجار بزیم همه مال)ودر جایی دیگر(بیون که وا با یکدی تا صوو بزنیم کل وگاله )و درآواز برزیگری چنان با سوز وگداز به جزییات کار پرداخته وچنان با احساسات برزیگر اخت واجین شده که افکار واحساسات انسان را تا پای گندمهای طلا گونه می برد او احساس برزیگر را هنگام کوچ ایل می شناسد (کن کن مالا دلم رهد واباسون بیو بریم زال بزنیم جا وارگه هاسون )او اصطلاحات جاری در برزیگری را خوب می شناسد (کی خلاص ایبم ز ای مات گندم وارستن برزیگرو په موسی چه مندم )(میرمات بنگ ایزنه غله مند سر پا داست تند تند بکش نمهنی به گرما )حتی در گرما ماندن برزیگر راحس کرده است من مدت دو سال افتخار همنشینی با عشایر را داشتم آنجا وقتیصدای مال کنون مسعود از ضبط شارژی می امد باید اشک سرازیر برزیگر رامی دیدید واین حاصل حس یکی بودن مسعود وبرزیگر است واو تنها کسی استکه داد وبیداد را می خواند تا خوار از دل برزیگر بکند ودر جاهایی بانهایت جزئیات عادت ورسوم ایلی مانند هیاری وگردواری را با تمام احساسات بیان می کند واین هنر مند عاشق عشق را بهتر از هر چیز می شناخت سوز وگدازآوازاودرداستان لیلی ومجنون بختیاری یعنی عبده محمد للری وخدابس ودیگراشعارعاشقانه اش واز همه مهمتر صدای گرم او گویای سوز دل همه عشاق جهان است.او به همه انسانها عشق می ورزد وآنهارابه دیارخود دعوت می کند

همه راعزیز وستین دل می خواند وتوجه وعشق وعلاقه استاد به طبیعت ایل نیز خالی از لطف نیست مثلا کبک که در ایل بختیاری همان جایگاه بلبل در پارسی را داردبسیار مورد توجه استاد بود (کوگ نازنینم بیو زنو بخون سیم در بده من مال بنگ قهقهاته )هرچند خود او کوگ نازنین ایل بود .او شبهای مهتاب زاگرس رامی شناخت او می دانست درشبهای درازی که مهتاب بلند است دل جا نمی گیرد(شودرازمه بلند دل نیگره جا) وچه زیبا از شبهای بلند در کنار رود میگوید .

گوشه های از راز ماندگاری استاد در این بود که گفته شد چون فرزند ایل ودر میان ایل بود وبر روی خاک با پیروجوان نشسته است وهمدرد واقعی بود شعر وآواز را با تمام احساس وصادقانه ارائه می داد واسطوره شدچون هیچگاه سعی نکردونمی خواست اسطوره شود وهنر را عامل ارتباط می دانست ونه ابزار بزرگی وجلوه نمایی و خود نمایی او برای ایل می خواند وامروز ایل برای او گریه می کند همین است که در جمعه گذشته در مسجد سلیمان وامروز در دزفول چشم همه سیلاب اشک است بزرگی استاد در این بود که دامنه مخاطبانش از چوپانان تابالاترین مغزهای ایران وچهره ماندگار ایرن است وهمین است که در هفته گذشته هیچ روزی در شهرهای ایران بی نام استاد نگذشت واین حاصل ارتباط استاد وایل است و آنچه آموخت وآنچه سردادهمه رااز ایل به ودیعه گرفت وبه زیبا ترین حالت امانت داری کرد وآن را به تعالی رساند.

می دانیم که شناخت زنده یاد مسعود بختیاری وشعر واوازش در معرفی فرهنگ وافکار جمعی بختیاری بسیار موثر است .گذشته از آنکه در باز آفرینی هویت ایلی نقش بسزایی دارد ومی تواند زیبا ترین عامل انتقال فرهنگی باشد .

صدای او ماندگار در ایل وایل ماندگاردرصدای اوست روحش شاد

یه مدتی وقتی به اوضاع واحوال قوم بختیاری انیرم ابینم چه زینگل وچه پیایل

 

به طور نمونه چه وابا یک من امورات مملکتی ایران نقش واثر غلوه داشتن

 

ولی بدبختانه زایچوکه یه دسته زگویل کمترویرسون وا امورات قوم بی زیه

 

طرف هم جونو کمتراویدن به بسط وتوضیح وتعریف جایگاه قوم من کشور

 

مشغول آبیدن بعد اوهمه تش ودیلقی که زقوم بلند آبیدهمه بهره برداری ره

 

سی قوم وقبایل دی وقوم بختیاری که جزئ وفادارترین مردم به یه دستس

 

ویه پارچه ای مملکت بی زسون به عنوان خائن وبی فرهنگ ورسما (عشایر

 

حاشیه نشین) یاد کردن که البت مو اینونه همس تقصیر خومون ادونم ولی

 

حالا منی ظل روز زیده وآستاره صحو سر درآورده دی گویل وددویل بیشتر ز

 

گذشته ویرسون وابا قومسون هد و اخون دی چی چشمه رون بون وچی

 

گورو نمهنن یه حرکت سریع وری به رشدی منه اینترنت ز خوسون نشون

 

دادن که خیلی با ارزش به نظر ارسه هم ز لحاظکمی هم کیفی غلوه

 

نوشتنه وهیجار کردنه وبا شور وشوق ز وارگه وچویل ودستمال بازی یاد

 

اکنن وخو دست به یک دادن طوری که صمیمیت و رفاقت خوی بین

 

صحائهای وب سایت ها بوجود اویده که نیاز به همگرایی وهمرهی بیشتری

 

هم هد که خوشبختانه به طرف کارهای اجرایی وفرهنگی هم پیش اره ولی

 

هنی او صمیمیت من کارهای اجرایی به تی نیاهه امیدارم که به لطف خدا

 

ای رهی که گویل وددویل به پیش گرهدنه که نوید بخش جنبش و حرکت

 

گپی من قوم بختیاریه وحداقل ره بچلمونه سی فردایی بهتر هوار کنیم



منبع:
http://rasool99.blogfa.com


منبع : rasool99[dot]mihanblog[dot]com[slash]post[slash]172

کلامی ماندگار بزرگمرد بختیاری, ایل من بختیاری اشعار گاگریو , کر بختیاری, کایدخورده شاخه ای از ایل بزرگ , K POP FAN FICTIONS i waana love13, ایل من بختیاری روایتی از سوگ , ایل من بختیاری موسی و شبان,

تبلیغات


تبلیغات

تبلیغات
مطالب تصادفی

تبلیغات